در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در هر دوره روابط ایران و آمریکا روندهایی داشته که برآیند کلی آن نوعی بدبینی در ذهن ایرانیان نسبت به آمریکا بوده است. همین بدبینی یکی از دلایل انقلاب 57 بود. بدبینیهای بعد از انقلاب نیز روی بدبینیهای قبل از انقلاب انباشته شد که در این زمینه مهمترین عامل بدبینی بعد از انقلاب تحریک صدام به حمله به ایران بود. بنابراین دورهای طولانی از بیاعتمادی بر روابط دو کشور حاکم بوده که جهتگیری سیاست خارجی کشورها را شکل میدهد بنابراین به طور اتوماتیک جهتگیری سیاست خارجی ایران نسبت به آمریکا منفی خواهد بود. با وجود این در سالهای اخیر تلاش شد بنا به دلایل داخلی و خارجی در ایران و آمریکا، گامهایی برای رفع این بدبینیها و سوءتفاهمها برداشته شود. مذاکرات هستهای مهمترین نقطهای بود که هر دو طرف بر آن انگشت گذاشتند و در نهایت به برجام رسیدند.
از یاد نبریم که هر کدام از رفتارهایی که در سیاست خارجی صورت میگیرد دارای پیشفرضهای نظری است. طبق نظریههای کارکردگرا، اگر چند کشور در زمینهای همکاری کرده و این همکاری موفقیتآمیز بود، میتواند انگیزهای باشد تا در سایر حوزهها همکاری کنند. بنابراین اگر همکاری در زمینه مسائل هستهای موفقیتآمیز بود میتوانست انگیرهای باشد تا در مورد مسائل دیگر هم صحبت کنیم. مثلا در حوزه مسائل منطقهای که واشنگتن دنبال آن بود و شرایط خاصی بر آن حاکم است. در مسائل منطقهای، ایران و آمریکا دیدگاههایشان فاصله دارد و البته در یک چیز مشترک هستند و آن هم مبارزه با افراطگرایی وهابی است. این میتواند یکی از مبناهای خوبی باشد که درباره آن همکاری صورت گیرد، اما همکاری فرضی در سطح منطقهای و سایر حوزهها تابعی از موفقیت در آزمون برجام است.
در چنین شرایطی شاهد آن هستیم که طرف آمریکایی آن طور که پیشبینی شده برای برداشته شدن تحریمها و اجرای برجام تلاش به خرج نمیدهد. این رفتار نشاندهنده خوی استکباری آمریکاست. حرف و عمل آمریکاییها یکی نیست. بانکها و موسسات فراملی و حتی خصوصی و... عملا تحتتاثیر نظم سیاسی ایالات متحده ایفای نقش میکنند که آمریکاییها به وجود آوردهاند لذا مساله باید به طور اساسی حل شود.
برای تحلیل روند اجرای برجام باید این واقعیت را در نظر بگیریم که با سه گروه کشورها در برجام مواجهایم. چین و روسیه که در سر طیف نزدیک به ایران قرار دارند که البته آنها هم ملاحظات خاص خود را دارند، کشور بعدی آمریکاست و اروپاییها که در طیف میانه به سمت آمریکا قرار دارند. با این حال اروپاییها نسبت به برخی رفتارهای آمریکا نگران هستند زیرا نمیشود دائم آمریکا کشورها را تحریم و اروپا را موظف به همکاری در چارچوب تحریمهایی کند که به زیان اروپاست؛ لذا اروپا بیمیل نیست در برخی مواقع جداگانه رفتار کند و بخصوص مثلا در حوزههای اقتصادی مستقلتر عمل کند. با وجود این برخی مسائل سیاسی اروپا را در بدعهدی سیاسی به آمریکا نزدیک میکند.
با این همه در برجام مکانیسمهایی وجود دارد که میتوان طرف مقابل را وادار به اجرای تعهدات کرد. مکانیسم ماشه، برای دو طرف کاربرد دارد. بازگشت به نقطه صفر یا طرح اختلافات در کمیسیون مشترک ازجمله این راهحلهاست. فرض ما این است که برجام توافقنامه بینالمللی است و نقض آن نقض تعهد بینالمللی است و کشوری که نقض تعهد به زیانش تمام شده ایران است، در این صورت ایران میتواند به مراجع بینالمللی ازجمله دیوان دادگستری بینالمللی مراجعه کند حتی اگر به عنوان تعهد بینالمللی در نظر بگیریم میتوان اقدام آمریکا را نقض تعهد بینالمللی دانست و نقض آن نقض صلح است و میتوانیم به شورای امنیت شکایت کرده و به دبیرکل گزارش دهیم. همه این گزینهها پیشروی ماست تا در برابر بدعهدی آمریکا بایستیم.
نوذر شفیعی/ استاد دانشگاه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: