با فروپاشی شوروی، اروپا وارد مرحله جدیدی از تدابیر امنیتی شد که در زمان جنگ سرد مورد نداشت. برنامه‌ریزان امنیتی اروپا دست به‌کار ترسیم دیوارهای امنیتی جدیدی شدند که حوزه بالکان و مدیترانه در آن از اولویت برخوردار بود. زیرا دیوار فروریخته شرق اوضاع نامشخصی را در این قسمت از اروپا به‌وجود آورده بود. اما بخش دیگر تدابیر امنیتی مربوط به تروریسم خاورمیانه می‌شد که برای پیشگیری از سرایت آن به خاک اروپا، مهار آن در خاستگاهش مورد توجه قرار گرفت.
کد خبر: ۹۲۹۳۳۳

در این چشم‌انداز خطرهای امنیتی بیشتر متوجه آن دسته از شهروندان اروپایی می‌شد که به خاورمیانه رفت و آمد داشتند، ولی کشورهای اروپایی در مصونیت نسبی قرار داشتند. اما چیزی نگذشت که حادثه 11 سپتامبر 2001 و حوادثی که در متروهای اسپانیا و انگلستان و فرانسه به وقوع پیوست آسیب‌پذیری اروپا را مشخص کرد. ولی تمام این حوادث در خارج از اروپا و به وسیله سازمان‌های کاملا شناخته شده‌ای طراحی شده بود که محدوده خطر را برای سازمان‌های امنیتی اروپا ناشناخته نمی‌گذاشت. اما امروز اروپا با مصیبت جدیدی روبه‌روست که با همه وضعیت‌های گذشته متفاوت است. امروز دشمن در خانه و ناشناخته است. هر شهروند اروپایی از خود می‌پرسد از کجا معلوم که همسایه تیره پوست من تروریست نباشد؟ این وضعیت بی‌شک برخاسته از دولت اسلامی (داعش) و تاکتیک‌های ناشناخته اوست. فرانسه پنج میلیون شهروند مسلمان دارد که در محله‌های خاص متمرکز ولی در همه جای فرانسه هم پراکنده‌اند. دولت فرانسه به این دلخوش بود که سیاستش در مورد این مسلمانان موفق بوده زیرا خواسته آنها این است که مانند فرانسوی‌ها باشند و تمام تلاش خود را مصروف تقلید از فرانسوی‌ها و فرهنگ فرانسه می‌کنند. اما اگر کسی در منطقه‌های مسلمان نشین پاریس مثل میرومنیل قدم می‌زد می‌توانست بفهمد که پلیس پاریس سخت در اشتباه است. زیرا در حال قدم زدن از قیل و قال عرب‌ها واژگانی مانند جهاد، محارب، فی‌سبیل الله و ... فراوان به گوش می‌رسید. سیل نمازگزاران از مساجد بیرون می‌زد و صفوف نمازگزاران را به خیابان‌های اطراف می‌کشید. نارضایتی از چشمان جوانان عرب زبان قابل مشاهده بود. در چنین احوالی صدای داعش بلند شد و در گوش هزاران جوان عرب‌تبار طنین افکند. اگر از هر ده هزار نفر آنها یکی هم به داعش لبیک بگوید خود شمار قابل ملاحظه‌ای را تشکیل می‌دهد. اینها در همه جا هستند. اتاق‌های زیر شیروانی در محلات اعیان‌نشین، خانه‌های محقر اطراف پاریس و خلاصه در همه جا. کار در اینجا خاتمه نمی‌یابد. زیرا پلیس به دنبال سلاح در همه محلات شهرها فعال بود، اما فکر نمی‌کرد که ممکن است جوانی با چاقو و تبر به رهگذران حمله کند. وضعیت بسیار پیچیده و دلهره‌آور می‌شود بخصوص زمانی که حمله بیماران روانی هم به آن افزوده شود که خود ناشی از تاثیر انتشار اخبار حملات مرگبار از تلویزیون‌هاست. مساله این است که این بار معلوم نیست ریشه ترور در کجاست و اگر داعش از پای درآمد ترکش‌های آن هم خاموش شود. غرب از یاد برده بود که در عصر جهانی شدن به‌سر می‌بریم و هر حادثه‌ای در هرجای زمین که اتفاق افتد می‌تواند مانند شعله‌های سرکش به تمام دنیا تسری پیدا کند. نمی‌توان خاورمیانه و مردمش را در دام جنگ و تباهی رها کرد و خود آسوده نشست. خلأ امنیتی کنونی هیچ درمانی ندارد و پلیس جز این‌که بعد از حادثه به نمایش ژست‌های آنچنانی بپردازد و به شهروندان دلگرمی دروغین بدهد چاره دیگری ندارد و خیلی وقت‌ها برای آرامش دیگران حادثه را به فرد روانی نسبت می‌دهد، ولی مردم از خود می‌پرسند چرا روانی‌ها در این زمان و همراه با تروریست‌ها همراه شده‌اند؟

دکتر احمد نقیب‌زاده

استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها