دوپینگ تحصیلی در سایه ضعف نظام آموزشی

روز اول: 7، 5 و 11. اینها شمارش معکوس هستند یا نمره؛! دنیا روی سرت خراب شده است. کارنامه اش را مچاله می کنی و می اندازی طرفش که نشسته گوشه اتاق و گریه می کند.
کد خبر: ۹۳۶۷۷

چیزی از فیزیک و ریاضی یادت نمانده است تا کمکش کنی. نیازمندی های روزنامه را تند تند ورق می زنی و انگشت اشاره ات روی ستون آموزش بالا و پایین می رود تا یک موسسه خوب پیدا کنی برای تدریس خصوصی.
روز دوم: در خانه را که باز می کنی بچه دانشجویی نحیف را می بینی با عینک ته استکانی به چشم و چند حل المسائل زیربغل که با دستمال، عرق پیشانیش را پاک می کند.
می گوید معلم ریاضی است. ریاضی درس دادنش را که می بینی بیشتر عصبانی می شوی. نه دلت می آید عذرش را بخواهی و نه می توانی درس دادنش را تحمل کنی.
روز سوم: نشسته ای و با حرص چای می خوری و صدای بچه دانشجو را می شنوی از اتاقی دیگر که دست و پا شکسته ریاضی درس می دهد تا بچه تو یک روز دانشجو شود و در روزی مثل امروز، در خانه ای مثل خانه خودت به بچه ای ریاضی درس بدهد.
تجارت دانش در کشورمان شاید تنها تجارتی باشد که در آن می شود بدون داشتن کالایی مادی، میلیونر شد. کالای اصلی در این تجارت ، فرمول های تستی و راههای میانبر برای انتخاب گزینه صحیح از میان 4گزینه است.
خریداران ، دانش آموزان سرگردان میان گزینه های «الف» تا «دال» هستند که قرار است پدر و مادر و اعضای خانواده را سربلند کنند و روپوش سپید پزشکی بپوشند یا خلبان ، مهندس و... شوند.
گروهی هم قصد دانشگاه رفتن ندارند، اما برای گرفتن حدنصاب ، نمره قبولی به دستاویزی خارج از نظام آموزشی معمول متوسل شده اند.
فروشنده ها، از اقشار تحصیلکرده اند، استادان دانشگاه ها، دبیران ، دانشجویانی که آینده شغلی جز تدریس ، پس از فارغ التحصیلی سراغ ندارند و خلاصه همه کسانی که به نحوی با مشکلات معیشتی دست به گریبانند و پس از سالها به این نتیجه رسیده اند که ثروت برای علم لازم است و علم چندان برای ثروتمند شدن لازم نیست، اما ذی نفع ترین جز این تجارت ، دلالان دانش یا سرمایه گذاران و موسسان آموزشگاه های تقویتی و کنکوری هستند که درصدی ناچیز از سود را به استادان می دهند و بقیه را در ازای لطف بزرگشان به اقشار پشت کنکور مانده ، به حساب بانکی شان واریز می کنند.
در بازار مکاره آموزش ، هر خانواده ای بسته به توان اقتصادی اش سعادت فرزندش را تضمین می کند. کسانی که روی خط فقر ایستاده اند یا به عبارتی فقر رویشان خط کشیده است قید کلاسهای تقویتی را می زنند و سهمی از آینده ندارند مگر آن که هوش خدادادی یا شانس به یادشان بیاید.
اقشاری که بودجه مناسب تری دارند اسم بچه ها را در کلاسهای تقویتی عادی می نویسند و سرانجام ، آن که وضع مالی اش از بقیه بهتر است تدریس خصوصی یا کلاسهای نیمه خصوصی را انتخاب می کند.
استادان اگر عضو هیات علمی دانشگاه ها باشند هزینه هر جلسه آموزش از 30هزار تومان هم می گذرد. دبیران باتجربه و مشهور، معلمان گمنام و دانشجویان در سکوهای پایین تر این رده بندی ایستاده اند و نرخشان کمتر است.
مقطع تحصیلی هم به شهریه کلاسها اثرگذار است ، مثلا دانش آموزان پیش دانشگاهی که قصد دارند برای کنکور آماده شوند، حاضرند هر بهایی را در ازای استادی به قول خودشان تضمین شده بپردازند، اما در مقاطع پایین حداقل قیمت هر جلسه به 8هزار تومان هم می رسد.

سربالایی های آموزش
در مواجهه با مساله تدریس خصوصی ، کارشناسان طبق معمول به 2گروه موافق و مخالف تقسیم می شوند. موافقان با اشاره به عمر 70ساله و نه چندان دراز آموزش گروهی در کشورمان بر این باورند که شیوه گروهی بار دیگر جای خود را به آموزش انفرادی می دهد و از آنجا که مدارس به دلیل ضعف در سیستم آموزشی نمی توانند فرصتهای لازم را برای یادگیری در دانش آموزان ایجاد کنند و نظام ارزشیابی هنوز بر مبنای سنجش نمرات و دانش محوری است ، خانواده ها به منظور انطباق با چنین نظامی مجبورند از عوامل خارجی کمک بگیرند.
آرین آرانی ، استاد دانشکده تربیت معلم می گوید: نظام آموزشی متمرکز گرچه نکات مثبتی دارد، اما وجوه منفی آن را نیز نمی توان نادیده گرفت، به طوری که در این نظام معلمان بنابر شرح وظایفشان مواردی معین را در زمانی از پیش تعیین شده با کتابی مشخص تدریس می کنند و هر یک از بچه ها براساس توان یادگیری شان از کلاس بهره می برند، اما امتحان برای همه آنها با هر سطح یادگیری ، مشترک است.
کمرنگی نقش پژوهش و مبادله دانش محض. استقلال معلمان را می گیرد و وادارشان می کند الگویی یکسان در آموزش را برای دانش آموزانی متفاوت با یکدیگر تجویز کنند.
در این میان معلمان خصوصی می توانند خلائهای مربوط به تفاوت های فردی و ضعف این نظام آموزشی را پر کنند و به دانش آموزان فرصت بیشتری برای یادگیری و اندیشیدن بدهند.
با این همه، تزریق معلمان خصوصی بر پیکره نظام آموزش و پرورش کشور سبب عمیق تر شدن شکاف طبقاتی در جامعه می شود، به طوری که اقشار متمول تر، اقبال بیشتری برای کسب مدارج بالا به دست می آورند و این یکی از اصلی ترین دلایلی است که مخالفان تدریس خصوصی در رد آن مطرح می کنند.
دکتر باقر غباری ، عضو هیات علمی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران معتقد است اگر نظام ، نظام آموزشی سالم باشد و دانش آموزان انگیزش لازم را برای تحصیل داشته باشند لزومی ندارد نیرویی خارج از بدنه آموزش و پرورش به کمک محصلان بیاید ضمن آن که اتکا به معلم خصوصی علاوه بر تضعیف اعتماد به نفس دانش آموزان ، رغبت معلمان را برای ارائه تدریسی مطلوب در کلاس می کاهد، چون آنها می دانند. شاگردانشان مراجع پر حوصله تری هم برای آموختن دارند.
او با اشاره به سابقه 12ساله اش در مشاوره تحصیلی دانشجویان می گوید: خیلی از دانشجویانی که در طول تحصیل با مشکلات جدی مواجه بوده اند با شرکت در کلاسهای خصوصی و صرف هزینه های کلان وارد دانشگاه شده اند.
این دوپینگ تحصیلی اگر چه ظاهرا شیرین به نظر می رسد اما به مرور زمان ، هنر یادگیری در کلاس را از دانشجویان می گیرد و وادارشان می کند تا پایان تحصیلات به مراجعی غیر از کلاس و روال طبیعی آموزش تکیه کنند.

حتی مخالفان
با همه این اوصاف ، حتی مخالفان تدریس خصوصی هم نمی توانند نیاز به آن را در نظام آموزشی بیمار انکار کنند و باور دارند تا زمانی که سنجش دانش آموزان تنها بر حسب نمرات کسب شده در پایان ترمهای تحصیلی صورت می گیرد و اصلی ترین دغدغه آنها برای تحصیل ، گذشتن از سد کنکور محسوب می شود، نمی توان از تدریس خصوصی به عنوان عاملی مفید، هر چند ناعادلانه برای پیشرفت صرف نظر کرد.
در چنین شرایطی ، نبود مرجعی مشخص برای نظارت برعملکرد موسسات آموزشی هم از جمله موارد مشکل آفرین برای خانواده ها محسوب می شود. به طوری که سطح علمی مدرسان در این آموزشگاه ها چندان قابل اعتماد نیست و گذشته از آن ، تضمینی برای سلامت اخلاقی آنها هم وجود ندارد.
آرانی می گوید: تردیدی نیست که سیستم های نظارتی در جامعه بخوبی عمل نمی کنند، اما خانواده می تواند تا حدودی بر صلاحیت مدرسان نظارت داشته باشد، البته معیارهای تعیین صلاحیت نباید تنها مدرک تحصیلی و مهارت های تخصصی باشند و چه بسا فن بیان و قدرت انتقال دانشجویی ساده از استادی کهنه کار بهتر باشد. به طوری که تحقیقات نشان می دهد.
سطح تحصیلات معلمان در کشورهای جهان سومی ،تفاوت های معناداری در نوع تدریس شان ایجاد نمی کند. با این همه ، مسلما خانواده نمی تواند جای خالی ناظری قدرتمند را بر فعالیت آموزشگاه های تدریس خصوصی یا نیمه خصوصی پر کند و به نظر می رسد دخالت مراکز تربیت معلم و سازمان هایی از این دست در معرفی فارغ التحصیلان آگاه برای تدریس ، ممکن است نگرانی خانواده ها را در مورد مساله کاهش دهد.

علل واقعی
مطالعات بلوم ، یکی از پژوهشگران معتبر در زمینه تعلیم و تربیت ، حکایت از آن دارد که حتی اگر بتوانیم تمام عوامل آموزشی اعم از معلم ، مدرسه و آموزشگاه را تغییر دهیم ، تنها 10درصد از واریانس پیشرفت تحصیلی را پوشش داده ایم و 90درصد آن به وسیله دیگر مولفه ها کنترل می شود.
به عبارت دیگر، این پژوهش ها نشان می دهد که نمی توان افت تحصیلی دانش آموزان را صرفا به نظام آموزشی معیوب نسبت داد و عوامل دیگری نیز در آن دخیلند؛ برای مثال اگر مدیریت زمان و شیوه های مطالعه سودمند از مقاطع پایین تحصیلی به کودکان آموزش داده شود و مشاوران باتجربه وضعیت روحی آنان را به شکلی مستمر بررسی کنند، امکان افت تحصیلی آنها در مقاطع بالاتر کاهش می یابد.
دکتر غباری می گوید: بهتر است خانواده ها پیش از آن که سراغ معلم خصوصی بروند علل واقعی افت تحصیلی فرزندانشان را بشناسند.
شاید به واسطه شناخت این عوامل و رسیدگی به آنها، دیگر به معلم خصوصی نیاز نباشد.

مریم یوشی زاده
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها