نیشدارو

بیگانه با سفره شاعران

کد خبر: ۹۲۶۹۸۶

عمرِ دلِ خود تباه نتوانم کرد

در حقّ وی اشتباه نتوانم کرد

با قلب ضعیف خویش ای مرغ عزیز!

بر قیمت تو نگاه نتوانم کرد!

* * *

ای مرغ! گران شدی به ما بد کردی

بر سفرۀ ما جفای بی‌حد کردی

گفتم برسی و سد کنی جوع مرا

راه نفسِ مرا ولی سد کردی!

* * *

تا بگذرد از مرغ، عتابش کردم

آگه ز مسیرِ ناصوابش کردم

این مرغِ خیال، بس که با مرغ پرید

یک شب بَدَل از مرغ، کبابش کردم!

* * *

با سفره شاعران شدی بیگانه

نرخ تو کجا و مبلغ یارانه!

دیگر چه نشان از تو در این کاشانه

ای مرغ، چو سیمرغ شدی افسانه!

* * *

دیوانه شد و به سیم آخر زد و رفت

نامرد(!) به ما ز پشت خنجر زد و رفت!

پرواز بلد نبود، امّا دیدیم

مرغ از سرِ سفره‌مان شبی پر زد و رفت!

سعید سلیمان‌پور ارومی
جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها