به گزارش جامجم، ساعت 3 بامداد 16 تیر امسال آتش گرفتن یک دستگاه خودروی سمند در جاده ورامین به پلیس و آتشنشانی گزارش شد که پس از خاموش کردن شعلههای آتش، ماموران با جسد راننده روبهرو شدند. بررسیها نشان میداد، این مرد با ضربههای چاقو به قتل رسیده است.
ماموران در ادامه با ردیابی پلاک خودرو توانستند هویت مقتول به نام پژمان 48 ساله را شناسایی کنند.
همسر پژمان در تحقیقات گفت: 14 تیر همراه همسر و دو فرزندمان به منزل پدرم رفتیم که بعد از شام پژمان از خانه خارج شد و ساعت 22 و 30 دقیقه تماس گرفت و گفت که خسته است و نمیتواند دنبال ما بیاید. او از من خواست شب را خانه پدرم بمانم. بعد از آن هم تماسش با من قطع شد.
مقتول با پسرخاله همسرش به نام ناصر 23 ساله در کار خرید و فروش خودرو بودند و آخرین بار هم پژمان همراه ناصر دیده شده بود.
کارآگاهان به تحقیق از ناصر پرداختند که او اظهار کرد: با پژمان یک خودروی پژو 207 خریدیم که به خاطر نداشتن پارکینگ، پژو را به پارکینگ خانه پژمان بردم تا هفته بعد، برای فروش آن اقدام کنیم. پس از گذاشتن ماشین در داخل پارکینگ، پژمان اصرار کرد مرا تا منزل برساند و زمانی که اصرار او را دیدم، قبول کردم مرا به سه راه تهرانپارس برساند و از آنجا خودم به خانه بروم. پس از آن دیگر اطلاعی از وی نداشتم تا این که در تماس با همسر مقتول متوجه موضوع شدم. در ادامه رسیدگی به پرونده، کارآگاهان دریافتند، مقتول و همسرش به نام الهام 35 ساله چند سال است که با یکدیگر اختلاف داشته و این اختلافات بتازگی شدت نیز پیدا کرده بود. همچنین برخلاف اظهارات ناصر، او و مقتول پس از خروج از خانه راهی حکیمیه شده بودند. با کشف این سرنخها، الهام و ناصر 26 تیر دستگیر شدند.
الهام در تحقیقات پلیسی، به رابطه عاطفی با ناصر اعتراف کرد اما منکر هرگونه مشارکت یا دخالتش در جنایت و مرگ همسرش شد. وی در قسمتی از اظهاراتش به کارآگاهان گفت: چندبار ناصر از من درخواست ازدواج کرده بود اما من هر بار به او میگفتم که من شوهر و فرزند دارم و این کار امکانپذیر نیست. ناصر یک بار نیز پیشنهاد داد پژمان را با سم به قتل برسانیم که با او مخالفت کردم و به هیچ عنوان اطلاع ندارم او همسرم را کشته یا نه؟ سرانجام ناصر 31 تیرماه لب به اعتراف گشود و عنوان کرد پژمان توسط وی به قتل رسیده و مدعی شد الهام هیچ گونه ارتباطی با این ماجرا ندارد.
ناصر در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: یک روز قبل از جنایت و طی تماس تلفنی با الهام متوجه درگیری شدید او و همسرش شدم. بسیار عصبانی بودم و تصمیم گرفتم تا این بار به هر شکل ممکن نقشهام را برای کشتن پژمان اجرا کنم. روز حادثه با اطلاع از تنها بودن مقتول به خانه شان رفتم و از پژمان خواستم مرا به حکیمیه ببرد. وقتی به محلی خلوت رسیدیم، او را با چاقو کشتم و جسدش را به جاده ورامین بردم. در آنجا با بنزین ماشین را به آتش کشیدم.
سرهنگ کارآگاه حمیـد مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با وجود اعتراف اولیه متهم اصلی پرونده به ارتکاب جنایت و طرح ادعایش مبنی بر دخالت نداشتن الهام در مرگ همسرش، تحقیقات حکایت از کذب بودن این ادعاها دارد. دو متهم در بازداشت به سر میبرند و تحقیقات از آنها ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم