با عبدالله اسفندیاری، بازیگر مجموعه «کیف انگلیسی»

از موفقیت‌های تلویزیون خوشحال می‌شوم

سریال «کیف انگلیسی» یکی ازسریال‌های موفق و اثرگذار تلویزیون در سال‌های اخیر درباره تاریخ سیاسی ـ اجتماعی معاصر ایران است و دری با نگاهی واقعگرایانه در پس درامی جذاب احوالات ایران ابتدای دهه 20 را به تصویر می‌کشاند.
کد خبر: ۹۲۸۶۶۶

یکی از بازیگران این مجموعه موفق عبدالله اسفندیاری از مدیران سینما و تلویزیون ایران است که سوای مدیریت نشان داده بازیگر توانمندی است.

عبدالله اسفندیاری منشا خدمات زیادی برای تلویزیون و سینمای نوین ایران در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بوده و نقشش غیرقابل کتمان است .مدیریت گروه فیلم و سریال (1358)، مدیر گروه فیلم و سریال و تئاتر شبکه اول سیما، معاونت فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی و عضو شورا‌های مختلف فرهنگی وزارت ارشاد (1362‌1371-)، عضو هیأت مدیره منصوب خانه سینما (1367 ـ 1372) و در مقام بازیگر، فیلم‌های آب و آتش (1379)، باد و شقایق (1376)، روز واقعه (1373)، دستنوشته‌ها (1365)، زیر باران (1363) ودر مقام تهیه‌کننده، فیلم‌های خواب لیلا (1386)، ستاره‌ها (جلد 2: ستاره است) (1384)، شکلات (1382)، پسران مهتاب (ارتشی در تاریکی) (1381)، دخیل (1380)، لژیون (1377) را در کارنامه دارد با او درباره دوران مدیریتش در تلویزیون و بازی در نقش ادیبان پدر سریال کیف انگلیسی گفت‌وگویی انجام داده‌ایم.

از دهه 60 به تناوب شما همزمان در عرصه مدیریتی و بازیگری فعالیت داشته‌اید. آیا بازیگری جزو دغدغه‌های اصلی‌تان است؟

در مجموع، مدیریت فرهنگی برای من اولویت اصلی بوده است. اگر بخواهم کارهایم را به لحاظ علایقم اولویت‌بندی کنم، چون مدیریت فرهنگی در کلیت اثرگذارتر است تلاش می‌کنم بیشتر در این حوزه حضور داشته باشم. نوشتن، دغدغه مهم جدی دیگرم است. تهیه‌کنندگی و بازیگری نیز اولویت‌های بعدی‌ام در این چهار دهه بوده است.

بازی در سریال‌هایی که قبول کرده‌اید براساس رفاقتی است که با سازنده‌اش دارید یا به عوامل دیگری بستگی دارد؟

اولین حضورم در بازیگری مربوط به فیلم تلویزیونی زیر باران مرحوم سیف‌الله داد بود. در آن زمان مدیرگروه فیلم و سریال شبکه اول بودم. سیف‌الله داد جوانی بود که می‌خواست فیلم اولش را بسازد و نظر مساعدی در آن دوران برای حضور جوان‌ها در عرصه کاری نبود. موقعی که یک مدیر ارشد تلویزیونی در کاری بازی می‌کند، به هر حال نشان از اهمیت کار آن جوان بود و جنبه حمایتی داشت. در سال‌های بعد چنین رویکردی را داشتم و در خیلی از کارها مثل روز واقعه و دستنوشته‌ها بازی کردم و موقعی که در حوزه فرهنگی مدیریت فارابی فعالیت می‌کردم از فیلمسازان جوانی مثل محمد آفریده یا محمدمهدی عسگرپور حمایت کردم. موقعی که در سریال ابن سینا بازی کردم کار نیز جنبه حمایتی داشت و نقش وزیر دربار را بازی کردم. در آن دوران خیلی از بزرگان با تولید این سریال مخالفت می‌کردند و من با حضورم تلاش کردم کیهان رهگذر بتواند این سریال را بسازد و در عمل هم دیدیم چه سریال خوبی شد. همواره رویکردم در دوران مدیریتم در تلویزیون شناسایی استعدادهای جوانی بود که در آینده بتوانند به کارگردان‌های بزرگی تبدیل شوند.

اولین مدیر گروه شبکه اول سیما بعد از انقلاب بوده‌اید. با توجه به تغییرات ساختار تلویزیون براساس چه ویژگی‌هایی مدیریت‌تان را برنامه‌ریزی می‌کردید؟

قبل از من آقای اسماعیلی در این حوزه مدت زمان کوتاهی مدیریت داشت و من همواره در کارم به خرد جمعی اعتقاد داشتم و دوستانی نظیر سیدمحمد بهشتی، علیرضا شجاع نوری و شهرام اسدی در کارم به من کمک‌های زیادی انجام دادند. دو نکته مهم را در کار رعایت می‌کردم و اولین نکته‌اش استفاده از تجربیات حضورم در گروه‌های هنری حسینیه ارشاد و آدم‌هایی که پیش از انقلاب در آنجا فعالیت می‌کردند، متمرکز بود. در حاشیه کلاس‌های دکتر شریعتی تجربیات زیادی به دست آوردم. در آن گروه‌های افرادی مثل محمدعلی نجفی، منوچهر انوار، مهرزاد مینویی، مهندس مصطفی هاشمی‌طبا و دیگران هم حضور داشتند. در این گروه نکته مهم همدلی و مشاورت و تاکید بر خرد جمعی و کارگروهی بود. این تجربیات را در دوران مدیریتم در تلویزیون و سینما به کار بردم و به نتایج خوبی هم رسیدم. بنابراین در کارم هیچ گاه نمی‌گفتم حرف من حجت کامل و بدون تغییر است. نظرات مختلف را می‌شنیدم و براساس آن تصمیم می‌گرفتم. در آن سال‌ها سریال‌های بزرگی مثل سلطان و شبان، مثل‌آباد، هزاردستان، سربداران و بوعلی سینا و... تولید شد. در سینما هم اغلب تولیدات مهمی که باعث جهانی شدن سینمای ایران شد در زمان حضورم در وزارت ارشاد و بنیاد سینمایی فارابی ساخته شد.

به عبارت دیگر تلویزیون می‌تواند در جنگ نرم دشمنان علیه اهداف فرهنگی ملت ما موفق باشد... .

من به جای واژه جنگ نرم از عبارت قرآنی‌آش استفاده می‌کنم (مجادله احسن) و گفت‌وگو و مباحثه احسن واژه مناسب و شایسته‌ای است. در این مجادله احسن وقتی موفق هستیم که مردم فقط شبکه‌های ایرانی را برای تماشا کردن انتخاب کنند.

فضای حاکم بر تلویزیون در دهه 60 چگونه بود؟

در گروه فیلم و سریال شبکه اول شرایط حالت آزمون و خطا توام با نگرانی وجود داشت. تازه انقلاب شده بود و افرادی که وارد عرصه هنر شده بودند، کم‌تجربه بودند و زمان می‌برد که باتجربه شوند و به‌تدریج اهمیت و جایگاه رسانه‌ای مثل تلویزیون که در آن زمان فقط دوکانال وجود داشت مشخص شد. بارها پیش می‌آمد فیلم خارجی خوبی پخش می‌شد و در فلان شهرستان باعث بروز اعتراضی می‌شد که لزوما هم چندان منطقی نبود. در آن سال‌ها بین بچه‌ها در تلویزیون وفاق و دوستی حاکم بود.

چگونه در سریال کیف انگلیسی به عنوان بازیگر حضور پیدا کردید؟

ادیبان، نقشی که من در کیف انگلیسی بازی کردم شخصیت چند لایه و جذابی داشت. آدمی که در عین مدرن و روشنفکر بودن، با سنت و روحانیت در ارتباط نزدیک و آدم میانه‌رویی بود و تلاش می‌کرد اوضاع و احوالات شهر کوچک و درگیری میان دو گروه را مدیریت کرده و از تنش در شهر جلوگیری کند. من هم دوست داشتم در قالب چنین شخصیتی بازی کنم. قبل از شروع کار، زمانی که دری به من پیشنهاد بازی در کیف انگلیسی را داد، گفت: «با توجه به شناختی که از تو دارم، خلقیاتت به این آدم نزدیک است، می‌توانی این شخصیت را درست بازی کنی.»

از طرفی با هم رفاقت چند ساله‌ای داشتیم و پیشنهادش را قبول کردم. بعد از این که کار تمام شد، از ماحصل کار و بازی‌ام راضی بودم.

به نظر شما چه عواملی باعث توفیق سریال کیف انگلیسی در میان مردم، منتقدان و جامعه هنری شد؟

متن خوب و درست نوشته شده که بار دراماتیک داشت، به همراه کارگردانی حرفه‌ای و پخته دری و حضور مناسب بازیگران در نقش‌های مختلف از عوامل توفیق کار بود. بازی علی مصفا، فرهاد اصلانی و بخصوص رضا کیانیان در نقش یک روحانی بی‌نظیر بود و کیانیان یکی از ماندگارترین نقش‌های روحانیت را در کیف انگلیسی رقم زد. یادم می‌آید کیانیان از لهجه آذری استفاده می‌کرد.

مدیران وقت تلویزیون در آن زمان نگران بودند که موقع پخش، این لهجه مورد اعتراض آذری زبان‌ها شود و این امر باعث شد که بخواهند لهجه را حذف کنند، اما کیانیان پافشاری عجیبی داشت و با گریه و خواهش گفت من اعتبار هنری‌ام را گرو قرار می‌دهم تا نقش با لهجه باشد و هیچ اعتراضی هم به وجود نیاید و البته از سوی ما و کارگردان هم حمایت شد و کار با لهجه پخش شد و اولین گروهی که از این کار تشکر کردند، هموطنان آذری زبان بودند.

دوست دارم تلویزیون رشد کند

همیشه نسبت به تلویزیون احساس مادر ـ فرزندی دارم که تلاش کردم کودک شایسته‌ای را تربیت کنم و همیشه احوالات تلویزیون را دنبال می‌کنم و از موفقیت‌ها و توفیقاتش خوشحال می‌شوم. اغلب هم در ادوار مختلف در جلسات خصوصی که با مدیریت‌های مختلف داشتم تجربیاتم را انتقال ‌دادم و حتی به صورت خصوصی هم انتقاد و نقاط ضعف و قوت را یادآوری کرده‌ام. همیشه این مسائل را درون خانواده تلویزیون مطرح کردم و به مطبوعات نکشاندم. دوست دارم تلویزیون به حدی رشد کند که هیچ ایرانی رغبت به استفاده از شبکه‌های ماهواره‌ای نداشته باشد. رسیدن به این مرحله نشان می‌دهد تلویزیون در انجام رسالتش موفق بوده است.

احمد محمد اسماعیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها