به قول جیمز بیل استاد آمریکایی حوزه روابط بینالملل و کارمند سابق سفارت آمریکا در ایران، ایالات متحده آمریکا به پلیس ششلولبندی شباهت دارد که دستی بر پولهای کثیف دارد. در عین حال آمریکا با دولتهایی که با آنها روابط متقابل دارد و سیطره سیاسی لازم بر آنها را ندارد به شیوههای مختلف فریب دسیسه و کارشکنی در قراردادها و فروش کالاهای غیراستاندارد و ناکارآمد عمل میکند.
وقتی واشنگتن به متحد خود هم رحم نکرد!
شاید هیچ دولتی در جهان به اندازه رژیم پهلوی با ایالات متحده همپیمان نبوده است. کما این که جیمی کارتر رئیسجمهور نظامی مدعی حقوق بشر آمریکا در جریان سفر خود به ایران در دی ماه 1356 رسما اعلام کرده بود: ایالات متحده پیمانهای نظامی متقابلی که با ایران دارد با هیچ کشور دنیا ندارد و من اکنون خودم را در یکی از ایالتهای آمریکا احساس میکنم به همین خاطر وقتی که به روزالین (همسرش) گفتم که اولین شب ژانویه ریاست جمهوریمان را در کجا بگذرانیم، او بلافاصله گفت تهران و در خدمت اعلی حضرت و علیا حضرت. پیوند وسیع محمدرضا پهلوی با آمریکاییها آنقدر گسترده و عمیق بود که جیمی کارتر با وجود انتقادهایش در جریان انتخابات ریاست جمهوری نتواند از پس دیپلماسی فعال اقتصادی و امنیتی آمریکا در ایران برآید و به انتقادهایش نسبت به محمدرضا ادامه دهد. او آنقدر با خانواده پهلوی صمیمی شده بود که حتی در سخنرانیهای رسمیش در آمریکا مکرر از همسر شاه به عنوان بانو فرح زیبا یاد میکرد، اما با این وجود کارتر و نظام سیاسی و اقتصادی آمریکا بالاترین فریب علیه محمدرضا را به کار بردند. چه اینکه ناوگان هوایی از رده خارج خود را در حوزه انتقال سوخت که در قبرستانهای هواپیماهای آمریکا متوقف شده بود به ایران با قیمتی گزاف فروختند. هواپیماهای اف 14 را که برای نیروی دریایی آمریکا ساخته شده بود ولی به دلیل برد کم 150 مایلی آن کاربرد لازم را برای نیروی هوایی آن کشور نداشت و این سبب شده بود تا نیروی دریایی آمریکا از سفارش خرید هواپیمای اف 14 چشم بپوشد و شرکت گرومن که در حال ورشکستگی کامل بود این هواپیما را به سمت ایران سوق داد. در حالی که بهترین ویژگی این هواپیما داشتن موشکهای فونیکس و سایبیندر بود، آمریکا هواپیماهای تام کت را به ایران داد، اما موشکهای آن را به صورت قطعات منفصله و جدا از هم و بدون اطلاع مقامات نظامی رژیم پهلوی در کالاهای نیروی زمینی به ایران ارسال کردند که بخشی از آنها در انبارهای نیروی زمینی در خرمآباد وجود داشت. چرا که ایالات متحده نمیخواست رژیم پهلوی هم به همان میزان از ظرفیتی که این هواپیماها داشتند سود ببرد.
نکته عجیب آن که در همان زمان بسیاری از کارشناسان نظامی نیروی هوایی صریحا گفته بودند که ایران به جای 80 فروند هواپیمای اف 14 دارای برد کوتاهای که فقط کاربرد رهگیری داشت، میتواند 290 هواپیمای اف 15 رهگیری عملیاتی و بمب افکن بخرد، اما آمریکاییها همان هواپیماها را هم چند برابر قیمت به شاه فروختند و در حالی که نگهداری این هواپیما تنها به چهار نفر مستشار نیاز داشت، 300 مستشار به همراه خانوادههایشان به ایران اعزام کردند تا بتوانند حداکثر درآمد و غارت از منابع نزدیکترین دوست خود را داشته باشند. مستشارانی که چند برابر یک وزیر در ایران حقوق میگرفتند. به عنوان مثال یک وزیر به طور رسمی 15 هزار تومان حقوق میگرفت و یک سرهنگ خلبان نیروی هوایی با حق ماموریتهایش 18 هزار تومان دریافت میکرد، اما یک مستشار آمریکایی با همین درجه 36 هزار تومان میگرفت.
در این میانه بعضی فرماندهان نیروی هوایی متوجه نادرستی رفتار آمریکاییها در فریبکاری آنها و جوسازی در ماجرای انتقال موشکهای فونیکس شده و آن را به محمدرضا شاه گزارش داده بودند. شاه هم بهعنوان دوست نزدیک آمریکاییها جرات نکرد شیطنت آنها را به آمریکاییها منتقل کند. در حالی که آمریکاییها میتوانستند با توجه به شرایط ایران در همسایگی شوروی و عراق با همان میزان پول 290 هواپیمای اف15 به ایران بدهند. اگر هواپیمای اف 14 در جریان جنگ تحمیلی کاربردهای دفاعی و قابلیتهای نظامی پیدا کرد بدان دلیل بود که افسران و متخصصان نیروی هوایی جمهوری اسلامی توانستند با تغییر بیش از 250 کارکرد هواپیمای اف 14 آن را به مرحله کاربرد عملیاتی در جنگ برسانند.
این مساله مورد تحمل آمریکاییها نبود چرا که میدانستند برابر ساخت اولیه اف 14 چنین کاربردهایی نباید در هواپیمای اف 14 وجود داشته باشد لذا سازمان جاسوسی آمریکا توانست با آلوده کردن و فریب یکی از خلبانهایی که در جریان کودتای نوژه با کودتاچیان همکاری داشته و مورد عفو جمهوری اسلامی قرار گرفته بود و در جریان جنگ به همراه دیگر رزمندگان حضور عملیاتی در جبههها داشت، یکی از هواپیماهای اف 14 ایران را با هماهنگی رژیم بعثی و متجاوز صدام در فرودگاه بصره فرود آوردند تا شگفتی های خلاقیت و حماسهآفرینی مهندسان و دانشمندان ایرانی را در تغییرات اعمال شده در هواپیمای اف 14 مورد بررسی قرار دهند.
در روزهای آخر حکومت رژیم پهلوی، آمریکاییها، مجلس ایران را مجبور کردند تا تن به تصویب قانونی بدهد که چنانچه هر قرار دادی از سوی دولت ایران ملغی یا کان ان لم یکن تلقی شود، تمام پیش پرداختهای آن به حساب دولت آمریکا یا شرکتهای طرف قرارداد منظور خواهد شد.
این در حالی بود که آمریکاییها تغییر رژیم در ایران را احساس کرده بودند و براساس اصل تعهد متقابل دولتها تغییر حکومت یا حاکمیت تاثیری در قراردادهای متقابل بینالمللی ندارد. با این وجود آمریکاییها به بهانه یک اظهار نظر غیرمسئولانه و رازآلود و شاید هم از سر سادهبینی دکتر ابراهیم یزدی درباره لغو قراردادهای متقابل همه آن وجوه 12 میلیارد دلاری پیش پرداخت قرارداد را مشمول لغو قرارداد دانسته و از پرداخت آن سالهای طولانی استنکاف و از اجرای قرارداد نظامی نیز خوداری کردند. آمریکاییها در طول تاریخ ثابت کردند که حتی به منافع دوستان خویش هم در سختترین شرایط پایبند نیستند. نحوه تعامل آنها با محمدرضا شاه، انور سادات، حسنی مبارک و دیگر کسانی که در حد نوکری برای آنها فداکاری کردند، ثابتکننده این تجربه تاریخی است.
بیتوجهی به جان مزدوران خودی!
نمونه دیگر مناسبات غیرمتعهدانه آمریکاییها و اسرائیلیها در مناقشات لبنان است. یکی از عجایب تاریخ معاصر مقاومت در مواجهه با اسرائیل آن است که نظام حقوقی اسرائیل در برابر کشتن مزدوران نظامی لبنانی از سوی رزمندگان مقاومت هیچگاه آنان را به دلیل کشتن مزدورانشان مورد سوال و مجازات قرار نمیدهد. بررسی پروندههای تاریخی این رزمندگان و اسناد مربوط به محاکمات آنها کاملا نشان میدهد که اسرائیل رزمندگان اسیر لبنانی را به دلیل عضویت در حزبالله و مقاومت در برابر سیاستهای اسرائیل مورد محاکمه و مجازات قرار داد، اما هیچ گاه از مرگ مزدورانش در مناطق اشغالی سوالی نپرسید. این مساله حکایت دارد که آمریکا و اسرائیل هیچ ارزشی برای حتی مزدوران فداکار خود قائل نیستند.
بنابراین سادهلوحی است اگر باور کنیم آمریکاییها در شرایطی که بتوانند به تعهدات خود عمل نکنند، پایبند به تعهدات باشند. آنها به نزدیکترین دوستان و مزدوران خود در سختترین شرایط رحم نکردند. مطالعه روند شکل گیری و اجرای هر کدام از قراردادها که خود یک رساله پژوهشی مستقلی را میطلبد، نشان میدهد آمریکاییها و اذناب غربی شان در هیچ کدام از قراردادها تا آنجا که برایشان مقدور بود از کارشکنی و منفعتطلبی و بدعهدی فروگذار نبودند. این نه یک سنت آمریکایی بلکه سنت ذاتی و عینی سیاست سرمایهداری غرب است.
هیچ گاه نامههای ضجهآمیز میرزا آقاخان نوری صدراعظم آنگلوفیل ناصرالدین شاه در پذیرش خواستهای مکرر و مضاعف جیمز موری در جریان قرارداد گلد اسمیت و ترس از بیآبرویی پیش مقامات ایرانی در تاریخ قابل فراموشی نیست. جیمز موری، مناخی بگین، جان کری، خانم اشتون، وینستون چرچیل، کرمیت روزولت، آیزنهاور و زنرال سیکورد و دونالد ویلبرد و تیزپی لیونی همگی سکههای رو شده و رونشده امیریالیسم هستند که به چیزی کمتر از همه چیز مسلمانان رضایت نمیدهند. جالب آن که جان کری در این میانه افتخار محاکمه به عنوان یک جنایتکار جنگی را نیز در پرونده خود دارد.
دکتر یعقوب توکلی/ استاد انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی قم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم