در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تحقیقات جنایی برای رازگشایی از این جنایت از 31 مرداد سال گذشته و در پی ناپدید شدن مرموز دختری هشت ساله در روستایی در اطراف مشهد آغاز شد. خانواده معصومه با طولانی شدن غیبت دخترشان جستجو برای پیدا کردن او را آغاز کردند. مادر او نگران و مضطرب از اهالی روستا درخواست کمک کرد. از بلندگوی مسجد برای یافتن معصومه درخواست کمک شد و صد نفر از اهالی روستای چهل من سنگ جستجوی گستردهای را در اطراف روستا آغاز کردند. هرچه زمان میگذشت آنها از یافتن دخترک ناامیدتر میشدند.
هوا تاریک شده بود اما اهالی همچنان در جستجو بودند. عقربهها ساعت 11 شب را نشان میداد که دو نفر از جوانان روستا با فریاد از کشف جسد معصومه خبر دادند. اهالی سراسیمه خود را به مدرسه روستا رساندند. جسد دخترک در سرویس بهداشتی مدرسه افتاده بود. یکی از اهالی موضوع را به پلیس گزارش داد و دقایقی بعد تیمی از ماموران همراه سیدجواد حسینی، بازپرس جنایی مشهد در محل قتل حاضر شدند.
تیم جنایی ساعتی بعد با حضور در مدرسه تحقیقات برای کشف راز قتل را آغاز کردند. بررسیهای اولیه نشان داد معصومه پس از آزار و اذیت با شال زردش خفه شده است. ماموران به تحقیق از دو پسر جوانی که جسد را پیدا کرده بودند، پرداختند.
یکی از آنها که از بستگان معصومه بود گفت: امروز غروب از محل کارم به خانه برمیگشتم که در میان راه متوجه شدم معصومه ناپدید شده است. همراه اهالی به جستجو در منطقه پرداختیم اما اثری از او به دست نیامد. هوا تاریک شده بود و از یافتن معصومه ناامید شده بودیم. کریم از من خواست مدرسه روستا را هم بگردیم. از بالای دیوار وارد مدرسه شدیم، اما معصومه آنجا هم نبود. کریم به سمت سرویس بهداشتی رفت. در آن از بیرون با نخی بسته شده بود. کریم نخ را باز کرد و با جسد معصومه در داخل آن روبهرو شدیم.
بازپرس سپس از ماموران خواست درباره ادعاهای مرد جوان تحقیق کنند که مشخص شد او راست گفته و در زمان قتل در محل کارش بوده است.
در ادامه کریم به عنوان مظنون اصلی جنایت دستگیر و در بازجویی منکر قتل شد و گفت: وقتی تمام روستا را گشتیم به فکرم رسید شاید برای بازی وارد مدرسه شده و در آنجا حادثهای برایش رخ داده، به همین دلیل آنجا را هم گشتیم. بسته شدن در سرویس بهداشتی با طناب، باعث شک من شد و پس از باز کردن آن با جسد معصومه روبهرو شدم. من هیچ انگیزهای برای قتل نداشتم و از قتل دخترک ناراحت هستم.
ماموران جنایی که به اظهارات کریم مشکوک شده بودند، به بازجویی از او ادامه دادند تا اینکه مرد جوان به آزار و اذیت و قتل دختربچه هشت ساله اعتراف کرد.
اعترافات مرد جنایتکار
مرد جنایتکار در بازجوییها گفت: یکساله بودم که پدر و مادرم در حادثهای جان باختند. مردی که نسبت دوری با پدر و مادرم داشت، سرپرستیام را به عهده گرفت و مرا از زادگاهم به روستای چهل من سنگ آورد. در کودکی چند بار قربانی آزار و اذیت شدم اما به خاطر ترس موضوع را به کسی نگفتم تا اینکه یک سال قبل ازدواج کردم و همسرم چهار ماهه باردار است.
همیشه حس حقارت داشتم و نمیدانم چرا دخترک را ربوده و مورد آزار و اذیت قرار دادم. روز حادثه با مشاهده معصومه در کوچه، دچار وسوسه شیطانی شده و تصمیم گرفتم با ربودن دخترک او را مورد آزار و اذیت قرار دهم. به بهانه بازی او را به داخل مدرسه بردم. از بالای دیوار وارد مدرسه شدیم.
معصومه وقتی متوجه شد دانشآموز دیگری در مدرسه نیست، دچار وحشت شد و خواست فرار کند. او را گرفته و به سرویس بهداشتی بردم. دختر هشت ساله شروع به داد و فریاد کرد که شالش را دور گردنش انداخته و او را خفه کردم. بعد از تجاوز و قتل، گوشوارههای او را سرقت و زیر فرش خانه مخفی کردم.
پس از اعتراف مرد 21 ساله، ماموران راهی خانه او شده و طلای معصومه را کشف کردند.
پس از اعتراف به این جنایت متهم به محل قتل منتقل شد و صحنه قتل را بازسازی کرد. در ادامه قاضی حسینی برای او به اتهام سرقت، قتل قرار جلب به دادرسی صادر کرد و پرونده به دادگاه کیفری استان ارسال شد.
در جلسه محاکمه که در شعبه پنجم دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، اولیای دم برای قاتل دخترشان تقاضای قصاص کردند.
سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و پرسشهای قضات درخصوص اتهاماتش پاسخ داد. پس از دفاعیات متهم به قتل، قضات دادگاه وارد شور شده و کریم را به اتهام قتل به قصاص و به اتهام آزار و اذیت معصومه به اعدام و نیز به اتهام سرقت به زندان محکوم کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: