بشینید، ببینید و بخندید

مجید اوجی تعداد زیادی از سریال های مخاطب پسند تلویزیون را تهیه کرده است مثل سفر سبز، همسایه ها که بتازگی یک شب در میان در حال پخش مجدد است و آخرین آنها مشق عشق و شبی از شبها بود که کمتر توانست موردپسند ذائقه مخاطب امروزی واقع شود
کد خبر: ۹۴۶۷۹
؛ اما او بتازگی و بدون سروصدای مطبوعاتی سریال بشین و ببین را تهیه کنندگی می کند و خودش می گوید با هیچ جا راجع به این کار صحبت نکرده است و بسادگی می پرسد: شما از کجا متوجه شدید؛
در هر حال طراح قصه بشین و ببین حسین پاکدل است. این ادامه همکاری ای است که از سفر سبز میان این نویسنده و این تهیه کننده ایجاد شده است. این بار قرار است کاری روتین حاصل این همکاری باشد.
کاری جدا از طنز، با موضوعات مختلف که برای شبکه 2ساخته می شود. در خانه ای بزرگ و تودرتو که دورتادور آن را حیاط دربرگرفته ، ساختمانی بزرگ است که یک در آن روبه روی استودیویی باز می شود که گروه بشین و ببین در آن در حال تصویربرداری هستند.
می دونید اسم این استودیو چیست ؛ «لقمه پیچ همدیگر». درست است ، این قسمت از سریال بشین و ببین در استودیویی که به شکل کافی شاپ طراحی شده ، در حال ضبط است.
در هر حال نام این کافی شاپ لقمه پیچ همدیگر است و دارای چیزبرگر همدیگر و همبرگر همدیگر نیز هست. داخل این استودیو چند میز پذیرایی وجود دارد که روی یکی از این میزها برزو ارجمند نشسته و منتظر است.
صاحب این کافی شاپ کسی جز فردوس کاویانی نیست. به نظرم کمی پیرتر از زمانی به نظر می آمد که او را در فیلم جایی برای زندگی دیده بودم. اما طنین صدایش همان است. روزنامه ای به دست دارد و در حال تمرین دیالوگ هایش است.
روزنامه هم ورزشی است و بحث این سکانس هم حول و حوش حوادث فوتبال و این جور قضایا می گذرد. سمت چپ این استودیو حسین کیانی به عنوان کارگردان هنری کاملا ساکت و کم حرف پشت مونیتور حضور دارد و در کنارش شکرآبی (گریمور) هم هست.
کسی که داخل این استودیو صدایش به گروه انرژی می دهد، پوپک مظفری ، دستیار کارگردان است. مظفری گوشی داخل گوشهایش دارد و از طریق آن با افشین اربابی که حالا به عنوان کارگردان تلویزیونی، از بیرون از استودیو نظاره گر صحنه است ، هماهنگ می شود.
طول می کشد تا این سکانس گرفته شود. گاه بازیگران تپقهایی در حین ادای دیالوگ ها می زدند. مجددا باید متن را بخوانند و یا در میان کار برق قطع می شود. قطعی برق باعث می شود کمی سکوت داخل استودیو حکمفرما شود.
در این زمان چند دقیقه ای فرصت پیش می آید تا با پوپک مظفری صحبت کنم، او تجربه دستیاری کارگردانی در سریال مشق عشق را هم داشته است و درباره شروع اولیه این کار می گوید: از اواسط اسفند آقای اوجی مرا در جریان این کار گذاشت و قرار بود این کار 25اسفند کلید بخورد؛ اما به خاطر دکور زدن کار کمی طول کشید.
ما تقریبا 19فروردین کار را شروع کردیم و قرار است به شکل روتین و در تایم 15دقیقه ای در 52قسمت مهمان شبکه 2و مخاطبان این شبکه باشیم.
اما به موقع مشکل قطعی برق رفع می شود. غیر از کاویانی 3بازیگر اصلی این کار در استودیوی ساختگی بشین و ببین حضور دارند، بهاره حسینی ، پریسا گلدوست و جواد عزتی. مجددا ضبط شروع می شود پوپک مظفری اولین کسی است که پس از قطعی برق از صدای خارج از استودیو شکایت دارد و بلند می گوید: چرا موقع ضبط حرف می زنید؛
کمی سکوت برقرار می شود. یکی از عوامل با خنده می گوید هر کس موقع ضبط حرف بزند، یک بستنی دارد، اما حسین کیانی می گوید: نه ، کتک دارد.
مظفری هم با خنده ادامه می دهد: آره کتک بهتره ضبط شروع می شود و 2دوربین روشن می شود. گریمور دستی به سر و روی کاویانی می کشد. حالا دیگر برزو ارجمند ساندویچ خودش را خورده تا جلوی پیشخوان کافی شاپ بیاید.
فردوس کاویانی با نقش آقابیگ در این برنامه حضور دارد وقتی نگاهش به برزو ارجمند می خورد، روزنامه را روی میز می گذارد و نگاهی به ارجمند می اندازد و می گوید:
عمرا اگر پنالتی باشد شما دیشب بازی رو دیدید.
نظر دایی شما محمد آقا چیه؛
ارجمند: شما دایی منو از کجا می شناسید؛
آقابیگ: به دایی تون بفرمایید ما سینه سوخته ایم.
ارجمند: اا، آقای سینه سوخته شما را نشناختم.
جواد عزتی (گارسن) که کنار دست آقا بیگ ایستاده ، با خنده می گوید: نه منظورشان ارادت به دایی شماست.
با آهنگ صدای دستیار کارگردان ، دوباره این هشدار می آید که باید کار را نگه داشت. در این فرصت که سکوت برقرار می شود.
به فردوس کاویانی فکر می کنم. او را از محله بروبیا به یاد دارید. او نیز از جمله بازیگرانی است که مسیر را درست آمده ؛ اما اخیرا شرایط برای حضور او مهیا نشده است.
اصلا اهل مصاحبه کردن نیست و می گوید: در حال حاضر متنی را که باید بگویم ، نخواندم. بچه ها در کنار دستیار کارگردان که هنوز با صدای بلند تذکراتی می دهد، حسین کیانی همچنان سکوت اختیار کرده است.
او تجربه 6-7ساله ای در تئاتر دارد و آخرین کارگردانی وی در تئاتر تکیه ملت است که به نویسندگی و کارگردانی خودش انجام شده؛ اما حالا به دلیل این که این کار هم فضای تئاتری دارد وهم یک فضای استودیویی، به واسطه حسین پاکدل او نیز قرار شده است اولین کارگردانی تلویزیونی اش را تجربه کند.
از او راجع به اولین تجربه متفاوت در عرصه تئاتر و تلویزیون می پرسم، می گوید: کارگردانی هنری در تلویزیون به هیچ وجه سخت تر از کارگردانی و تئاتر نیست.
فقط جنس آنها تغییر می کند؛ ولی ریشه مشترک دارند. هر کدام ویژگی خودشان در دارند. کارگردان هنری بشین و ببین درباره قصه های هر قسمت از این برنامه گفت: ما از ابتدا طبق صحبت هایی که با تهیه کننده داشتیم ، تصمیم گرفتیم برنامه روتینی متفاوت از دیگر برنامه های معمول داشته باشیم.
از کیانی راجع به این تفاوت می پرسم، می گوید: این تفاوت در نوع نگاه است. ما در قدم اول بنا را بر خنداندن مخاطب نگذاشتیم ، بلکه سعی می کنیم قصه ها بیشتر اجتماعی ، مردمی و ملموس باشند. جنس طنزی که ما استفاده می کنیم ، مردمی است.
یک نوع طنز واقعگرا است. یعنی کاملا ملموس و جاری است. او در پایان صحبتهایش از طراح قصه های این سریال با تقدیر یاد می کند. اما از تاریخ دقیق پخش کار اطلاعی ندارد و خوشحال است که توانسته در یک کار روتین به دلیل کمبود زمان چندین قسمت هم جلو باشد.
مجددا صدای دستیار کارگردان با صدای شلوغی بچه های پشت صحنه در فضای استودیوی ساختگی بشین و ببین می پیچد. ضبط آغاز می شود:
ارجمند شروع می کند: ما روزی 100 تا دونه ساندویچ معمولی از شما می خواهیم.
آقابیگ: این اسمش خیانته.
جواب مردم رو چی می دهید؛
ارجمند: بابا مردم چیه؛
آقابیگ: شماره دادکان رو بده ببینم، می خواهیم دستهای پشت پرده ای را که نمی ذاره تیم ملی برنده بشه ، برای دایی ات رو کنیم.
ارجمند: ههه. بابا من اسمم سیاوش کرمی یه به من می گن سیا کرم و دایی ام محمد شهبازیه. ولی چون عاشق کامپیوتر و اینترنت و چت است ، به او می گویند ممد دادکام. نه محمد دادکان. اون رئیس فدراسیون فوتبال هم نیست.
داخل اتاق رژی افشین اربابی حضور دارد و در کنارش مجید اوجی هم هست. اوجی راجع به این کار می گوید: کار شکل خاصی دارد و ممکن است هر شب پخش شود. بعضی قسمتها عاطفی ست ، بعضی تلخ. اما نکته ای که من روی آن تاکید داشتم ، این بوده که سعی شده اگر طنزی به وجود می آید، طنز موقعیت باشد. ما داریم تلاش می کنیم که بتوانیم آدمها را بخندانیم.
بدون این که حرفهای زشت زده شود و کار به سمت لودگی پیش رود. تهیه کننده بشین و ببین درباره فضای جدید این کار و حضور 2کارگردان هنری و تلویزیونی می گوید: طرح قصه ایجاب کرد که ما به این شکل کار کنیم ، ما هم در استودیو کار می کنیم و هم در خارج ، بنابراین فضای کار شبیه تله تئاتر نیست.
چون ما فضای بیرونی هم داریم. او ادامه می دهد: اما کار با 2کارگردان نه تنها مشکلی نیست، بلکه چه بسا تخصص ها هم تقسیم خواهد شد. به همین خاطر است که ما از یک کارگردان تئاتری کمک گرفتیم تا تفاوت یک کار استودیویی را نشان دهیم.
هنوز داخل استودیو گروه مشغول ضبط هستند که با تهیه کننده سری به حیاط می زنیم. حوض آبی رنگ وسط حیاط، تمام ماهی هایش مرده اند. اوجی می گوید: این حیاط هم یکی از لوکیشن های ماست ؛ اما بیشترین لوکیشن ما در همان استودیو است، مگر این که قصه ایجاب کند که ما خارج از این فضا هم ضبط داشته باشیم.
نسرین عیوضی (منشی صحنه) نوشته های روی کلاکت را عوض می کند. در هر حال شما هم با کارگردان ، تهیه کننده ، طراح قصه و دستیار کارگردان و... بنشینید و ببینید. به ما هم بگویید چه دیدید و شنیدید.

مریم درستانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها