سیاه گوش ایران در خطر است

تنها نمونه سیاه گوش موجود در اسارت به عنوان گونه ای کمیاب و در خطر انقراض و فاقد هر گونه آمار و شناسنامه علمی معتبر در ایران و تنها نمونه در دسترس و قابل مطالعه، به مثابه گنجینه یا ذخیره ژنتیکی
کد خبر: ۹۴۶۶۹
باارزش در شرایطی غیراستاندارد در پارک ملی پردیسان تهران رها شده و مورد بی مهری مسوولان و کارشناسان حیات وحش قرار گرفته است و در صورتی که بی توجهی نسبت به حفظ و مطالعه این گونه ادامه یابد، آینده ای نامعلوم و به دنبال آن نابودی در انتظار این گونه خواهد بود.
سیاه گوش یا لینکس با نام علمی Euracian lynx از راسته گوشتخواران و در زمره 4گربه سان کوچک ایرانی است و دست و پایی بلند و دمی بسیار کوتاه با توک پهن و سیاه رنگ و یک دسته مو به طول 4سانتی متر روی گوشها دارد که به دلیل داشتن جثه ای بزرگ و خالهای روی بدنش ، معمولا با پلنگ اشتباه گرفته می شود.
غذای مورد علاقه آن معمولا بچه های گراز، شوکا، مرال و پستانداران کوچک است. این گونه به صورت انفرادی زندگی می کند و به دلیل روزگرد بودن ، برخلاف دیگر گربه سانان شبگرد، بیشتر در معرض تهدید و خطر قرار دارد. پراکندگی آن در ایران ، در مناطقی از آذربایجان شرقی و غربی شروع می شود و تا نواحی زنجان ، قزوین و جنوب گرگان ادامه می یابد.
حضور سیاه گوش در این مناطق بر اساس مشاهدات تصادفی محیطبانان و یا گزارش های ثبت شده است و تا به حال مطالعات علمی و دقیقی از سوی کارشناسان چه خارجی و چه ایرانی روی این گوشتخوار ایرانی صورت نگرفته است.
مهندس هوشنگ ضیایی ، کارشناس حیات وحش و مدیر طرح بین المللی یوز ایرانی ، درباره اطلاعات موجود در زمینه سیاه گوش می گوید: این اطلاعات به صورت پراکنده و از طریق گزارش های مشکوک مردمی حاصل شده است و هیچ کار کارشناسی و علمی درباره مطالعات رفتاری ، ژنتیکی و پراکندگی این حیوان که با گونه های مشابه خود در امریکای شمالی و اروپا متفاوت است ، صورت نپذیرفته است و تنها به بررسی های مختصر روی پوست تاکسیدرمی شده این گونه در یک یا 2موزه اکتفا شده است.
انجام نشدن مطالعات تحقیقی و طرحهای پژوهشی در خصوص این گونه ، در حالی ادامه می یابد که زیستگاه این حیوان به دلیل مدیریت ناصحیح حفاظتی و پیشروی مناطق مسکونی و کشاورزی در حال تخریب است و طعمه های قابل تغذیه آن نیز به واسطه این تخریب ها و شکارهای بی رویه کاهش یافته است.
به طوری که پس از گذشت زمانی نه چندان دور، نام این گونه نیز همانند ببر و شیر ایرانی در فهرست حیوانات منقرض شده قرار خواهد گرفت ، بدون این که حتی مطالعه ای روی آن صورت گرفته باشد!

سیاه گوش پردیسان فرصت طلایی برای محققان
حضور گونه ای کمیاب و باارزش که دسترسی به آن در شرایط عادی به دلیل ویژگی های خاص این حیوان همچون مخفیکاری و کمی تعداد آن میسر نیست ، فرصتی است طلایی که باید از سوی کارشناسان و مسوولان مغتنم شمرده شده باشد و پیش از این که این حیوان هم به سرنوشت یوزپلنگ اسیر پردیسان (مارتیا) در چند سال گذشته دچار شود، هرچه سریع تر زمینه بررسی و مطالعات آن فراهم شود.
اما مطالعه این حیوان که از مشکین شهر آذربایجان به پردیسان منتقل شده است ، به دلیل دست آموز بودن ، نبود امکانات و تجهیزات مناسب و نداشتن شرایط مساعد و مطلوب و مطابق با استانداردهای بین المللی برای زیست و فعالیت در قفس دشوار است و محدودیت ها و شیوه های خاص خود را دارد؛ چرا که اولین قدم در راه مطالعه این حیوان حفظ آن است و اگر این مهم میسر نشود، این گونه نیز همانند مارتا (تنها یوزپلنگ ایرانی در اسارت) محکوم به فنا خواهد شد!
به گفته مهندس ضیایی ، امکان رهاسازی این حیوان در طبیعت وجود ندارد؛ زیرا اندام ها و جثه آن به دلیل زندگی کردن با آدمها و دست آموز شدن ، ورزیده نشده است و قدرت شکار کردن ندارد و در صورت رهاسازی از میان می رود و تنها راه حل حفظ آن ، ارتقا و تغییر شرایط زیست آن در قفس و تکثیر آن در اسارت از طریق تکنیک ها و آموزش های مختلف از قبیل نحوه شکار و مواجهه با خطر و غیره امکانپذیر است که لازمه آن هم انجام یک سلسله کار تحقیقاتی و علمی روی این گونه است.
مدیر پروژه یوز معتقد است: اعزام کارشناسان به باغ وحشهای معتبر دنیا برای آموزش در زمینه نحوه نگهداری و مدیریت حیوانات ، ساخت باغ وحش هایی در سطح استانداردهای جهانی و قرار دادن امکانات و تجهیزات در اختیار محققان برای مطالعه و بررسی های علمی و جلب علاقه مردم برای بازدید از باغ وحشها باعث حفظ و نگهداری گونه های با ارزش و نجات آنها از خطر انقراض خواهد شد.

باغ وحش های غیراستاندارد
امروزه باغ وحش ها جایگاه مهمی دارند؛ زیرا ضمن تکثیر و حفاظت گونه های جانوری در خطر انقراض و انجام پژوهش های علمی در زمینه نیازهای زیستی گونه ها و رفتارشناسی با بازگرداندن دوباره آنها به زیستگاه های اصلی ، به عنوان مراکز معتبر تحقیقاتی نیز محسوب می شوند.
از طرفی ، باغ وحش ها با فراهم آوردن زمینه ارتباط نزدیک میان مردم و موجودات و افزایش آگاهی عمومی درباره گونه های حیات وحش و اهمیت آنها، زمینه مشارکت مردم در امر حفاظت را مهیا می کنند و باعث ایجاد تعادل روحی و روانی و تلطیف روحیه انسان شهرنشین دور از طبیعت می شوند.
اما متاسفانه به علت مشخص نبودن جایگاه باغ وحش در کشور و پایین بودن سطح آن از استانداردهای جهانی ، نقش و کارکرد تعداد محدود باغ وحش های ایران در امر آموزش ، تحقیق و حفظ گونه های نادر تنزل یافته است.
به طوری که اکثر مردم شناخت و آگاهی ای از حیوانات ندارند و ارزش چندانی برای آنها قائل نیستند و حتی در حین بازدید به آزار و اذیت حیوانات اسیر در قفس می پردازند.
در صورتی که اطلاع رسانی عمومی ، اشاعه فرهنگ حفظ حیات وحش ، ایجاد شرایط بهینه و مطلوب برای بازدید مردم و نظارت و بازدید مستمر کارشناسان محیط زیست از باغ وحش ها می تواند باعث بهبود کیفیت باغ وحش ها و علاقه مند کردن مردم به حفظ حیات موجودات باارزش کشورمان همچون سیاه گوش پردیسان شود.

سعیده سید اختیاری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها