جرم روسری

«شما انگلیسی بلدید؟» این رایج‌ترین پرسشی است که هر روزه از شما پرسیده می‌شود. من فقط به این دلیل مورد سوال قرار می‌گیرم که حجاب دارم. حال آن که این پوشش ، خود بخشی از فرهنگ غرب و نیز بخشی از فرهنگ اسلامی است؛ گویی این هیچ اهمیتی ندارد که من متولد و بزرگ‌شده لندن هستم یا به دانشگاه راسل می‌روم تا زبان انگلیسی بخوانم. به نظر می‌رسد من همیشه باید به خاطر داشتن روسری انگشت‌نما شده و مورد قضاوت این و آن قرار گیرم.
کد خبر: ۹۴۴۳۸۲

چندی پیش باز با همین سوال مواجه شدم. وقتی یک روز صبح همراه خواهر و برادرم از فرودگاه استانسد از سوی ماموران پلیس مشایعت می‌شدم. ما درهای امنیتی را رد کرده بودیم تا به ناپل پرواز کنیم، اما موقعی که رفتیم سرجای خودمان در هواپیما بنشینیم، یکدفعه نفهمیدیم چه اتفاقی افتاد که مهماندار زن بدون هیچ توضیحی از ما خواست همراهش برویم. بالای پلکانی که پایین می‌رفت صحنه‌ای را دیدم که هرگز فراموش نمی‌کنم. گروهی از نیروهای پلیس در پایین منتظر ملاقات با ما بودند .

آنها به ما گفتند نگرانی یکی از مسافران موجب این وضعیت شده است. او ادعا کرده بود من و خواهرم داشتیم چیزهایی از مطالب داعشی را در تلفن به زبان عربی می‌خواندیم. با این عبارت که «الحمدلله». ما این ادعاها را رد کردیم. هیچ تماس تلفنی به «عربی» وجود نداشته است. خانواده ما ریشه‌های هندی دارند. هیچ کدام از ما نمی‌توانست به عربی صحبت کند. آنها گذرنامه خواهرم را خواستند و یک مهر عراق را روی آن نشان دادند، بعد به صورتی طعنه‌آمیز گفتند لابد او به عراق رفته است تا برای داعش پول ببرد!

من مکالمات خودم را روی تلفن نشان دادم و گفتم تنها پیامی که آن روز صبح من از طریق تلفن ارسال کرده‌ام، پیامی به پدرم درباره سیاست‌های جرمی کوربین بود. هیچ دفاعی دیگر نداشتم. همین طور ماندیم و تعطیلات ما بدون هیچ دلیلی به بعد موکول شد.من از انجام هرکاری خودداری می‌کنم. خواهرم خواسته بود یک کتاب آگاتا کریستی با خود بیاورد و در هواپیما مطالعه کند، اما من مخالفت کردم. شانس که نیست. من یادم می‌آید یک زن چندی پیش به این خاطر بازداشت شد که چیزهایی درباره هنر و فرهنگ سوریه مطالعه می‌کرد. با او مانند کسی برخورد شد که گویی دارد جزوه‌ای از داعش می‌خواند.

به‌رغم همه این احتیاط‌ها و ملاحظات ما همچنان هدف قرار می‌گیریم. این آشکار شده است که مسلمانان خیلی مراقب هستند تا از رفتارشان برداشت‌های بد نشود، اما همه اینها نتوانسته است تعصبات رایج در جامعه ما را متوقف کند. روشن کردن این که اتهام دروغ زدن به کسی خود یک جرم است، می‌تواند اولین قدم باشد. اگر چنین اتفاقی در هر شرایط دیگری رخ می‌داد و کسانی علیه دیگران ادعای بی‌اساس مطرح می‌کردند، حتی به این دلیل که وقت پلیس را هدر داده بودند باید مورد بازخواست قرار می‌گرفتند، اما چرا این‌گونه پیشداوری‌ها وقتی در مورد یک مسلمان باشد خوب است؟ آیا قدم بعدی این نیست که ما به عنوان افراد وابسته به شهروندان درجه دوم هدف قرار می‌گیریم و بودن یک روسری روی سر من به مردم این اجازه را می‌دهد که بدون هیچ واهمه‌ای نام مرا لکه‌دار کنند؟

اسلام‌هراسی دارد به سمت نژادپرستی کشیده می‌شود. این فقط من و خواهرم حتی با یک برادر چشم آبی نبودیم که به عنوان حامیان داعش برچسب می‌خوردیم. یک مرد هندی نیز درست مثل مسلمانان از سوی متعصبان اسلام‌هراسی مورد تعرض قرار گرفت. جرم او فقط این بود که سر خود را پوشانده بود. یک تهدید عمومی که موجب عدم تساهل نسبت به همدیگر می‌شود این است که هرکس پوشش معمولی نداشته باشد، گویی جرمی مرتکب شده است. اینها را نمی‌توان فقط یک اشتباه یا بدفهمی دانست؛ بلکه این نمایی از یک نژادپرستی است.

هیچ‌کس نیست که قبول نداشته باشد گروه‌های افراط‌گرا تهدیدی برای جهان بوده و باید با آنها مقابله کرد، اما انگشت اتهام را به سوی هر زنی گرفتن که روسری دارد، راه مبارزه با این موضوع نیست.

منبع: ایندیپندنت

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها