نژادپرستی به معنای تبعیض، ستم و قساوت علیه بخش یا گروهی از جمعیت و افراد از سوی بخش دیگر است که به اشکال مختلف در همه جای جهان دیده میشود و اساس آن بر تفاوتهایی استوار است که این تفاوتها معمولا از رنگ پوست، مذهب و زبان نشأت میگیرند.
کمک شبکههای اجتماعی به رنگینپوستان
نمونه نژادپرستی براساس رنگ پوست، تبعیض علیه سیاهپوستان آمریکاست. آمریکاییان آفریقاییتبار که بخش مهمی از جمعیت آمریکا را تشکیل میدهند همواره مورد تبعیض قرار داشته و امروزه نیز هدف تبعیض فاحشی قرار میگیرند. جنگهای داخلی بخشی از جنبش ایستادگی در برابر این ستم سیستمیک بود و پس از آن سیاهپوستان آمریکای حقوق و آزادیهای نسبیای بهدست آوردند. با این حال نژادپرستی پیوسته سایه غمگین خود را روی توسعه و پیشرفت ملت آمریکا انداخته است.
وقوع مکرر تیراندازیهای دسته جمعی و کشتار شهروندان، آزادی مالکیت اسلحه و موارد فراوان تبعیضنژادی علیه سیاهپوستان در جامعه آمریکا انتقادات را از روند پر از خشونت و تبعیضنژادی در این کشور افزایش داده است. تظاهرات گسترده سیاهپوستان آمریکا علیه گسترش پدیده شوم نژادپرستی و قتل رنگینپوستان نخستین حرکت ضد این پدیده شوم تلقی میشود که این حرکت قطعا در آینده با خشونتهای بیشتری همراه خواهد بود. در طول دو قرن گذشته، آمریکا همواره با یک سلسله تحرکات، ضد پدیده سیاهپوستکشی مواجه بوده، اما اخیرا این حرکت اعتراضآمیز شکل سیاسی بیشتری به خود گرفته است. با این که آمریکا هیچگاه به رنگینپوستان بویژه سیاهپوستان اجازه تشکیل یک تشکل ضد نژادپرستی را نداده اما فضای مجازی، فرصت بیشتری به سیاهپوستان داد تا صفآرایی جدیدی را علیه پدیده نژادپرستی در آمریکا ایجاد کنند.
افزایش خشونتهای اخیر علیه سیاهپوستان، جامعه آمریکا را به سمت دو قطبی شدن سوق داد که این صفآرایی جدید ممکن است به بروز یک جنگ داخلی در آمریکا منجر شود. از سوی دیگر قوانین ایالتی و فدرالی آمریکا نشان میدهد که سیاهپوستان به عنوان عناصری مزاحم برای جامعه سفیدپوستان آمریکا تلقی میشوند و این امر تقابل طیفهای مختلف اجتماعی را به همراه خواهد داشت.
تجربه تاریخی آمریکا که یک تجربه شکستخوردهای است بر اساس نظریه وحشتافکنی در میان رنگینپوستان ایجاد شده که نمونه آن کشتار بیش از 10 میلیون سرخپوست آمریکایی بود. سرخپوستان که ساکنان اصلی آمریکا را تشکیل میدهند در طول دو قرن گذشته با بدترین تعامل ضدبشری سفیدپوستان مواجه بودهاند و جامعه جهانی در برابر این جنایات سکوت اختیار کرد.
دلایل اصلی نژادپرستی
در واقع بنیان ایدئولوژیک نژادپرستی در دنیای مدرن، در غرب بنا نهاده شده است. برای توجیه بردگی ابتدا به مسائل مذهبی استناد میکردند؛ تاجران برده شایع کرده بودند درکی دال بر نژادپرستی تا قبل از قرون وسطی وجود ندارد. شاید اولین نشانههای نژادپرستی در قرن سیزدهم و چهاردهم با معرفی یهودیان به عنوان شیطان و جادوگر پدید آمد. در دوره رنسانس با برقراری اولین ارتباطات اروپاییان با رنگینپوستان (در آفریقا، آسیا و آمریکا) موضوع نژادپرستی بعد دیگری به خود گرفت و به ترویج بردگی انجامید که آفریقائیان از فرزندان «حام» پسر خطاکار نوح نبی هستند و بر همین اساس محکوم به «بندگی بندگان» شدهاند. به تدریج این موضوع رنگ نژادی به خود گرفت و تبعیض علیه نژاد سیاه قانونی شد.
با وجود همه تحولات بعدی، ایالات متحده هنوز با دغدغهای به نام تبعیضنژادی روبهروست. به این ترتیب به نظر میرسد همان اندازه که آمریکا خود را در مسائل جهان درگیر کرده و باعث وقوع ناامنی و گرفتاری برای ملل مختلف جهان شده، از مسائل داخلی خود غافل مانده است. این کشور که انتقاد از حقوق بشر در دیگر کشورهای جهان را به عنوان یک راهبرد در سیاست خارجی خود برگزیده است، خود با انتقادات بیسابقهای مواجه است. کشوری که خود شعار حرمت حقوق بشر سر میدهد در عمل نه تنها در دیگر کشورها بلکه در خاک خود هم مغایر با آن عمل مینماید. متاسفانه نهادهای بینالمللی در قبال زر و زور کشورهایی مانند عربستان و آمریکا کوتاه میآیند و حقوق بشر را قربانی میکنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم