گفت‌وگو با مورگان فریمن، بازیگر مطرح سینما

تماشای فیلم‌هایم کسل‌کننده است!

مورگان فریمن 79 ساله از سال 1964 فعالیت بازیگری را شروع کرد. بعد از تئاتر، فیلم‌های ویدئویی و تلویزیون، سر از سینما درآورد؛ هم نقش اصلی بازی کرده و هم نقش مکمل. در انواع و اقسام ژانرها هم حضور داشته است. از فیلم‌های مطرح او می‌توان به رانندگی برای خانم دیزی، گلوری، نابخشوده، آمیستاد، رابین‌هود، هفت، رستگاری در شاوشنک و مجموعه بتمن اشاره کرد. این هفته نسخه تازه و احیا شده «بن‌هور» با بازی او روی پرده سینماهای جهان رفت. حضور در این درام تاریخی، بهانه خوبی بود تا نشریات سینمایی برای گفت‌وگویی تازه سراغش بروند.
کد خبر: ۹۳۷۰۶۳

فلسفه کاری‌تان چیست؟

از سال‌ها قبل به خودم قول داده بودم هیچ کاری را دو بار انجام ندهم. اما زمانی که فعالیت هنری‌ام را شروع کردم، مجبور به عقب‌نشینی شدم. واقعیت‌ها وادارم کرد این موضوع را بپذیرم که نمی‌توان چنین کاری کرد. آدم با رویاهای ویژه‌ای وارد کار می‌شود و در طول فعالیت، صیقل می‌خورد و شکل خاص خودش را پیدا می‌کند. حالا سعی می‌کنم کارهایی را انتخاب کنم که از ساخت و پرداخت خوبی برخوردار هستند. خیلی هم مهم نیست نمونه‌اش را قبل از این انجام داده‌ام یا نه.

سال‌هاست جلوی دوربین بازی می‌کنید. هنوز هم ظاهر شدن جلوی دوربین جذاب است؟

بله، به یک دلیل ساده. هر فیلم برایم حکم یک تجربه تازه را دارد. اینها تجربه‌هایی خارق‌العاده هستند. هر فیلم تازه به معنی همراه شدن با آدم‌های جدید است که روحیات و دیدگاه‌هایی تازه و متنوع دارند. آنها چیزهای تازه‌ای را به آدم یاد داده و یادآور می‌شوند، که تا پیش از این به آنها فکر نکرده‌ای. کشف این تازگی‌ها، حضور و بازی در فیلم‌های جدید را زیباتر و دلپذیرتر می‌کند.

فیلم‌هایتان را پس از آماده شدن، تماشا می‌کنید؟

نه خیلی زیاد. بجز اکران‌های خصوصی و ویژه که باید در آنها حاضر باشم، بندرت اتفاق می‌افتد بخواهم به تماشای فیلمی از خودم بنشینم. در تمام عمرم با خودم زندگی کرده‌ام و خیلی خوب خودم و روحیاتم را می‌شناسم. به همین دلیل، وقتی خودم را روی پرده سینما یا قاب تلویزیون نگاه می‌کنم، احساس کسل بودن می‌کنم. به خودم می‌گویم او را می‌شناسم و در این قالب و نقش دیده‌ام. تماشای فیلم هایم، مثل تکرار دوباره و بی‌حاصل یک کار کسل‌کننده است.

در هر دو نقش اصلی و مکمل فیلم‌ها بازی داشته اید. از ظاهر شدن در نقش‌های مکمل نمی‌ترسید؟

مرعوب بازی در نقش‌های اصلی نیستم و نمی‌شوم. نقش باید خوب و قابل قبول باشد و اصلی و مکمل بودنش، برایم مهم نیست. یک وقت شما با نقش کوتاهی روبه‌رو می‌شوید که تا مدت‌ها در یاد و ذهن تماشاچی خواهد ماند. این نقش تاثیری به جا می‌گذارد که ده‌ها نقش اصلی نمی‌تواند بگذارد. باید دیوانه باشم که چنین نقشی را به خاطر کوتاه یا مکمل بودن رد کنم. در کل، زمان انتخاب نقش و بازی در آن، به خودم فشار نمی‌آورم.

آیا شده از بازی در فیلمی هیجان‌زده شوید؟

در آفریقا بودم که پیشنهاد بازی در «نابخشوده» را دریافت کردم. سال 1991 بود. کلینت (ایستوود) با مدیر برنامه‌ام تماس گرفته و گفته بود مرا برای فیلمش می‌خواهد. یک وسترن به کارگردانی او. پرسیدم: «او زنگ زده و مرا دعوت به کار کرده؟!» باورم نمی‌شد. انگار یک سطل آب یخ روی سرم ریخته بودند.

برای کدام فیلم و نقش، خودتان را سزاوار دریافت اسکار می‌دانید؟

صادقانه بگویم؟ همه آنها! (می‌خندد) وقتی سال 1987 برای «استریت اسمارت» نامزد دریافت جایزه اسکار شدم، انگار همه دنیا را به من داده بودند. این موضوع، کارنامه هنری‌ام را دگرگون کرد. می‌دانید، از دوران بچگی تمام چیزی که می‌خواستم این بود که بازیگر شوم. حضور روی صحنه تئاتر را دوست داشتم. عاشقش بودم؛ اما می‌خواستم ستاره سینما باشم.

کدام فیلم‌تان را بیشتر دوست دارید؟

نمی‌دانم. نمی‌شود پاسخ درست و مشخصی به چنین پرسشی داد. اما اگر بپرسید کدام فیلمم را مهم‌تر از بقیه می‌دانم، باید از «گلوری» یاد کنم.

در هر دو دسته فیلم‌های هنری و سرگرم‌کننده بازی داشته‌اید. این انتخاب اصرار خودتان بوده است؟

نه. خیلی وقت‌ها شرایط و اوضاع و احوال شما را به دنبال خودشان می‌کشد. اوایل فعالیت هنری همیشه با این پرسش عمومی روبه‌رو بودم که چرا در این یا آن نوع فیلم‌ها بازی نمی‌کنم؟ به همین دلیل، تصمیم گرفتم در هر دو نوع فیلم‌های جدی و سرگرم‌کننده ظاهر شوم تا مجبور نشوم به این نوع پرسش‌ها پاسخ بدهم. در عین حال، این نوع کار کردن جذاب و سرگرم‌کننده هم هست. در مقام بازیگر، این فرصت و امکان را داری که تنوع کاری داشته باشی. در عین حال، با آن پرسش عصبانی‌کننده هم مواجه نمی‌شوی!

بازی در نقش آدم بدها را هم به همین دلیل قبول می‌کنید؟

یک بار با باب هاوکینز در این رابطه صحبت می‌کردیم و دیدم او هم همان دیدگاه مرا دارد. بازی در نقش آدم بدهای داستان، جای کار زیادی برایتان فراهم می‌کند. دست‌تان باز است تا کاراکتر را گسترش داده و توانایی‌های احتمالی بازیگری‌تان را به نمایش بگذارید. خودتان را رها می‌کنید و دل به یک بازی و اجرای آزاد می‌دهید. این را هم بگویم که بازی در این جور نقش‌ها خیلی سخت و دشوار است.

تا به حال شده بازی در نقش کاراکتری را سخت بدانید؟

این بازی در نقش‌ها نیست که سخت به نظر می‌رسد. سختی کار مربوط به دوران قبل از آن است. سخت‌ترین کار برای یک بازیگر، انتخاب نقش است. وقتی این کار را کردی، دیگر بازی در آن سخت نخواهد بود.

فکر می‌کنید توانسته‌اید با فیلم‌هایتان انبوه تماشاگران را راضی و خشنود کنید؟

نه! هیچ بازیگر دیگری هم نمی‌تواند چنین ادعایی بکند. طبیعی است که فیلم و نقش شما نمی‌تواند در آن واحد، همه را راضی و سرگرم کند. ما با انبوهی از آدم‌ها با دیدگاه‌ها و گرایش‌های متفاوت سروکار داریم. راضی کردن همه در یک زمان، کار غیرممکن است. ممکن است چیزی که مورد پسند این گروه قرار می‌گیرد، با مخالفت گروهی دیگر روبه‌رو شود. مهم این است که بتوانی تعداد بیشتری از آنها را راضی کنی، تا این که به دنبال جذب حداکثرشان باشی.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها