اوایل آذر سال 88 ماموران اداره دهم پلیس آگاهی در جریان مرگ مرد 83 سالهای در مغازهاش حوالی بازار تهران قرار گرفتند. ماموران همراه بازپرس جنایی در آنجا حاضر و با جسد پیرمرد مواجه شدند. شواهد نشان میداد از گاوصندوق مغازه سرقت شده است. در ادامه تجسسهای پلیسی ردپای دو مستاجر مقتول که ناپدید شده بودند، به عنوان مظنونهای این پرونده به دست آمد. این دو نفر تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند و دستگیر شدند. یکی از آنها در بازجویی پلیسی به شرکت در سرقت و دیگری به ارتکاب جنایت اعتراف کرد.
عامل جنایت به پلیس گفت: مقتول مرد خوبی بود و هر از گاهی کمکمان میکرد اما به دلیل مشکل مالی به گاوصندوقش دستبرد زده و در جریان سرقت او را کشتم و همراه همدستم فرار کردیم. آن دو در شعبه 113 دادگاه کیفری محاکمه و یکی به حبس و دیگری به قصاص محکوم شد.
احکام صادره توسط شعبه 27 دیوانعالی کشور تائید و پرونده به اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران ارسال شد. باگذشت هفت سال از وقوع این جنایت، خانواده پیرمرد برای رضای خدا، چند روز پیش با حضور در اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران، قاتل پدرشان را بخشیدند. یکی از فرزندان مقتول در این باره گفت: پدرمان همیشه گذشت و بخشش را به ما توصیه میکرد. ما هم در نبود پدرمان به سخنان او احترام میگذاریم و قاتل را میبخشیم. چون در عفو لذتی است که در انتقام نیست. امیدواریم قاتل پدرمان قدر این بخشش و فرصت به دست آمده را بداند و زندگی جدید و سالمی را آغاز کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم