در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از بامداد جمعه باران در شهرهای شمالی شروع به باریدن گرفت . آب خیابانها، کوچهها و جادهها را فراگرفت و سیل جاری شد. اهالی این شهرها در میان سیلاب غافلگیر و گرفتار شدند. ماموران پلیس راهور سعی میکردند در کنار امدادگران جادهای و هلالاحمر به امدادرسانی بپردازند. بیشترین تلفات از استان گلستان گزارش شده بود. سروان ابوالفضل حسام که شش سال است در پلیس راهور استان گلستان خدمت میکند هم به کمک گرفتاران در سیل پرداخت. تازهداماد همراه سربازی به طرف خروجی شهر گرگان به سمت علیآباد حرکت کردند. مامور جوان در این عملیات وقتی پیرمردی را گرفتار در سیل دید، جان خود را به خطر انداخت و او را از مرگ نجات داد.
مامور فداکار درباره ماجرای نجات پیرمرد به جامجم گفت: صبح جمعه پس از تمام شدن شیفت کاری در حال بازگشت به خانهام بودم که سیل و خرابیهای آن در سطح شهر به ما گزارش شد و برای امدادرسانی وارد عمل شدیم. زمانی که به خروجی شهر گرگان به سمت علیآباد رسیدیم، خودرویمان در سیلاب گرفتار شد. چند خودروی دیگر هم در میان سیلاب گرفتار شده بود. منتظر جرثقیل بودیم که متوجه اشارههای رانندهای از لاین مخالف جاده شدم.
وی افزود: شیشه را پایین دادم که مرد راننده خبر داد کمی جلوتر پیرمردی در میان سیلاب گرفتار شده است. دیگر منتظر جرثقیل نشدم، در خودرو را باز کرده و پیاده شدم. تا کمر در آب بودم. فاصله میان من و پیرمرد 80 ساله، حدود 20 متر بود. 15 دقیقهای طول کشید تا توانستم خودم را به او برسانم. پیرمرد حال و روزش خوب نبود و تقلا میکرد تا غرق نشود.
سروان ابوالفضل حسام گفت: پیرمرد را از آب بیرون کشیده و روی کتفم گذاشتم. مسیر سنگلاخ بود و چند بار نزدیک بود تعادلم را از دست بدهم. به نزدیکی خودرو رسیده بودم که جسم سختی به پایم خورد و آسیب دید. وقتی پیرمرد را نجات دادم، همروستایی او به سمتم آمد و پیرمرد را سوار خودرویش کرد. پیرمرد وقتی حالش بهتر شد، همراه خانوادهاش برای تشکر سراغ من آمدند. خیلی خوشحالم که توانستم پیرمرد را از مرگ نجات دهم. اگر کمی دیرتر متوجه ماجرا میشدم، او توانش را از دست داده و غرق میشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: