در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آنچه باعث شده تا مساله حقوقبشر در آمریکا بار دیگر در کانون مباحثات قرار گیرد، تیراندازیهای اخیر نیروهای پلیس به دو سیاهپوست در مینهسوتا و لوئیزیاناست. این اقدامات که موجی از اعتراضات مردمی در شهرهای مختلف آمریکا به راه انداخته با اعتراضات مردمی، به خیابان آمدن آنها و شعار «زندگی سیاهان مهم است» انجامیده است. بحرانی که نشان میدهد سیاهان، پس از گذشت چند صد سال که ظاهرا از قید بردگی آزاد شدهاند، هنوز هم از حقوق برابر با سفیدپوستان برخوردار نشده و فاصله طبقاتی و نژادی فراوانی با سفیدپوستان دارند. احسان قاضیزاده، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به اینکه چنین اتفاقاتی در آمریکا ریشه فرهنگی دارد، تاکید دارد که این ماهیت اعتراضی هماکنون جای خود را در حوزههای سیاسی و اقتصادی نیز باز کرده است.
فکر میکنید موج اعتراضات جدید سیاهان آمریکا علیه نژادپرستی چه پیامی برای دنیا دارد؟
تبعیضنژادی که در آمریکا یا غرب شاهد هستیم، بهدلیل این است که رنگینپوستها در حوزه اشتغال یا درعرصههای مدنی واجتماعی مورد احترام قرار نگرفتهاند و به حقوق انسانی آنها توجه نشده است البته این اعتراضات منوط به الان یا سالهای گذشته نیست و حتی در این بخش جنبشهای آزادیخواه زیادی هم شکل گرفتند. اما در مورد اتفاقات اخیر در آمریکا میتوان اینگونه تحلیل کرد که بخشی از این رفتارها سیاسی بوده و با توجه به روند انتخابات ریاست جمهوری آمریکاست تا در تحرکات انتخاباتی این کشور بتواند اثرگذار باشد. البته در بعد دیگر میتوان گفت این اتفاقات روند پیشگیری از ورود مهاجران از دیگر کشورها را تسهیل میکند تا شرایط و فضایی ایجاد شود که ساکنان سایر کشورها، بخصوص اتباع آمریکای لاتین که قصد مهاجرت به آمریکا را دارند از این اقدام منصرف شوند. لذا این دو دلیل عمده باعث شده این موضوعات در شرایط زمانی و مکانی فعلی تشدید شود.
بهنظر شما نمودهای اخیر نژادپرستیها چه ریشههایی دارد و به کدام عواملی که اشاره کردید، نزدیکتر است؟
نژادپرستی عموما ریشه فرهنگی دارد. هر چند ما در ادوار مختلف شاهد حضور رهبران آزادیخواه برای مبارزه با فرهنگ نژادپرستی بوده وحتی دیدهایم که دولتها نیز بخشی از سیاست خود را مبارزه با این پدیده قرار دادند اما بحث تفاوتهای قومیتی و نژادپرستی نتوانسته از نظر فرهنگی حل و فصل شود و هماکنون جای خود را در مباحث سیاسی نیز باز کرده است. بنابراین به نظر من، نژادپرستی ماهیت فرهنگی دارد که به حوزه سیاست وارد شده و اگر هماکنون ماهیت اقتصادی نیز پیدا کرده، باز هم نباید فراموش کرد که ریشه در فرهنگ دارد.
به ریشه فرهنگی نژادپرستی اشاره کردید، اما سوال اینجاست که چرا کشوری که خود را مهد فرهنگ و دموکراسی میداند با بحران نژادپرستی دست به گریبان است؟
این یک مشکل نهادی است. در آمریکا تفاوتها وتبعیضهای نهادی و قومیتی وجود دارد و در اروپا هم به جد میبینیم که اتباع سایر کشورها به شهروند درجه یک و دو تقسیم میشوند. در آمریکا بحث شهروند درجه یک و دو، قالب رنگینپوستی به خود میگیرد و با حملات پلیس آمریکا به این نژاد شاهد اقدامی نژادپرستانه هستیم که در لباس قانون بروز و ظهور میکند.
چرا با وجود اینکه هماکنون رئیسجمهور آمریکا فردی سیاهپوست است بازهم این چالشهای نهادی وجود دارد؟
رئیسجمهور آمریکا نقشی نمادین دارد و تنها یک فرد است و در ساختارهای سیاسی و تقنینی این کشور، نقش تمامکننده ندارد و چون تفکر سیستماتیکی در این زمینه نیست لذا با رفت و آمد افراد قرار نیست فرهنگ تکانی بخورد و تا تفکر اصلاح نشود، فرد کارهای نیست.
با وجود نقض حقوق سیاهان در آمریکا، این کشور همچنان شعارهای حقوق بشری در سراسر دنیا سر میدهد؛ اما چرا ایالات متحده با همه رسواییهایش، چنین ژستی را انتخاب کرده است؟
به نظر میرسد این تفکر بیش از هر چیز ناشی از افکار تفکر کدخداگری است که در کاخ سفید وجود دارد. وقتی آمریکا داعیه هدایت و رهبری دنیا را دارد، به خود اجازه میدهد که در امور سایر کشورها نیز دخالت کند. با این همه برخی تحلیلگران پیشبینی میکنند که این مداخلات در نهایت باعث غفلت ایالات متحده از بحرانهای داخلیاش خواهد شد. درست مانند بحرانهایی که این روزها ایالات متحده در خصوص سیاهان با آن روبهروست.
بنابراین حرکتهای اعتراضی سیاهان آمریکایی میتواند در آینده برای این کشور خطرآفرین باشد؟
حرکتهایی که صورت گرفته ماهیت جنبش دارد و یک پایهاش مردم هستند، لذا تبدیل به اقدام تروریستی کور نمیشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: