یکی از مهمترین نشانههای این بیعلاقگی به حضور رنگینپوستان در سینما، غیبت قهرمانان رنگینپوست سینما در میان برندگان جایزه اسکار است. موضوعی که در جریان مراسم اخیر اسکار حاشیهساز شد و عدم حضور حتی یک بازیگر رنگینپوست در میان 20 نامزد چهار شاخه بازیگری که برای دومین سال پیاپی رخ داد، آکادمی اسکار را دوباره با اتهام تبعیضنژادی مواجه کرد. گفته میشود «مایکل. بی جردن» و «تسا تامپسون» برای فیلم «اعتقادنامه»، «ادریس آلبا» و «آبراهام آتا» برای بازی در فیلم «جانوران بیسرزمین»، «ویل اسمیت» بازیگر فیلم «ضربه مغزی» و تیم بازیگران فیلم «از کف خیابانهای کمپتون»، همگی از گزینههای رنگینپوستی بودند که میتوانستند در میان نامزدهای شاخه بازیگری نقش اصلی و مکمل مرد و زن جای داشته باشند اما باز هم اسکار سفید دیگری رقم خورد تا بار دیگر انتقادها از آکادمی اسکار بالا بگیرد. همین موضوع باعث شد تا سینماگران سیاهپوست از تحریم اسکار سخن به میان آورده و حتی «جورج کلونی»، بازیگر و کارگردان سرشناس هالیوودی با منتقدان همراه شده و تاکید کند که «اسکار مسیر اشتباهی را در پیش گرفته و حقوق رنگینپوستها را پایمال میکند.»
سهم ناچیز رنگینپوستان از نقشهای هالیوودی
نمودار تاریخی نشان میدهد که سیاهپوستان کمترین جوایز اسکار را به خود اختصاص دادهاند و تقریبا هر 30 سال یک بار میتوانند برنده اسکار باشند. هتی مک دانیل سال 1940 اولین سیاهپوستی بود که برنده جایزه اسکار شد، اما با توجه به قوانین تبعیضنژادی حاکم در منطقه جیم کرو، هیچیک از ستارههای سیاهپوست فیلم برای شرکت در افتتاحیه یا حتی در برنامههای تبلیغاتی فیلم، اجازه حضور نیافتند. پس از اینکه مک دانیل جایزه اسکار را به خود اختصاص داد، هنگام صرف شام، میز وی را از بقیه مهمانها جدا کردند و از او پشت سالن، جایی جدا از سفیدپوستان پذیرایی شد و در نهایت پس از اهدای جایزه اسکار توسط دانیل به یکی از دانشگاههای معتبر آمریکا، مجسمه اسکار در این محل مفقود شد!
اما کم نیستند تحلیلگرانی که نشانههای تبعیضنژادی در سینمای آمریکا را فراتر از جوایز اسکار میدانند. به گمان بسیاری از منتقدان، نوع نقشهایی که قهرمانان سیاهپوست هالیوود بازی میکنند، عمدتا نشانهای از کلیشههای نژادی دارد. از نقش برده گرفته تا خدمتکار یک سفیدپوست. پنجمین ویراست «گزارش درباره وضعیت زنان و دختران در کالیفرنیا» سال 2016 نشان میدهد که چه در تلویزیون و چه در سینمای آمریکا، 74درصد شخصیتها سفیدپوست بودهاند. زنان سیاهپوست تنها 15درصد از نقشها را بازی کردهاند؛ در حالی که بازیگران آسیایی و لاتین تبار تنها 4 درصد از شخصیتها را به تصویر کشیدهاند. این در حالی است که لاتینها بزرگترین جمعیت نژادی در ایالت کالیفرنیا را تشکیل میدهند. این گزارش، افزون بر تبعیضنژادی، تبعیض جنسیتی را نیز در هالیوود بخوبی نشان میدهد، چراکه براساس آن، زنان تقریبا سه برابر بیشتر از نقش مقابل مرد خود در صحنههای برهنگی فیلمهای هالیوود ظاهر میشوند.
ممکن است اینطور برداشت شود که دلیل غفلت هالیوود از قهرمانان رنگینپوست سینما، فروش پایین فیلمهایی است که قهرمانانی غیرسفیدپوست دارند. این در حالی است که دکتر «دارنل هانت» یکی از نویسندگان گزارش «تنوع نژادی هالیوود سال 2015» در گفتوگو با گاردین عنوان میکند که فیلمهایی که از تنوع نژادی بیشتری برخوردار هستند احتمال فروش بالاتری را در گیشه دارند و این میتواند آغاز استفاده از «تنوع نژادی» به عنوان یک استراتژی اقتصادی در هالیوود باشد. مجله سینمایی ورایتی نیز در گزارشی تاکید دارد که باوجود عملکرد قدرتمند فیلمهایی با بازیگران آفریقایی ـ آمریکایی، تحلیلگران فروش سینمای هالیوود همچنان عملکرد این فیلمها را در گیشه دستکم میگیرند.
شاید بتوان دلیل اصلی دستکم گرفتن فروش فیلمهایی با قهرمانان سیاه را در گفتوگوی تلویزیونی جورج لوکاس کارگردان «جنگ ستارگان» فهمید آنجا که او در برنامه «دیلی شو» میگوید که ساخت فیلم تازهاش 20 سال طول کشیده و دلیلش این بوده که تمام شخصیتهای آن فیلم سیاهپوست بودهاند. «دمهای قرمز» که لوکاس خودش هزینه ساخت آن را تامین کرده، داستان تعدادی از خلبانان آمریکایی - آفریقاییتبار را روایت میکند که در جنگ جهانی دوم میجنگیدند. او تاکید کرده که استودیوهای اصلی از این فیلم حمایت نکردهاند چون هیچ سفیدپوستی در هیچ نقش اصلی فیلم بازی نمیکند.
به این ترتیب روشن است که سینمای آمریکا به عنوان بخشی از ساختار بزرگ سیاسی ـ فرهنگی در این کشور، هنوز قادر به پوشش تنوع نژادی در ایالات متحده نیست و برخلاف همه شعارهایی که در این رابطه داده شده، سیاهان عمدتا نقشهایی حاشیهای و کلیشهای را در این سینما بازی کردهاند. شاید همین غفلت هالیوود از توجه به مطالبات سیاهان بوده که در حال حاضر، بخش مهمی از بدنه جوان جامعه رنگینپوست آمریکا نسبت به هالیوود بیاعتماد شده و نارضایتی خود از سیاستهای فرهنگی و اجتماعی در این کشور را در قالب اعتراضات خیابانی خشونتآمیز به نمایش میگذارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم