نیشدارو

خاطرات دانشجویی چوپان دروغگو

به مناسبت هفته اول ورود به دانشگاه، خاطرات یک صفرکیلومتر یا همان ورودی جدید را از هفته اول دانشگاه برایتان منتشر می‌کنیم:
کد خبر: ۹۴۷۵۰۸

شنبه: امروز روز اول ورودم به دانشگاه بود. تمام دانشگاه را به‌خاطر من چراغانی کرده بودند جلوی در دانشگاه عده‌ای برای استقبال از من با حلقه‌ها و دسته‌های گل ایستاده بودند. جمعیت یکصدا اسم مرا فریاد می‌زدند. همه از این که من در دانشگاه قبول شده بودم در پوست خود نمی‌گنجیدند و یکی یکی پوست خود را پاره می‌کردند و دورم مثل پروانه می‌چرخیدند .

یکشنبه: امروز استادها تک تک سراغم آمدند و از من خواستند برنامه خودم را برای حضور در کلاس به آنها اعلام کنم تا با من هماهنگ شوند. در ضمن از من خواستند نمره‌هایی را که دوست دارم پایان ترم توی کارنامه‌ام باشد، اعلام کنم .

دوشنبه: مدیر گروه مرا به دفتر خود دعوت کرد و رسماً از طرف نظام آموزشی عذرخواهی کرد که نمره‌ای بالاتر از نمره بیست وجود ندارد که به من تعلق گیرد. ایشان این قضیه را بزرگ‌ترین ضعف نظام آموزشی کشور دانست و درخواست کرد پیشنهادها و انتقادات خود را برای پر بار شدن نظام آموزشی اعلام کنم.

سه‌شنبه: معاون دانشجویی برای تنظیم برنامه‌های غذایی سلف و تائید برنامه‌های فرهنگی دانشگاه از من دعوت کرد و در پایان جلسه از من خواست به اتفاق در خوابگاه دانشگاه قدم بزنیم تا من اتاق مورد علاقه ام را انتخاب کنم.

چهارشنبه: تمام همکلاسی‌هایم به من پیشنهاد ازدواج دادند ولی من پیشنهاد همه‌شان را رد کردم؛ چون باید ادامه تحصیل بدهم .

پنجشنبه: امروز رئیس دانشگاه برای برنامه‌ریزی‌های کلی و جزئی دانشگاه از من به‌عنوان نماینده دانشجویان مشاوره و راهنمایی خواست ولی من به‌دلیل مشغله زیاد درخواستش را رد کردم .

جمعه: امروز تعطیل بود و از صبح تا شب در استخر و سونای دانشگاه و زمین‌های ورزشی مجهز دانشگاه به تفریح و ورزش پرداختم.

علیرضا لبش

جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها