مردی که زیاد می برد

پیدا کردن مهران شاهین طبع و با وی قرار گفتگو گذاشتن کار سختی نیست. کافی است شماره تلفن همراه او را بگیرید و بعد درخواست وقت گفتگو را مطرح کنید. شاهین طبع همیشه در دسترس است.
کد خبر: ۹۳۵۵۵

سرمربی تیم بسکتبال صباباتری حتی هنگام گفتگو نیز شرایط تیمش را در نظر می گیرد. بله بفرمایید. هر روزی که دلتان خواست. پس از تمرین...و شما هر روز می توانید پس از تمرین با سرمربی موفق سال 1384بسکتبال ایران گفتگو کنید.


یک فصل و تنها یک باخت ، آمار خوبی است.
بازیکنان ما در کوران رقابت ها به خودباوری رسیدند. فکر می کنم این آمار از اعتماد به نفس خوب آنها سرچشمه می گیرد.

شما تیم را به سطحی رساندید که حریفان از نام صباباتری دلهره دارند.
این بعد روانی قضیه است. شاید خیلی از تیمها می توانستند صباباتری را شکست دهند؛ اما این طور نشد.
به نظرم اسم بعضی تیمها بار روانی روی حریفان ایجاد می کند. مثلا ساجس لبنان با هر تیمی در رقابت های منطقه شرکت کند، جزو مدعیان است.
این مساله از سابقه و مدت حضور تیمها در بازیهای متعدد به وجود می آید، همین طور کسب نتایج خوب آنها.

اما صباباتری به لحاظ فنی دست نیافتنی شد. صدرنشینی در رقابت های گروه دوم باشگاه های غرب آسیا بعد هم قهرمانی در لیگ برتر بسکتبال و این اواخر ربودن جام قهرمانی تهران.
این به اعتماد به نفس تیم برمی گردد. از طرفی ، بازیکنان جوان صباباتری مرحله به مرحله بهتر شده اند. خارجی ها انتخاب خوب ما بودند.
همین طور همبستگی و از میان بردن فشارهای عصبی و حساسیت های غیرضروری حین مسابقه از دیگر دلایل موفقیت های ماست.

تفاوت های صباباتری پارسال با تیم امسال را در همین نکات می دانید؛
مشکلات فصل گذشته ما زیاد بودند. ما یکباره با تجمع بازیکن روبه رو شدیم. طبق مقررات ، مهدی کامرانی و حامد سهراب نژاد بهمن سال 83خدمت سربازی را تمام می کردند و باید به تیم پیکان باز می گشتند.
روی این اصل ما علیرضا هنردوست را به خدمت گرفته بودیم ؛ اما پیکان با ماندن کامرانی و سهراب نژاد در صباباتری موافقت کرد و بعد همان شد که نباید اتفاق می افتاد.

آن روزها خیلی ها اعتقاد داشتند صباباتری باید قهرمان می شد؛ اما این اتفاق صورت نگرفت.
در بسکتبال ایران بازیکن کامل زیاد نداریم. یک نفر خوب شوت می زند، یک نفر دفاعی است و... ما در تیم سال 83با مشکل تجمع بازیکنان ملی پوش روبه رو بودیم.
بازیکنانی که هر کدام توانایی فنی منحصر به فرد خودشان را داشتند. وقتی در تیمتان ملی پوش دارید، توقعات از تیم شما بالا می رود.
یکی از انتقاداتی که بر کارتان وارد می شد، استفاده نکردن از چند بازیکن ملی پوش بود. افکار عمومی و کارشناسان بسکتبال انتظار دارند از بازیکنان ملی پوش در تیمهای باشگاهی استفاده شود. مشخص است وقتی این افراد روی نیمکت قرار می گیرند یا کمتر از حد انتظار بازی می کنند، انتقادهایی صورت می گیرد. همین عامل باعث ایجاد حاشیه در تیم می شود.

صباباتری سال 83به لحاظ استخدام بازیکنان خارجی چندان موفق نبود. هر چقدر آندره پیتس خرید خوبی به شمار می رفت ، لورنزو هال فردی عصبی یا بهتر است بگوییم از خودراضی نشان می داد.
لورنزو برخلاف آنچه راجع به او شنیدیم ، بود. درباره او تحقیق کرده بودیم و حتی آندره پیتس به لحاظ فنی لورنز و را تایید کرده بود. زمانی که به ایران آمد، واقعا متفاوت با شنیده ها بود. بازیکنی فوق العاده مغرور که کار کردن با او خیلی سخت بود...

در فصل رقابت های 84هم دیدیم که در تیم شهرداری گرگان چند هفته ای بیشتر دوام نیاورد و عذرش را خواستند.
لورنزو روابط خوبی با بازیکنان تیم برقرار نکرده بود. اما ما به دلیل مقررات اجرایی لیگ برتر درباره بازیکنان خارجی ناچار بودیم تا پایان بازیها او را حفظ کنیم.

غیر از مساله روابط بازیکنان خارجی با بازیکنان داخلی باید به برخی مسائل دیگر میان خارجی ها با یکدیگر هم توجه داشت. مثلا لورنزو سال 83نتوانست در شرایط سخت دیدارهای نهایی کمک حال تیم صباباتری باشد. در باشگاه های آسیا نیز همین طور.
او مغرور بود. یک مساله دیگر را هم باید اضافه کنم و آن حسادتی است که بازیکنان خارجی نسبت به یکدیگر دارند. در کل رفتار اجتماعی بازیکنان ما به مراتب بهتر از بازیکنان خارجی است.

در صباباتری سال 83تفاوت های دیگری هم وجود داشت. شما بازیهای لیگ برتر را مقتدرانه شروع کرده بودید و در بازیهای پایانی از روزهای خوب فاصله گرفتید. درست مثل بازیهای جام باشگاه های آسیا.
همیشه بعضی از تیمها در زمان باقیمانده فصل رقابت های باشگاهی بهتر می شوند و استفاده بهتری هم از بازیها می برند مثل صنام در همان سال. ضمن آن که من معتقدم در روش اجرا مشکلاتی وجود داشت.
تیم ما با 5امتیاز بازی اول را به خود اختصاص داد؛ اما در بازی دوم وقتی با 12امتیاز باختیم ، قهرمانی را از دست دادیم. اگر همان سال هم بازیها به صورت 3از 5برگزار می شد، اطمینان خاطر بیشتری داشتیم.

مساله خوب شروع کردن و بد تمام کردن در سال 83را در رقابت های باشگاه های آسیا هم از تیم تان دیدیم.
به نظر شما عواملی که در مانیل باعث چهارم شدن صباباتری شد چه بود؛

فقط می توانم بگویم در شرایط حساس اشتباه های زیادی داشتیم. بازی با فستلینک اردن این اشتباه ها ما را از پیروزی محروم کرد. با ساجس جو مسابقه آنقدر به هم ریخته بود که بازیکنان دچار استرس شدند و مسائل داوری تمرکز تیم را از میان برده بود. می توانستیم حداقل سوم شویم.

صباباتری پس از همه این ناآرامی ها و روزهای پراسترس به روزهای آرامش رسید.این طور نیست؛
سال 84برخی بازیکنان تیم رفتند. ترکیب جوانی را تشکیل دادیم و در کنار آندره یک بازیکن خوب به نام گارس ژوزرف گرفتیم.
گارس در بازی زیر حلقه و ریباند کارگشا است. آیدین نیکخواه بهرامی به اتفاق حامد آفاق اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده اند و در بسیاری از مواقع آرامش کامران جمشیدوند به دردمان خورد.

می توانم بگویم با نیمکتی که داشتید، واقعا دست به ریسک بزرگی زدید. حتی در مقایسه با خیلی تیمها نیمکت تیم صباباتری همتراز با پنج نفر ثابت نبود.
نیمکت ما حد و اندازه و وظایف خود را شناخته بودند. آنها قبول داشتند بعضی باید در تیم زیاد بازی کنند و توقعات بازیکنان دیگر باید حد معقولانه ای داشته باشد.
ما فراز و نشیب کمتری داشتیم و این مساله باعث شد همبستگی میان بازیکنان زیاد شود.

صباباتری سیمای یکدست و منسجم خود را در رقابت های غرب آسیا هم حفظ کرد. به نظر شما تمرکز روی 2نوع مسابقه کار سختی نیست؛ شما چگونه موفق به انجام چنین کاری شدید؛
در غرب آسیا بهتر از لیگ برتر کار کردیم. با آن که حریفان خوب بودند؛ اما بازیهای منظم بچه ها نتیجه خوبی عایدمان کرد.
با این بازیها بود که توان روحی تیم بالا رفت. شما به تیمهای مرحله نیمه نهایی نگاه کنید. 3تیم از گروه ما بالا آمدند.
آثار خوب روانی در دیدارهای صباباتری با صنام و همین طور با پتروشیمی بندرامام مشهود بود. ما زیاد بازی کرده بودیم و وقتی بازیهایمان با موفقیت های توامان همراه بود همبستگی تیمی ارتقا یافت.
کار گروهی به شکل ایده آل انجام شد. شرح وظایف همه اعضای تیم مشخص بود و از همه مهمتر هر کس می دانست در تیم چه جایگاهی دارد.

آیا شما با این نظریه که زیاد روی بازیکنان خارجی بویژه آندره پیتس متکی هستید، موافقید؛
من معتقم کل اعضای تیم ما در بازیهای امسال با تجربه عمل کردند. تصمیم گیری در شرایط سخت یکی از ارکان اصلی موفقیت است و تیم ما درست تصمیم گرفت.
حضور بازیکنان خارجی به دلیل تجربه بازی آنان در لیگهای متعدد در تیم ما کمک خوبی است. آندره پیتس 2فصل است برای تیم صباباتری بازی می کند. به نظرم حضور این بازیکن نه تنها به نفع صباباتری بود، بلکه بسکتبال ایران هم از این بازیکن استفاده کرده است.
آندره الگوی فنی مناسبی برای همه جوانانی است که در قسمت گارد راس بازی می کند. من بازی خارجی زیاد نگاه می کنم. اگر بازیکنی امتیاز می آورد، دیگران در تیم باید کمکش کنند یا یک نفر در صورت داشتن دفاع خوب باید مورد حمایت اعضای تیم قرار بگیرد.

نوع هماهنگی میان بازیکنان چگونه ایجاد شده است. مثلا شما چه برنامه های ویژه ای برای هماهنگ کردن آنها دارید؛
آندره پیتس خوب امتیاز می آورد و در تیم ما همه می دانند چگونه باید از امتیاز گلزنی او استفاده کرد. قدر پاس دادن به گارس نیز کاملا برای همه مشخص شده است.
فهم این مسائل به بازیکنان سخت است ؛ اما امسال در تمرینات تجربه سالهای گذشته کمکمان کرد تا هماهنگی بیشتری بین بچه ها به وجود آید.

در شرایطی که حریفان روی آندره و گارس برنامه ریزی می کردند؛ اما باز هم این دو در طول بازیها موفق بودند. فکر می کنید علت آن چیست؛
تمرینات ما بیشتر کار گروهی و بازیهای پنج نفره است. بازیهای خودمان را شبیه سازی کرده ایم. در تمرینات وقتمان را به کارهای غیرضروری اختصاص نمی دهیم.
شرایط را برای گارس سخت می کنیم تا ببینیم مقدار توپهایی که در این شرایط به او می رسد، چه اندازه است و او چقدر در کارش موفق عمل می کند.

بهزاد افرادی سالهای آخر بازی خود را در تیم شما سپری می کند. تمایل شما هم برای استفاده از این بازیکن بعضا انتقادهایی را در بر دارد. در مقابل این انتقادها چه پاسخی دارید؛
بهزاد گرداننده بازی است. من از تجربیات او استفاده می کنم هر چند انتقاد هم صورت می گیرد؛ اما توانایی های این بازیکن برای من بسیار بالاست.
بهزاد دوست دارد در کار گروهی شرکت کند و گل زدن او را ارضا نمی کند. درواقع بهزاد به تیم احترام می گذارد و این همان چیزی است که همه اعضای تیم به آن توجه دارند.

تلفیق نیروی خارجی ، تجربه و جوانی در تیم صباباتری کار دشواری است. در فصل رقابت های سال 84یکی از جوانان تیم به نام آیدین نیکخواه بهرامی اوج بازی خود را به نمایش گذاشت. به نظر شما چه عواملی باعث ایجاد چنین طرح کار و فکری در بین بازیکنان شد؛
توانایی های آیدین بالاست و ما روی این توانایی ها تاکید داریم. استعداد و علاقه آیدین باعث پیشرفتش شده است.
او در تمرینات سختکوش است و با آندره درک خوبی از بازی بسکتبال پیدا کرده است. تا جایی که توانستیم به وضعیت تغذیه او رسیدیم. می دانید که آیدین لاغراندام است و سالها به خاطر وضعیت جسمانی به حق خود نرسید.
اما در سال 84هم در رقابت های ملتهای آسیا جزو بهترین های تیم ملی بود و همبازی های خوبی برای صباباتری انجام داد. من سعی کردم آیدین تمرکز خود را روی توانایی هایی که دارد بیشتر کند، از شتابزدگی بپرهیزد و آرامش داشته باشد. او با تکیه بر این موارد به یک بازیکن بزرگ تبدیل شد.
در بازیهای باشگاه های غرب آسیا در سوریه آنقدر خوب بازی کرد که تحسین همه کارشناسان را برانگیخت.

شما بعضا در مصاحبه هایتان از نوع برگزاری لیگ برتر بسکتبال حرفهایی را عنوان کردید که محتوای آن تغییر ساختاری لیگ برتر است. می توانید بیشتر توضیح دهید؛
برای لیگ برتر خیلی از چیزها را باید در نظر گرفت. زمان شروع و پایان شرایط استخدام بازیکنان خارجی. سهمیه هر تیم برای جذب بازیکنان ملی پوش.
هدف اصلی من از بیان برخی مسائل درباره لیگ برتر این است که شرایط لیگ خودمان را براساس شرایط بسکتبال در منطقه غرب آسیا استوار کنیم. ما بهترین زمان سال را می توانیم به سنگین ترین بازیهای داخلی اختصاص دهیم.
در لیگ 84سنگین ترین بازیهای تیم صباباتری زمانی شروع شد که ما درگیر بازیهای حساس غرب آسیا بودیم. البته کسی مقصر نیست ؛ چون فدراسیون غرب آسیا برای اولین بار تصمیم به برگزاری رقابت های باشگاهی گرفته بود و قاعدتا این مساله به دلیل تازگی مشکلاتی در برداشت.
چه برای ما و چه برای برنامه ریزان لیگ برتر بسکتبال.

شما که این مشکلات را از نزدیک لمس کرده اید. فکر می کنید لیگ برتر چطور برگزار شود بهتر است؛
شاید بهتر باشد ما تعداد تیمها را کم کنیم. نمی خواهم فعالیت تیمی را کمرنگ جلوه دهم ؛ چون هر کس که در بسکتبال است زحمت می کشد.
صحبتم سر تیمهای ضعیف هم نیست بلکه تیمهایی که سرمایه گذاری کمتری دارند. نوع برنامه ریزی مهمترین بخش قضیه است و به نظرم باید در لیگ برتر بین آنهایی که سرمایه گذاری بیشتری انجام می دهند با آنهایی که کمتر سرمایه گذاری می کنند، تفاوت قائل شد.
الان لیگ برتر بسکتبال شرایط حضور تیمها را در تورنمنت های منطقه از میان می برد و این به ضرر بسکتبال است.

در فصل گذشته ذوب آهن به جام امارات رفت و مشکلاتی در برگزاری لیگ برتر به وجود آمد که اول به ذوب آهن لطمه زد بعد به کل لیگ.
نمی خواهم بگویم فرستادن ذوب آهن به امارات در کوران رقابت های لیگ برتر درست بود یا غلط؛ اما به هر حال ما باید در تورنمنت های منطقه شرکت کنیم.
سالهای پیش عربها روی بسکتبال باشگاهی ما اصلا حساب نمی کردند. اما حالا شرایط تغییر کرده است. ارتباط بیشتر شده است ، بنابراین باید لیگمان را با فعالیت های منطقه تطبیق دهیم.

پیشنهاد شما چیست؛ چگونه می توانیم یک لیگ با توان اجرایی بالا داشته باشیم و از طرفی ارتباطمان را با دنیای خارج از لیگ برتر حفظ کنیم؛
مهمترین بخش کار این است که لیگ برتر را در چند مرحله برگزار کنیم. با 16تیم یا 20تیم هر تعداد که مدنظر فدراسیون بسکتبال است.
پس از انجام چند مرحله و با مشخص شدن کیفیت تیمها آنها را تفکیک کنیم و مثلا اگر 6تیم هم سطح داریم ، برنامه ریزی دقیقی برای تیمهای هم سطح صورت بدهیم.
تیم صباباتری در سال 84برای بازی ای که می توانست با 50امتیاز به سود خود تمام کند، 2هفته وقت صرف می کرد. برای چند تیم دیگر هم این شرایط بود و این وقتها جا برای کارهای دیگر و برنامه های مهمتر را می گیرد.
با چند مرحله ای کردن لیگ برتر حتما نیاز نیست بازیها به صورت رفت و برگشت برگزار شود، بلکه برگزاری بازیهای متمرکز برای شناخت تیمهای هم سطح مناسب تر است.
با انجام چنین برنامه ای تیمهایی که درگیر فعالیت های تیم ملی نیستند، می توانند به کارشان ادامه دهند و در سطح مسابقات خودشان بازی کنند نه این که با اعزام تیم ملی به خارج از کشور به یکباره لیگ برتر با 16تیم حاضر در آن سه تا چهار هفته تعطیل شود.

اشاره داشتید به بازیهای بین المللی. این بازیها چه میزان می تواند به لیگ ما کمک کند و اثرات مثبتی بر فعالیت های داخلی بسکتبال بگذارد؛
ما در سال 84دعوتنامه های مختلفی از کشورهای منطقه داشتیم. تیم الجلای سوریه دعوت کرده بود تا در تورنمنت این تیم شرکت کنیم.
از امارات و لبنان هم دعوتنامه داشتیم ؛ اما به هیچکدام آنان پاسخ مثبت ندادیم. چون بازیهای لیگ برتر اجازه نمی داد.
حضور تیمهای ایرانی در جامهای مختلف اعراب یک امتیاز بزرگ برای بسکتبال ما است. ما در میان کشورهای منطقه باید ارتباطمان را افزایش دهیم تا سطح کیفی بسکتبال منطقه را در کنترل خودمان داشته باشیم.
در زمینه باشگاهی با جابه جایی بازیکنان خارجی از سوی تیمهای مختلف ، تحولات آنان را مدنظر قرار دهیم ؛ چون امروز بسکتبال غرب آسیا متفاوت با دیگر نقاط قاره آسیا است.

در بسکتبال ایران چگونه می شود بازیکن خارجی استخدام کرد و بهترین استفاده را از بازیکن خارجی برد.
در لیگ سال 84دیدیم که بعضی تیمها از این بابت لطمه خوردند و بازیکنان خارجی آنها یا به لحاظ اجتماعی و یا به لحاظ فنی مناسب نبودند. امروز دیدگاه ها در خصوص استخدام بازیکن خارجی بهتر از پیش شده است.
با این حال ما باید بیشتر روی ترانسفر بازیکن خارجی کار کنیم. قوانین و مقررات لیگ برتر هم نباید دست سرمایه گذاران را بسته نگه دارد. بلکه بتوانیم در استخدام بازیکن خارجی آزادی عمل بیشتری داشته باشیم.
بازیکنان خارجی بعضا با شرایط اجتماعی فرهنگی ما تطابق ندارند؛ اما چون تیمها هزینه هنگفتی برای انتقال آنان متقبل می شوند و زمان محدود برای استخدام آنها دارند، نتیجه این می شود که باید تا پایان سال را با همان بازیکن خارجی سپری کنند.
ما باید به تیمها این اجازه را بدهیم در صورت تایید نکردن بازیکن خارجی بازیکنان دیگری را جایگزین کنند. در لیگ لبنان این قانون وجود دارد و به خاطر مرحله ای بودن لیگ لبنان آنها می توانند در صورت تمایل بازیکنان خارجی خود را در مرحله بعدی تغییر دهند.

یکی از مشکلات و مسائلی که عنوان کرده اید، در سال 84گریبانگیر تیم بسکتبال شهرداری گرگان بود. وقتی لورنزوهال به لحاظ فرهنگی با آنها مشکل داشت و رفت و گرگانی ها قادر نبودند کاری انجام دهند. من با این عقیده شما موافقم که باید مقرراتی در نظر گرفت تا بازیکنان خارجی همواره از موقعیت خود در تیمها احساس خطر کنند.
اگر بتوانیم بازیکنانی را که به غرور ملی ، نظم و دیسیپلین تیم ضربه می زنند کنار بگذاریم ، نتیجه بهتری می گیریم . تجربه یادگیری تیمها بالا رفته است ؛ اما مقررات نباید آنها را محدود کند. ما می توانیم بهترین های بسکتبال را جذب کنیم.
منتها امکان جذب این بازیکنان را باید به درستی فراهم کرد و به تیمها فرصت تفکر برای انتخاب داد.

مهران شاهین طبع چند دوره به عنوان دستیار در تیم ملی بود بعد با تیم جوانان ایران قهرمان بسکتبال جوانان آسیا شد؛ اما دیگر دور و بر تیمهای ملی دیده نشد. آیا تیمهای باشگاهی و امتیازات خاص آن را به تیم ملی ترجیح داده اید؛
تیم ملی مشکلات خاص خودش را دارد و شاید هیچ کس حتی فدراسیون هم نتواند جوابگوی آن باشد. یک مربی تیم ملی نوک پیکان انتقادهای همه قرار می گیرد، در حالی که به لحاظ مالی هم هیچ گونه حمایتی نمی شود.
در ورزش ایران از مربیان تیمهای ملی پشتیبانی صورت نمی گیرد و باید سیستم را بررسی کرد، نه این که به دنبال مقصر گشت.
از طرفی وقتی در تیم باشگاهی فعالیت می کنید، وقت کافی برای پرداختن به امور دو تیم ندارید. به وجود آمدن این شائبه های که مثلا فلان مربی روی تعصب باشگاهی بهمان بازیکن را انتخاب کرده است هم از دیگر مشکلات کاری به حساب می آید.
به نظر من ، مربی توان رسیدگی به دو کار را به طور همزمان ندارد و مسائل اقتصادی هم اجازه می دهد جذب باشگاه ها شود. در ورزش ما مربی تیم ملی مظلوم واقع شده است. از خودش مایه می گذارد، در حالی که دستمزد برای مربی تیم ملی جا نیفتاده است.

آنچه از شاهین طبع باید دانست
40 ساله است. در دانشگاه پلیس تدریس می کند و مدرک دکترای تربیت بدنی خود را می خواهد از دانشگاه شهید بهشتی دریافت کند.
فرزند سوم خانواده ، متاهل و دارای یک پسر به نام امیرحسین است. در هیات علمی دانشگاه پلیس تاکنون آثار مختلفی از ترجمه و تالیف ارائه کرده است.
8سال در تیم بسکتبال راه آهن بازی کرد، سپس به پیکان رفت و در همان جا به دوره بازی خود خاتمه داد. در پیکان مربیگری در سطح تیمهای بزرگسالان را آغاز کرد؛ چرا که تا آن زمان علاوه بر بازی بعضا با تیمهای پایه کار می کرد.
بسکتبال را از 13سالگی در کرمانشاه آغاز کرد و بعد با آمدن به تهران به افتخار پوشیدن پیراهن تیم ملی نایل آمد. در بازیهای غرب آسیا در کویت مربی تیم ملی بود و با تیم جوانان ایران برای نخستین بار بسکتبال ایران را به قله قهرمانی آسیا رهنمون کرد.

محمد رضا پور
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها