در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید بشود گفت بسیاری از خانوادهها از حضور دائم فرزندانشان در فضای مجازی راضی نیستند بنابراین مدام با آنها وارد چالش میشوند. به نظر شما نیاز به نگرانی و کنترل است؟
ما باید بپذیریم فضای مجازی تقریبا فراگیر شده و آرام آرام همه جنبههای زندگیمان را تحت تاثیر قرار داده بخصوص قشر نوجوان را که ذاتا نوگرا و کنجکاو هستند و به دنبال کشف مقولههای جدید میگردند. نمیتوان انکار کرد که فضای مجازی جذاب است و قابلیت اطلاعرسانی و مهیاکردن فضایی برای ارتباط آن را کاربردی کرده است. بنابراین وقتی افراد وارد گروهها میشوند از این که فضای ارتباطی آزادانهای دارند لذت میبرند بخصوص نوجوانان بهخاطر ویژگیهای خاص شخصیتیشان. پس نمیتوان میل به حضور فضاهای مجازی را محدودیت کرد چون عوارض محدودیت میتواند شدیدتر از عوارض حضور در فضاهای مجازی باشد، بنابراین یک راهحل میماند و آن هدایت درست افراد در این فضا و ایجاد فضاهای مجازی جذاب است که متناسب با فرهنگ خودمان باشد.
شما به ضرورت هدایت نوجوانان و جوانان در فضای مجازی اشاره میکنید ولی بیشترخانوادهها نمیدانند این هدایت باید چطور انجام شود.
مدیریت بر فضای مجازی و نحوه استفاده از آن با راهکارهای کلیشهای مثل بگیر و ببند و محدودیت و تهدید، شدنی نیست و جواب نمیدهد. معتقدم ما از نظر مهارتهای ارتباطی دچار فقر هستیم، هم بزرگترها و هم کوچکترها و تا این نقص وجود دارد، نمیتوانیم مدیریتی داشته باشیم. ورود به فضای مجازی برای بچهها مثل یک رویای شیرین است، بدون هیچ مانعی، بنابراین باید به آنها آموزش دهیم که اگر از این فضای ارتباطی استفاده میکنند باید از چه قواعدی تبعیت کنند. البته خانوادهها باید خودشان آموزش ببینند و مهارتهای ارتباطیشان را بالا ببرند و مهمتر این که با ویژگیهای روحی و روانی نوجوانان آشنا شوند تا بتوانند حضور فرزندانشان در فضاهای مجازی را مدیریت و کنترل کنند. معتقدم اگر خانوادهها در این مسیر قرار بگیرند کمکم ارتباطات افراد از فضای مجازی به سمت فضای طبیعی سوق پیدا میکند.
در برخی خانوادهها پدر و مادر، مواضع یکسانی در مورد استفاده از فضای مجازی ندارند، به نظر شما این خانوادهها میتوانند مدیران خوبی باشند؟
شما دقیقا به یک مشکل مهم اشاره کردید که روانشناسان به آن میگویند تعارض. تعارض میان والدین از ناآگاهی نشات میگیرد، یعنی نه روحیات دوران نوجوانی را میشناسند و نه میدانند باید چطوربا آنها روبهرو شوند. این تعارض، اما در نهایت به گمگشتگی هویتی نوجوانان و پناه بردن آنها به فضای مجازی آن هم به صورت بیمارگونه منجر میشود. پس ما باید کمک کنیم تا خانوادهها از تعارض بیرون بیایند و به مواضع و باورهای یکسانی برسند.
یعنی اگر خانوادهها به فهم مشترک از نیازهای نوجوان و جوان برسند و فوت و فن برقراری ارتباط با آنها را بیاموزند قادرند به طور نامحسوس دست به فیلترینگ بزنند و از فرزندانشان در فضای مجازی محافظت کنند؟
بله قطعا. اگر ما هر خانواده را یک کشور کوچک بدانیم یکی از ضرورتهای این کشور داشتن قوانین و مقررات است. کودکان از سنین کم باید با این قوانین آشنا شده و ملزم به رعایت آنها باشند. اگر اینچنین باشد فرزندان میتوانند بدون این که از بیرون کنترل شوند از درون دست به خودکنترلی بزنند. البته لازمه این کاراین است که خانوادهها خودشان پیرو این قوانین باشند و در روشها و نگرشهای تربیتی ثبات داشته باشند. اگر این ثبات وجود نداشته باشد مادر و پدر دچار اختلاف میشوند و همان تعارض خطرناک که قبلا اشاره کردیم به وجود میآید.
این توضیحات را دادم تا تاکید کنم با این موضوع باید به صورت ریشهای برخورد کرد، این که خانوادهها باید از تفکرات محدودکننده دست بردارند و خوراک و فضای سالم در اختیار نسل جوان قرار بدهند. ضروری است دولت نیز با استفاده از فرهنگ غنی ما، خوراک مناسب در فضای مجازی تولید کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: