داوود رشیدی در قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا آرام گرفت

وداع با شکوه

سکانس قدرشناسانه تالار وحدت خسته شده از بس که میعادگاهی برای وداع بوده است؛ خیلی تلخ و فرساینده است هرازگاهی، میزبان انبوه عزادارانی باشی که برای بدرقه هنرمند محبوب و عزیزشان می‌آیند و می‌خواهند او را تا خانه ابدی مشایعت کنند. صبح روز گذشته، خنج عمیق دیگری به روح این پاتوق و نماد فرهنگی و هنری و قرارگاه بدرقه بزرگان، کشیده شد و جماعت انبوهی باوجود گرمای طاقت‌فرسا آمده بودند تا با چهره ماندگار هنر ایران زمین خداحافظی باشکوهی داشته باشند. از داوود رشیدی، بازیگر وکارگردان برجسته و یکی از آن پنج استاد بی‌بدیل هنرهای نمایشی حرف می‌زنم که به گفته خودش (به این جهان گذرا و فانی) آمد، دید و رفت.
کد خبر: ۹۳۸۶۵۸

حتی ساعاتی پیش از شروع رسمی مراسم تشییع که 9 صبح است، جماعتی که با عطر گل‌های داوودی هنر داوود رشیدی طی سال‌ها مست شده اند و زندگی کرده‌اند، از راه می‌رسند؛ با جامه سیاه و برخی با عکس‌ها و پلاکاردهایی منقش به چهره‌های مختلف این هنرمند فقید، تصاویری متنوع که از هیبت باابهت جوانی اش تا موسپیدی و دوران پیشکسوتی‌اش را دربرمی‌گیرد و با کنار هم قرار دادن آنها، می‌توان برای لحظاتی فلاش بکی به گذشته زد و تا اکنون را مرور کرد و به مسیر طولانی یک استاد بی‌همتا صحه گذاشت.

سکانس دوستانه

مراسم با قرائت قرآن شروع شد و بعد عباس سجادی، مجری مراسم پشت تریبون قرار گرفت و شعری را متناسب حال و هوای موجود خواند و مختصری هم از زندگینامه زنده‌یاد داوود رشیدی برای حاضران گفت. سپس امین تارخ، رئیس انجمن بازیگران خانه سینما متنی پراحساس را در وصف استاد خواند و گفت: داوود رشیدی رفت، اما دنیایی از خلاقیت و سپاس هنرمندانه را برای ما باقی گذاشت. داوود عزیز همان طور که گفته بود «آمدم، دیدم و رفتم» بود، نه آن گونه که سزارگونه بگوید «آمدم، دیدم و پیروز شدم.»

پس از صحبت‌های تارخ، علی نصیریان، یکی از همنسلان داوود رشیدی و یار قدیمی‌اش، پشت تریبون رفت و در همان ابتدای سخنش، اشک حاضران را درآورد. نصیریان بسیار با احساس و با صدای بلند دوست فقید و غایبِ حاضرش را خطاب قرار داد و گفت: داوود، من هیچ وقت نمی‌خواستم برای بدرقه تو به سفر آخرت به این تالار بیام، (بعد با دست به سالن تالار وحدت اشاره کرد) من می‌خواستم با تو روی این صحنه باشم. بازیگر توانای کشورمان در ادامه به نقش مهم رشیدی در تاریخ تئاتر ایران اشاره کرد و گفت: او با شهامت، جسارت و مهارت، برخی از مهم‌ترین چهره‌های تئاتر دنیا همچون ساموئل بکت را که هنوز در ایران کسی آنها را نمی‌شناخت، معرفی کرد و با روی صحنه بردن کارهای این افراد، نقطه عطفی در تئاتر کشور به وجود آورد.

جمشید مشایخی که همکاری‌های او و رشیدی، از ماندگارترین قاب‌ها و آثار هنرهای نمایشی این سرزمین است، به عنوان سخنران بعدی روی صحنه آمد. آغاز سخن این هنرمند پیشکسوت گلایه از این بود چرا تا زمانی که هنرمندان زنده هستند، یادی از آنها نمی‌کنیم و سراغی از ایشان نمی‌گیریم. رضا خوشنویسِ «هزاردستان» درباره مفتش شش انگشتی گفت: چرا وقتی داوود رشیدی بیمار بود، کسی سراغ او نیامد؟ آیا الان فایده دارد من از او تعریف کنم؟ اما باید از همسر او تشکر کنم که می‌دانم زمان بیماری داوود چه زجری را متحمل شد.

داریوش فرهنگ، نویسنده، بازیگر و کارگردان تلویزیون و سینما هم در بخشی از مراسم، چند دقیقه‌ای درباره استادش صحبت کرد و گفت: داوود رشیدی مردی بلند همت، بلند نظر و مهربان بود و مردم به همین خاطر به او علاقه داشتند. در فیلم و سریال ها، عموما به دلیل دوبله، شخصیت خشنی از او ترسیم می‌شد، اما اتفاقا لحن این هنرمند در آثارش مهربان بود و ایثارگری در وجود او موج می‌زد.

علی مرادخانی، معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز برای لحظاتی کوتاه درباره شخصیت والای داوود رشیدی صحبت کرد.

حجت‌الله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی هم، از حاضران در این مراسم به عنوان شهریاران فرهنگ و هنر ایران قدردانی کرد و گفت: (داوود رشیدی) ما این بنای بزرگ را مدیون شما هستیم و می‌دانم همه کسانی که نام ایران را می‌شناسند امروز عزادارند.

سکانس عاشقانه

اما تاثیرگذارترین و البته عاشقانه‌ترین لحظه این مراسم، موقعی رقم خورد که همسر هنرمند، صبور و وفادار داوود رشیدی برای دقایقی صحبت، پشت تریبون قرار گرفت. برومند پیش از این که روی صحنه سخنرانی برود، زانو زد و تابوت حامل پیکر شریک و همراه زندگی‌اش را بوسید. برومند که درعین دشواری این لحظات نفسگیر، با همان متانت و وقار دوران گویندگی‌اش حرف می‌زد، گفت: در این مدت همه به ما از دولتی و غیردولتی محبت کردند، از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران تا همه مردم از شهرهای دور و نزدیک. آنها آمادگی خود را برای همه کار اعلام کردند، مثلا خواستند از یزد برای ما پسته بفرستند، یا از کرمان تماس گرفتند که خرما ارسال کنند و از رشت برنج. خیال همه شما راحت. شما مردم اینقدر خوبید که دولتمردان ما هم حتما تحت تاثیر شما قرار می‌گیرند.

سکانس بدرقه

پس از این که حجت‌الاسلام دعایی بر پیکر مرحوم رشیدی نماز خواند، هنرمندانی چون رضا کیانیان و امین تارخ، تابوت این هنرمند فقید را تا آمبولانس حمل کردند. بخش زیادی از جماعت عزادار پیکر زنده‌یاد رشیدی را در بهشت زهرا بدرقه کردند و سرانجام ساعت 12 و 30 دقیقه روز گذشته مراسم تدفین انجام شد. مراسم ترحیم این هنرمند فقید سه‌شنبه در مسجد جامع شهرک غرب و ساعت 16 جمعه در مسجد بلال سازمان صداوسیما برگزار می‌شود.

حضور رئیس رسانه ملی در مراسم تشییع

دکتر علی‌عسکری، رئیس رسانه ملی از جمله چهره‌های حاضر در مراسم بدرقه و تشییع پیکر استاد داوود رشیدی بود. ایشان از نخستین کسانی بود که به مناسبت درگذشت این هنرمند، پیام تسلیتی را منتشر کرد.

زنده‌یاد داوود رشیدی، برخی از مهم‌ترین و ماندگارترین کارهایش را در عرصه تلویزیون ارائه کرد و یکی از دلایل محبوبیت او میان عامه مردم هم همین مساله بود. سریال‌های هزاردستان، گرگ‌ها، کوچک جنگلی، ولایت عشق، کلاه‌پهلوی، مختارنامه، آخرین ستاره شب، عطر گل یاس، آوای فاخته، گل پامچال، بازگشت پرستوها و امام علی(ع) فقط برخی از آثار تماشایی این هنرمند است.

لیلی رشیدی

خب این‌که دخترها بابایی هستند، جمله‌ای کلیشه‌ای و بارها استفاده شده است اما چه کنیم که این طرز تفکر و عقیده مستعمل، ربطی اساسی با واقعیت دارد و واقعا همین است که می‌گویند. لیلی رشیدی، دختر داوودخان رشیدی، حالا دیگر از همه تنهاتر است و حتما دلش حسابی برای پدر نازنین و هنرمندش تنگ خواهد شد. او البته جز غم سنگین خودش، باید پسرش سینا – تنها نوه و دلبند پدر- را هم آرام کند که بی‌قرار پدربزرگش است.

لیلا حاتمی

لیلا حاتمی از متاثرترین افراد این مراسم بود و غمی که گریبان او را گرفته، کمتر از اعضای خانواده رشیدی نیست، چرا که او از گذشته و سال‌های دور، دوست و همبازی لیلی رشیدی بود و هنوز هم دوستی و ارتباط عمیق خانوادگی‌اش را با این خانواده حفظ کرده است. آنها دوستی و رفاقت پدرانشان علی حاتمی و داوود رشیدی را نمایندگی می‌کنند و ادامه می‌دهند.

مریلا زارعی

مریلا زارعی یکی از هنرمندانی است که شاید بیش از خیلی از همکارانش، مهربانی و دغدغه‌های داوود رشیدی را درک کرده و به چشم دیده است. زمانی که در انجمن بازیگران خانه سینما و زمان ریاست داوود رشیدی کنارش بود و می‌دید که این هنرمند پیشکسوت، بی‌منت و بدون چشمداشت، نگران وضعیت معیشتی، مالی، مصائب و مشکلات هم‌صنفان خود است.

علی رستگار

فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها