نه حزب مشارکت ، اصلی ترین جریان اصلاح طلب است و نه حزب موتلفه ، محور جریان اصولگرا اما دیدار دبیران کل این دو حزب سیاسی را می توان نمادی از تنظیم درست و منطقی روابط میان جریان های سیاسی متفاوت تلقی کرد.
کد خبر: ۹۲۶۷۵
مباحثه قلمی متین محمدرضا خاتمی با حبیب الله عسکر اولادی (دبیرکل سابق حزب موتلفه) نیز بیانگر سابقه این گونه مناسبات است . این واقعیت را نمی توان انکار کرد که عمر دمکراسی و مردم سالاری در کشور ما کوتاه و تجربه مردم و نخبگان سیاسی ما در تعامل صحیح با یکدیگر ، ناچیز است . فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی یا کمتر مشارکتی جامعه ما ، برخوردهای حذفی بین جناحها را موجب می شود. این امر به این واقعیت باز می گردد که در طول تاریخ سیاسی ایران ، به واسطه حضور استبداد و استعمار ، کسب قدرت سیاسی دشوار بوده و غالبا نیروهای مردمی و نمایندگان سیاسی آنان از دور قدرت کنار گذاشته می شدند. همین امر باعث شد که در سالهای پس از انقلاب و پس از مردمی شدن قدرت هم نگاه به قدرت تغییر نکند یعنی هم کسب قدرت سیاسی آسان نباشد و هم از دست دادن قدرت ، با بیتابی هایی همراه شود. این امر حتی در میان نیروهای سیاسی در یک جبهه سیاسی هم قابل مشاهده است . اصلاح این فرهنگ سیاسی ، نیاز به زمان دارد. گروههای سیاسی جامعه ما باید کسب قدرت و از دست دادن آن را به صورت مکرر تجربه کنند و با فرهنگ در مصدر امور بودن خو بگیرند و هم به مثابه یک جریان منتقد ، حاشیه نشینی منطقی را بیاموزند. در عین حال تنظیم دوستانه و معقول روابط بین جناح های متفاوت سیاسی نیز یک ضرورت است . این گونه ارتباطات حتی اگر با هدف نقد و رد مواضع یکدیگر هم باشد ، فضای روابط میان جناحهای سیاسی را تلطیف می کند و بتدریج آنان را بر سر اصول مشترکی همچون اصول انقلاب ، رهبری ، مصالح نظام و منافع مردم به تفاهم می رساند. حتی اگر بدبین باشیم و دستاوردهای این گونه مراودات را کمتر از حد انتظار بدانیم ، نمی توانیم انکار کنیم که دیدارهای سامان یافته و ادواری سران احزاب و گروههای سیاسی با یکدیگر ، دست کم از شدت برخوردهای حذفی و کم تحملی نسبت به هم می کاهد و همین موضوع به اصلاح فرهنگ سیاسی نخبگان و مردم خواهد انجامید.