در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در تلویزیون شاهد تولید و پخش فیلمها و مجموعههای پلیسی زیادی بودهایم که با توجه به کیفیت ساختارشان با استقبال مخاطبان یا عدم آن روبهرو شدهاند. از نمونههای موفق در این باب میتوان به مجموعههای پلیسی اروپایی با محوریت یک کارآگاه پلیس یاد کرد که داستان حول محور او چرخیده و وی هر بار موفق به کشف و بازگشایی معمایی میشود. کارآگاه کاستر و ناوارو از نمونههای جذاب در این باب به حساب میآیند که بارها هم روی آنتن تلویزیون کشورمان رفته و مورد توجه عموم بینندگان قرار گرفتهاند.
تلاش برای خلق یک پلیس ایرانی
مدیران شبکههای سیمای جمهور برای جذب حداکثری مخاطبان، عمده تمرکز خود روی مجموعههای تلویزیونی گذاشته و در کنار کمدی و ملودرام توجه خاصی هم به کارهای پلیسی نشان دادهاند.
در این میان علاوه بر بازتولید آثار غیرایرانی تلاشهای زیادی هم برای خلق پلیسی بومی به خرج داده شده که گاه به موفقیت رسیده و گاه مورد توجه قرار نگرفته است. از نمونههای موفق در این باب میتوان به بازرس اوصیای مجموعه سرنخ ساخته کیومرث پوراحمد اشاره کرد که فوقالعاده از آب درآمده و مخاطب با او همذاتپنداری عمیقی میکند. در مرتبه بعد به کارآگاه پلیس سریال شلیک نهایی به کارگردانی جمشید شاهمحمدی میرسیم که با وجود بهره گرفتن یکسری کلیشههای آشنای این گونه محبوب، به مختصات یک پلیس باهوش و شجاع ایرانی نزدیک شده است. با همه اینها همچنان میتوان به خلق پلیسی با هویت ایرانی در یک مجموعه تلویزیونی داخلی امیدوار بود، چرا که این فضا بکر مانده و تنها نیرویی مضاعف را میطلبد.
معماهایی براساس واقعیت
کارآگاهان که هشت سال پیش روی آنتن رفته و در آن زمان هم مورد توجه نسبی قرار گرفته، جزو مجموعههای پلیسی خوب و نسبتا جذاب تلویزیون در سالهای گذشته به حساب میآید که از فرمولهای همیشگی و امتحان پس داده این گونه بهره گرفته است. حمید لبخنده در کارآگاهان سراغ پرونده واقعی اداره آگاهی رفته و براساس آنها قصههایی را تدارک دیده که عموما در یک قسمت روایت میشوند. قصههایی که با ورود سرگرد صناعی و تیم چهار نفره اش متشکل از همکار قدیمیاش (داود)، ستوان بوشهری، سروان صبا و سروان رحیمی شکل گرفته و با تلاش آنان برای بازکردن گرهها به سرانجام میرسد. در حقیقت آنچه که به آثاری از این جنس تشخص بخشیده و آن را مورد توجه مخاطبان قرار میدهد، همانا کیفیت فیلمنامه و پرداخت شخصیتهاست که از این حیث کارآگاهان در وضعیت نسبتا مطلوبی به سر میبرد. عموم قصهها باتوجه به نزدیک بودنشان به پروندههای واقعی، باورپذیر و ملموس بوده و گرههای موجود در آن نیز بیننده را به تماشای آن ترغیب میکند. برای مثال میتوان به داستان دزدیده شدن پسر یک سرمایهدار به قصد تلکه کردن و باجگیری اشاره کرد که کاملا براساس فرمولهای آثار پلیسی شکل گرفته و پیش میرود. در اینجا نویسنده فیلمنامه برای گمراه کردن مخاطب یک متهم فرضی خلق کرده و حواسها را به این سمت جلب میکند درحالی که متهم آدمربایی فرد دیگری است.
همیشه پای یک قتل در میان است
در پروندههای جنایی همواره پای یک قتل در میان است که لبخنده هم از این موضوع تبعیت کرده و آن را در کارآگاهان گنجانده است. برای مثال میتوان به کشته شدن پسر جوان تحصیلدار شرکت فرش به دست دوست و بچه محل قدیمی اش اشاره کرد که به واسطه اعتیاد به مواد مخدر صنعتی دست به چنین جنایت هولناکی میزند. با این حال در بعضی قسمتها ظرافتهای اندکی در طراحی قصهها به خرج داده شده و گاه مخاطب پیش از باز شدن گره نهایی دست نویسنده کار را میخواند. در پرداخت شخصیتها هم تلاش شده تا تیپ ـ شخصیتهایی آشنا و ملموس برای مخاطب خلق شود که سرگرد صناعی نمونه خوبی در این رابطه به حساب میآید. سرگرد پا به سن گذاشته پلیس که با آرامش و طمانینه کارش را پیش برده و گروه خوب و یکدستی هم برای حل کردن پروندههای مختلف در اختیار دارد. زیرکی از دیگر وجوه بارز این شخصیت است که لایههای بیشتری به آن بخشیده و صناعی را به شخصیتی دوست داشتنی و سمپاتیک تبدیل کرده، دستیار مسن او (داود) هم دیگر شخصیت جذاب کارآگاهان است که نقشی کلیدی در حل کردن پروندهها داشته و به سبک خود در این کار با بقیه گروه همکاری میکند. لبخنده در این میان تلاش کرده تا تنها شخصیت زنمحوری کارآگاهان (سروان صبا) را پررنگ کرده و به آن عمق ببخشد که در این کار هم تا حدودی موفق نشان داده است. در عین حال مهدی هاشمی را میتوان برگ برنده حمید لبخنده که در دهه70 دوران باشکوهی را با مجموعههای در قلب من و در پناه تو داشته، به حساب آورد که به تنهایی کیفیت نهایی کار را چند پلهای بالاتر برده است.
کسری همایونی افشار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: