در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
2ـ با گذشت حدود چهار سال از افتتاح شبکه ورزش، این شبکه هرگز تا به این حد مرکز توجه رسانههای مجازی، مطبوعات و پایگاههای خبری نبوده است.
شروع المپیک و قطع برنامههای عادی شبکه و اختصاص ساعات شبانهروز به پخش مستقیم یا غیرمستقیم مسابقات ریو بهدنبال پیشوازِ پنج ماههای که با حضور ورزشکاران المپیکی صورت گرفته بود، میتوانست به تنهایی دلیلی برای این توجهات باشد. اما اقدام غیرحرفهای، احساسی و غیرقابل توجیه، مجری اعزامی به ریودوژانیرو در اعلام خبری غیرموثق، و برگرفته از «فضای مجازی» با سرعتی باورنکردنی موضوع داغ همان «فضای مجازی» شد. و البته تکذیب دیگر مجریان شبکه و حتی عذرخواهی توتونچی، چندان از تأثیر موضوع نکاست.
3ـ اتفاق بعدی، گرچه ماهیتی متفاوت داشت، اما گویی آخرین حلقه از اوراد آزادسازی غول شایعه، از چراغِ دنیای مجازی بود! چند روز بعد همزمان با مسابقات دوومیدانی ورزشکاران کشورمان در المپیک، در حالی که ملیپوش و قهرمان سابق این رشته ـ که نه کارمند سازمان صداوسیماست و نه حتی مجری آن ـ و تنها در کسوت کارشناس و تحلیلگر در استودیو حضور یافته بود، آزردهخاطر از ناکامی خانم لیلا رجبی، در توصیف رویداد از جملهای ناقص و بدون فعل استفاده کرد.
جرقهای که کافی بود تا جمله مذکور را با «تحریفی مختصر، ولی موثر» به خبری داغ تبدیل کند و بار دیگر سراسر فضای مجازی و رسانهای کشور را به تسخیر خود درآورد.
در این ماجرا نیز اعلام برائت مجری و تهیهکننده برنامه ـ با فاصلهای کوتاه ـ از گفتار کارشناس مهمان و حتی آن را «نظر شخصی ملیپوش سابق» دانستن، چندان موثر نیفتاد!... حتی با اینکه کارشناس مربوط طی مصاحبهای نظر خود را در این خصوص تائید و تکرار کرد!
4ـ نکتهای مغفول اما در این میان، روشنگر بسیاری از این غبارآلودگیهاست؛ در اردیبهشت امسال، شبکه ورزش از خانم لیلا رجبی و همسرشان در برنامه زنده ویژه المپیک دعوت بهعمل آورد که ویدئوی آن اینک در دسترس قرار دارد. مجری (که خود از قهرمانان بنام ورزش کشور است) آگاهانه از مهمانان برنامه درخصوص امکاناتی که در اختیار دارند و مقایسه آن با امکانات ورزشکاران المپیکی دیگر کشورها میپرسد. پاسخ خانم رجبی شامل انتقاداتی صریح نسبت به نبود امکانات ضروری و اولیه، و نیز «بیتفاوتی رسانههای مکتوب و اینترنتی» نسبت به ایشان و دیگر ورزشکاران غیرفوتبالی کشور است.
روند دعوت و مصاحبههایی از این دست با حضور شماری دیگر از سهمیه داران المپیک تکرار شد، اما با جستوجویی کوتاه ـ یا حتی طولانی ـ در اینترنت، مشخص میشود که انتقادات و گلایهها این ورزشکاران در آن برنامهها «هیچگونه بازخوردی در فضای رسانههای مجازی و مکتوب نداشته است!»... آن روز در حمایت از گلایهها و انتقادات خانم رجبی، نه رگ گردن کسی متورم شد، نه هشتک غیرت ساخته شد و نه موج نامهنگاریهای جمعی در حمایت از ایشان منتشر شد و گویا اساسا این رسانهها فرصتی برای پرداختن به مشکلات ایشان نداشتند!
5ـ کلام آخر؛ تلویزیون رسانهای با نفوذ و فراگیر، با صدایی بلند و رساست. رسانهای که وظیفه دارد در هر حوزهای ـ و ازجمله ورزش ـ انعکاسدهنده همه صداها، انتقادات، گلایه و البته توفیقات و پیشرفتها باشد. اما تجربه اخیر و تجربههای مشابه نشان داد گاه هیاهوی «عالم مجاز» و فریادهای بلند غوغاسالاران، چنان غباری در منظر دید مخاطبان میپراکند که تا فرونشستن آن، حتی این صدای رسا نیز بخوبی شنیده نمیشود.
احسان شیعه
مدیر شبکه ورزش سیما
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: