او هم در کسوت ریاست سازمان تربیتبدنی و هم در سمت رئیس کمیته ملی المپیک مدیریت کرده است و با اینکه در زمان حضور در ورزش انتقادهای زیادی متوجه عملکردش میشد، اما امروز حتی منتقدان دوران مدیریتش او را بهترین دوران ورزش میدانند. کسی که به بالاترین کرسی تاریخ ورزش ایران یعنی «IOC MEMBER» در کمیته ملی المپیک دست یافت. کرسیای که در اواخر دولت هشتم قربانی نگاه سیاسی شد و برای همیشه از کف ورزش کشورمان رفت!
هاشمیطبا با اینکه در انتخابات ریاست جمهوری هشتم یکی از ده نامزد بود و دیگر هیچگاه در ورزش سمتی نداشت، اما در همه این سالها هیچ گاه خود را از ورزش جدا ندانسته و پیرامون ورزش حرف برای گفتن دارد. با او در خصوص ارتباط مقوله سیاست با ورزش و بهطور مشخص المپیک و ورزش به گفتوگو نشستیم که در پی میآید.
به عنوان کسی که هم دستی بر آتش ورزش داشتید و هم فعالیتهای سیاسی و اقتصادی قابل ملاحظهای در کارنامه شما به چشم میخورد، اصولا ارتباط ورزش و سیاست را چگونه میبینید؟
باید گفت همه پدیدهها در دنیا تحت تاثیر مسائل سیاسی قراردارد، هر چند ممکن است در بعضی جاها این تحت تاثیر بودن کمتر و در مواردی زیادتر باشد، اما به هر حال وضع به همین منوال است. حال که تب المپیک همه جا بالا گرفته یک مثال ملموس در این خصوص میزنم؛ وقتی میخواهند میزبان المپیک را انتخاب کنند دقت میکنند آیا مشکلات سیاسی در آنجا هست یا نه؟ اگر الان کره شمالی بخواهد مسابقات المپیک را برگزار کند، طبیعی است که از نظر سیاسی با این کشور موافقت نمیکنند. هرچند در ظاهر که موضوعات سیاسی را مطرح نمیکنند، اما میگویند شرایط و آمادگی لازم را برای این کار ندارد و دلایل مختلفی هم میتوانند برای آن ذکر کنند، اما همه این دلایل ریشههای سیاسی دارد. در یک جای دیگر ورزش رد پای سیاست نمایان است، آنجا که در زمینه ارتباطاتی که مسئولان کمیته بینالمللی المپیک با کشورهای مختلف دارند، معمولا به کمیتههای ملی المپیک توصیه میکنند که همواره با دولتهایشان روابط خوبی داشته باشند زیرا اگر از دیدگاه سیاسی روابط خوب نباشد، طبعا کمیتههای ملی المپیک تضعیف میشوند.
نفوذ چهرههای سیاسی در ساختار کمیته بینالمللی المپیک چگونه است؟
بسیاری از افرادی که در IOC عضویت دارند مقامات سیاسی کشورهای خودشان هستند، آنها طبیعتا نمیتوانند بدون نگاه سیاسی تصمیمات لازم را بگیرند، با وجود این، اینطور نیست که در هر تصمیم مسائل سیاسی را مدنظر داشته باشند، اما به هر حال در برخی موارد لاجرم و به ناچار باید مسائل سیاسی را مدنظر داشته باشند و چون خیلی از آنها در متن سیاستهای کشورهای خودشان هستند متاثر از سیاستگذاریهای کشورهایشان خواهند بود.
یعنی شما قائل به این موضوع هستید که تصمیمات IOC کاملا سیاسی است؟
بحث ورزش خیلی جاها هیچ ارتباطی با سیاست ندارد و این نیست که صددرصد تصمیمات تحت تاثیر مسائل سیاسی باشد. ممکن است در مواردی مانند حذف یا اضافه کردن یک رشته به اینکه کدام کشور در آن رشته صاحب قدرت است توجه شود. به عنوان مثال من خودم دیدم در المپیک سالتیک سیتی با وجود اینکه المپیک در آمریکا برگزار میشد، اما موضوع دوپینگ برخی از ورزشکاران آمریکایی موجب شد که IOC برخورد شدید با کمیته ملی المپیک آمریکا داشته باشد. اما به هر حال نمیتوان گفت تصمیمات مستقل از سیاست است. خیلی وقتها موضوعات تجاری و سیاسی بر تصمیمات کمیته بینالمللی المپیک تاثیر میگذارد. مثلا در آخرین سالهایی که من آنجا بودم همین پادشاه فعلی قطر که در آن زمان ولیعهد بود و همچنین نوه ملک فهد بدون رعایت هیچگونه تشریفات قانونی وارد کمیته بینالمللی المپیک شدند امری که نشاندهنده تاثیر روابط اقتصادی و سیاسی در کسب کرسی IOC در نشان میدهد.
شما بالاترین کرسی ایران را در کمیته بینالمللی المپیک به دست آوردید. کلا این مناسبات و ظرفیتهای سیاسی که به آنها اشاره داشتید چقدر توانسته برای ما تاثیرگذار باشد؟ آیا ما توانستیم استفاده کنیم؟
همانطور که اشاره شد پارهای روابط سیاسی و مذاکرات مخفی سیاسی در پشت پرده جریان دارد، اما هیچگاه نمیتوان اینها را دید بلکه تنها شواهد آن را میتوان دید. بهطور مثال وقتی قطر میتواند میزبانی مسابقات جامجهانی را به دست بیاورد درحالی که هیچ شرایطی برای برگزاری این مسابقات نداشته است. این را همه میتوانند متوجه شوند که مناسبات اقتصادی و سیاسی قطر را واجد چنین میزبانیای کرده است! اما این مناسبات و مذاکرات کاملا مخفی است و بیشتر به صورت شفاهی و ارتباطات حضوری انجام میشود. مسائل سیاسی در جاهایی اینگونه تاثیرگذار است که اصل قضیه را کسی نمیبیند، اما تاثیرات آن را میتوان مشاهده کرد.
پاسخ سوالم را نگرفتم عملکرد خود ما را در این زمینه چطور میبینید، ما در این سالها توانستیم از ظرفیتهای سیاسی استفاده کنیم؟
نه. خود من 15سال تلاش کردم تا بالاخره با توصیه شیخ احمد که رئیس شورای المپیک آسیا بود، توانستم پذیرفته بشوم. ما چون روابط سیاسی و اقتصادیمان در تحریم بود از همان سالهای اول انقلاب که لانه جاسوسی تصرف شد و جنگ تحمیلی آغاز شد عملا به نوعی در تحریم بودیم تا وقتی که تحریمهای شورای امنیت شکل گرفت در همه این سالها از نقطه نظر سیاسی هم تحریم بودیم. در نتیجه کلا روابط حسنهای با کشورهای صاحب قدرت و رای که گردانده مجامع بینالمللی هستند، نداریم. این درست که میرویم دست میدهیم و لبخند میزنیم . اما اصل قضیه که پشت پرده است را اینها به این سادگی از دست نمیدهند! دلشان نمیخواهد ما در جاهایی باشیم که منافع آنها چیز دیگری را اقتضا میکند. البته کم و بیش در جاهایی توفیق پیدا کردیم، اما اصل قضیه این است که ما روابطمان با شورای امنیت و سازمان ملل که در این مسائل تاثیرگذارند به گونهای نیست که بتوانیم حق خود را از مجامع بینالمللی بگیریم. همین اواخر دیدید بانکیمون، دبیرکل سازمان ملل به خاطر پولی که عربستان میخواهد کمک کند نام این کشور را از لیست کشورهایی که تروریست هستند یا کودکان را مورد شکنجه و آزار قرار میدهند، خارج کرد و خودش هم گفت من تصمیم سختی گرفتم! میبینید حتی سازمان ملل نیز تحت تاثیر مناسبات سیاسی و اقتصادی قرار دارد.
خود رویداد المپیک را از نظرسیاسی چگونه آنالیز میکنید؟
فضای بازیهای المپیک اصلا سیاسی نیست. این را یادمان باشد که هرچیزی را نمیتوان به هم ربط داد و ممکن است که این استدلال بشود که فضای المپیک نوعی سرگرمی سیاسی برای کشورهای مختلف است، اما باید جنبههای مثبت آن را هم در نظر داشت. کما اینکه این استدلال ممکن است در مورد هر پدیده دیگری اتفاق بیفتد. المپیک و پارالمپیک عواملی هستند که میتواند باعث تشویق جوانان برای روی آوردن به ورزش شود. معلولان را تشویق به خروج از انزوا کند. بنابراین جنبههای مثبت آن غیرقابل تردید است. هرچند استنباطها و استدلالهایی هم میتواند در کنار آن باشد که برای انحراف ذهن بشر است. اما من فضای بازیهای المپیک را به این معنا سیاسی ندیدم. البته هر کشوری که میخواهد المپیک رابرگزار کند بهره برداریهای لازم را میکند. مثلا کره یا چین در جهت صادرات محصولات و تکنولوژیهای خود تلاش کردند، اینها هم خاصیتهای جانبی المپیک است.
در المپیک ریو، رسوایی دوپینگ روسها هم خیلی پررنگ شد، این مساله تا چه حد سیاسی است؟
به نظر من این به هیچ وجه سیاسی نیست. اگر به گذشته برگردیم کشورهایی چون بلغارستان و آلمان شرقی و بسیای از کشورهای بلوک شرق و روسیه دوپینگ سازمان یافته داشتند. حتی چین که شاید بدترین وضعیت را داشت و به روشهای بسیار بدتر دوپینگ میکرد. این واقعیتی است که دوپینگ روسیه سازمان یافته بود و به نظرم آژانس جهانی مبارزه با دوپینگ (وادا) صرفنظر از ملیتها با این مساله برخورد میکند. آنچه در روسیه گذشته است میراث سالهای گذشته کشورهای شرقی است. البته در کشورهای غربی هم این قضیه بوده و هست. تمام دوچرخهسوارهای توردو فرانس از داروی اریتروپویتین استفاده میکردند. خیلی جاها ممکن است تست نگیرند تا به مسابقات رونق بدهند. استنباط من این است فدراسیون وزنه برداری جهانی در یک دورهای برای ارتقای رکوردها و رونق وزنه برداری از علنی کردن دوپینگ وزنهبرداران چشمپوشی میکرد با این حال معتقدم وادا در قضیه دوپینگ غیرسیاسی و بدون اغماض عمل میکند.
بازیهای المپیک ریو در حالی برگزار میشود که دنیا تحت تاثیر حملات داعش است. این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
در فرانسه یا انگلیس با وجود نیروهای امنیتی بسیاری قوی این اتفاقات تروریستی رخ داده و در برزیل بویژه در سائوپائولو اجتماعات گوناگونی وجود دارد و حملات تروریستی میتواند یک تهدید جدی باشد. البته امیدورایم برزیلیها بتوانند کار را اداره کنند و چهره زیبای المپیک و ورزش با اعمال عدهای افراطی جریحهدار نشود.
امید توفیقی/ روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم