اولین نکته، امکان دسترسی و تماس شما به عنوان خبرنگار سینمایی با این عزیزان است؛ بهدلیل ساعت کاری نامنظم اهالی سینما و آفیشهای شبانه فیلمها، بیشتر این افراد، صبح را به ظهر دیزالو میکنند و تازه حدود ساعت 11 و 12 ظهر، تصمیم به بیدار شدن میگیرند! ضمن اینکه در باقی شبانهروز هم شاید سرصحنه باشند یا داخل جلسهای درباره فیلم. تازه اگر هم اهل سینما و چهرهها و کارگردانهای محترم را پیدا کنید، شاید رغبتی برای مصاحبه نداشته باشند، یا خوش ندارند با رسانه شما حرف بزنند و مواردی از این دست.
پس از جلب رضایت برای گفتوگو و تهیه خبر هم، گاهی عزیزان سینمایی توقع و انتظاراتی برای انتشار متنی کاملا دلخواه سلیقههای خود را دارند و حتی میخواهند تیتر و لید (مقدمه) مصاحبه و گزارش هم همان چیزی باشد که میخواهند؛ اما اولا این دو مورد از اختیارات خبرنگار و رسانه است و دیگر اینکه گاهی حتی تیتر و تنظیم خبرنگار هم بهدلیل معذوریتها و نظر مدیران رسانه، دستخوش تغییر میشود و دلخوریهایی از طرف اهالی سینما را در پی دارد. ضمن اینکه در این سینمای مستعدِ سوءتفاهم و حاشیههای ریز و درشت، خیلی باید حواستان باشد که حین انجام وظیفه، به حساسیتهای موجود دامن نزنید.
با این همه و مشکلات اقتصادی و معیشتی و بیمهای و بیاعتنایی و کمتوجهی برخی مدیران فرهنگی و رفتار و کلام غیرمنصفانه عده قلیلی از اهالی شریف سینما، خبرنگاران سینمایی همچنان مشغول کارند و با عشق به سینمای کشور، سعی در انجام رسالت رسانهای خود دارند. به مناسبت روز خبرنگار، سراغ برخی سینماگران دوست داشتنی و خبرنگاران سینمایی عزیز رفتیم؛ از اهالی سینما خواستیم تا نظرشان را درباره خبرنگاران سینما و حرفه خبرنگاری به ما بگویند و از همکارانمان هم خواستیم به مشکلات و دلخوشیهای احتمالیشان اشاره کنند.
یک حرفه مقدس و پر از عشق
پوران درخشنده، کارگردان سینما
همیشه معتقدم انسان هر کاری را که انجام میدهد، باید هدفی پشت آن باشد. به نظرم همینطوری نمیشود خبرنگار، پزشک، معلم و.... شد، باید چیزی به نام عشق وجود داشته باشد. چون یک طرف همه این کارهایی که ما میکنیم، مردم هستند. بنابراین اگر ما صداقت نداشته باشیم و بهخاطر مسائل و شرایط مختلفی مدام تغییر موضع دهیم و مردم را فراموش کنیم، هیچوقت نمیتوانیم به آن عشق موردنظر برسیم و به آن توجه داشته باشیم.
برای همین فکر میکنم خبرنگاری، حرفه بسیار مقدسی است. چرا که خبرنگار، قلم به دست دارد و این قلم باید با آرامش، با صداقت و با واقعیت، به حرکت درآید. قلم خبرنگار باید بتواند عشق را در مردم زنده کند. خبرنگار نباید کاری کند که فضا برای نفس کشیدن سخت شود. من با همه خبرنگارها، چه سینمایی و چه غیرسینمایی خوب هستم و همیشه رابطه دوطرفه انسانی با آنها دارم. اما به هر حال حرفه من سینماست و به همین دلیل، ارتباط نزدیکتری با خبرنگاران سینمایی دارم.
این روز را به همه خبرنگاران خودمان و همه کسانی که در مطبوعات و رسانهها قلم میزنند، تبریک میگویم. من به همه این تلاشگران احترام میگذارم و امیدوارم شرایط بهتری برایشان به وجود بیاید تا بتوانند براحتی این رابطه بیواسطه با مردم را به نحو احسن انجام دهند. برای تکتک این عزیزان، آرزوی موفقیت دارم.
خبرنگاران سینمایی همکار ما هستند
حمیدرضا پگاه، بازیگر
خبرنگاران سینمایی به نوعی همکار خود ما محسوب میشوند و نقش زیادی در چرخه هنرهای نمایشی دارند. درمیان خبرنگارها هم مثل ما خوب و بد و بالا و پایین وجود دارد.
همواره ارتباط خوبی با خبرنگاران و اهالی رسانه دارم، اما گاهی در این رابطه، شاید آن چیزی که صددرصد مدنظرم بود، اتفاق نیفتاده که طبیعی هم است. مواردی بوده که برخی دوستان خبرنگار میتوانستند به شکل بهتری برخورد کنند یا میشد خبررسانی شکل دیگری داشته باشد. به هر حال خبرنگاران، دنبال تیترهایی هستند که نوشتههایشان را جذابتر کند که خوب است و اشکالی هم ندارد، اما متاسفانه بعضی میخواهند به هر قیمتی جلب مخاطب کنند که چندان موردپسند من نیست.
به هر حال روز خبرنگار را به همه خبرنگاران تبریک میگویم و امیدوارم همه آنها سلامت و در کار و هدفشان موفق باشند و بتوانیم به همدیگر کمک کنیم که اتفاقات خوبی برای سینما بیفتد.
وجدان را رعایت کنید
بهنام تشکر، بازیگر
اول از همه روز خبرنگار را به همه خبرنگاران بویژه خبرنگاران سینمایی تبریک میگویم و آرزوی موفقیت برایشان دارم. امیدوارم مثل همیشه در کلمات و جملاتی که مینویسند، وجدان را رعایت کنند.
همیشه رابطه خوبی با خبرنگاران سینمایی داشته و دارم و بیشتر گفتوگوهایم با آنها خوب پیش رفته و خوشایند بوده است، اما گاهی دلخوریهایی پیش آمده. مثل همین اواخر که گفتوگو و عکسی، بدون هماهنگی و اطلاع من در یک مجله هفتگی منتشر شد. متاسفانه این اتفاق هم با بدسلیقگی تمام افتاد.
در حالی که از دوستان خبرنگار انتظار دارم به عنوان یک مصاحبهشونده، مرا در جریان انتشار چنین گفتوگوهایی بگذارند. البته این شیطنتها بسیار جزئی و اندک است و در بیشتر مواقع، خبرنگاران کارشان را بدرستی انجام میدهند. در کل میدانم چقدر کار خبرنگاران سخت است و با چه مشکلاتی، فعالیت میکنند. من هم هر وقت که خبرنگاران برای خبر و مصاحبه تماس میگیرند، اگر شرایطش را داشته باشم، حتما پاسخگو هستم. بابت این قضیه هم خوشحالم.
یک کار سنگین و حساس
حبیب اسماعیلی، تهیهکننده و پخشکننده فیلم
یکی از ارکان مهم مطبوعات و رسانهها، خبرنگاران هستند. چون من خودم هم دستی در کار مطبوعات داشتم و به نوعی مطبوعاتی و رسانهای محسوب میشوم، از تلاشها و زحمات خبرنگاران خبر دارم.
خبرنگاری، کاری سنگین و حساس و پرمسئولیت است. البته خبرنگاری هم مثل هرکار دیگری، خوبیها و بدیهایی دارد و مثل هرصنف دیگری، خوب و بد دارد، اما خوشبختانه بیشتر خبرنگاران، با شرافت قلم میزنند. بیشتر بچههای خبرنگار، کارشان را دوست دارند و مسائل اخلاقی را در این حرفه رعایت میکنند.
ضمن اینکه یادمان نرود، کار هنر و خبرنگاری، آنچنان درآمدزا نیست؛ آن هم با توجه به حساسیتهایی که وجود دارد و ممکن است هر حرف و نوشته خبرنگار، به کسی بربخورد. بنابراین آنچه خبرنگاران را در این حرفه نگه میدارد، عشق است. به نظرم مبالغی که به عنوان دستمزد یا حق التحریر به بچههای خبرنگار پرداخت میشود، در مقایسه با دستمزدهای برخی مشاغل حساس و پرمسئولیت دیگر خیلی کم است.
در این میان خبرنگاری سینمایی، پیوند بیشتری با حرفه ما دارد و با کار سینما عجین است و لازم و ملزوم یکدیگرند. اصولا رسانهها تاثیر بسیار زیادی در انجام کارها دارند، بویژه خبرنگاران سینما میتوانند نقش مهمی در اعتلای سینما داشته باشند. آنها نقشی اساسی در شناساندن هنر این مرز و بوم به مردم دارند. اگر از برخی تخریبهای جزئی بگذریم، عموم خبرنگاران سینمایی همیشه کمک حال سینما بودهاند. فراموش نکنیم که خبرنگاران همواره نقش مهمی در جامعه و حتی انقلابها داشتهاند و افراد ماندگار زیادی را در این عرصه میتوانیم نام ببریم.
از اینکه دوستان خبرنگار اینقدر پیگیر هستند و با جدیت کار خود را دنبال میکنند، خوشحالم و این مساله برایم بسیار قابل احترام است. اما گاهی ما شرمنده دوستان میشویم و واقعا خبری برای ارائه به آنها نداریم. با این حال همواره سعی میکنیم، از نقد و نظرهای آنها استفاده و خودمان را اصلاح کنیم. من روز خبرنگار را به یکایک عزیزان، بویژه خبرنگاران سینمایی خوبمان تبریک میگویم و امیدوارم همیشه پایدار باشند.
عشق به سینما
مسعود نجفی
خبرنگار سینما
عشق به سینما پیونددهنده من با دنیای خبرنگاری بود. سینمایی که رویای فیلمسازی در آن را در سر داشتم، اما به یکباره حضور در دنیای رسانه، مسیرم را تغییر داد. هرچند بعدها توانستم فیلمسازی را هم تجربه کنم، اما خبرنگاری برایم اولویت شد و همچنان هم بعد از گذشت نزدیک به دو دهه و حضور در موقعیتهای مختلف شغلی همچنان خودم را خبرنگار میدانم و به این شغل افتخار کردهام، چراکه تأثیری که با این حرفه میتوان گذاشت، در بسیاری از موقعیتهای شغلی در سینما نمیتوان داشت؛ به شرط آنکه قدر این موقعیت را که در آن هستیم بدانیم و آن را پلی برای رسیدن به موقعیتهای دیگر ندانیم.
در دنیا یک خبرنگار جایگاهش را بهراحتی از دست نمیدهد و حرفه خبرنگاری را بسیار بالاتر از دبیر و سردبیر و مدیر میداند، اما متأسفانه در کشور ما بسیاری از خبرنگاران به دنبال دبیری و سردبیری و در نهایت فیلمسازی هستند. در حالی که بهترین لحظات من در حرفه خبرنگاری گذشته؛ همان لحظاتی که گرهای با ابزار رسانه باز شده است.
من هم عاشق شدم
فاطمه رستمی
خبرنگار سینما
سالها قبل که از شوق تماشای یک تئاتر یا فیلم سینمایی دست در دست مادرم به سینما یا تئاتر میرفتم، فکر نمیکردم که روزی من هم برای همان جادوگران پرده نقرهای بنویسم و از نزدیک ببینمشان! تصور دوران کودکیام از سینماگران انسانهای دست نیافتنی و عجیب بود و بدیهیترین ویژگیها یا اعمال انسانی در مورد آنها را بعید میدانستم. اینکه آنها هم در خانهشان لباس راحتی میپوشند، حمام میروند، میگریند، با همسرشان دعوا میکنند و.... حقیقت داشتن تمام این مسائل روزمره در مورد ستارههای سینما، در ذهن کودکانه من که از ابتدا آنه شرلی وار زندگی کردهام و میکنم روزی به اثبات رسید که بعد از سالها تلاش توانستم در یکی از روزنامههای مورد علاقه ام مشغول به کار شوم.
امروز که خبرنگار سینمایی هستم و کار هر روزم صحبت کردن با بازیگران و کارگردانان سینمای ایران است، حس میکنم چقدر دوستشان دارم، حتی اگر بعد از تماسهای مکرر با یکی از همین ستارههای عزیز سینما برای تهیه گزارشی به نتیجه نرسم و حتی اگر برخورد خوبی با خبرنگارها نداشته باشند و... اگر امروز روز من است، میخواهم به اندازه تمام روزهای زندگیام، عشق و مهر به سینما و سینماگران تقدیم کنم و من از آنها سپاسگزار باشم که با بودنشان من هم عاشق شدم، عاشق جادو شدن، صحنه، نور، رنگ و...
بیماری مزمن کار ستادی
احسان هوشیارگر
خبرنگار سینما
اصولا از دید مردم جامعه هرکسی که یک رکوردر دستش باشه رو به عنوان روزنامهنگار میشناسن. براشون فرقی هم نداره که توی روزنامه کار میکنی یا خبرگزاری. حتی خود من هنوز که هنوز بعد از 14-13 سال کار هرکسی از فامیل که مثلا میخواد خیلی اطلاعات جامعی درباره کار ما از خودش بروز بده میگه: «راستی توی کدوم روزنامهنگاری بودی!»، بعد هم که ما بعد از کلی توضیح و تفصیل با میانتیتر میگیم خبرگزاری با روزنامه این تفاوتها رو داره، آخر سر با یک نگاه عاقل اندر سفیه میگه چه فرقی داره و اینجاست که ما متوجه میشیم چرا میگن خبرنگاری جزو مشاغل سخت محسوب میشه.
البته یک دسته از ما خبرنگارها هم هستن که دچار یک بیماری مزمن هستند. اونم اینکه هرچی بیشتر از سالهای کارشون میگذره بیشتر به یک سری کارهای سخت که بقیه ازش فرار میکنن علاقهمند میشن. خود من مدتها دچار یک بیماری سخت و لاعلاج به نام بیماری مزمن کار ستادی هستم و اگر در طول سال توی یکی دو تا جشنواره کار ستادی انجام ندم و چند شبانهروز کلا بیخوابی نکشم، دچار بدندرد شدیدی میشم که هیچ مخدر قوی هم چاره کارم نیست.
اگر کسی از رفقا بعد از خوندن این چند خط احساس مشترک بهش دست داد باید بهش برای این بیماری مزمن و لاعلاج تبریک بگم.
علی رستگار
فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم