تحلیل اعتراضات سیاهان آمریکا در گفت‌وگو با دکتر فواد ایزدی

اسلام منادی مبارزه با تبعیض در آمریکا

جامعه آمریکا هر روز اخبار جدیدی از تبعیض‌نژادی و برخورد خشن با سیاهان این کشور را می‌شنود.
کد خبر: ۹۲۲۹۶۷

باتوجه به این‌که ایالات متحده آمریکا خود را سردمدار جهان متمدن می‌داند و حتی در بسیاری از مواقع به عنوان یک مدعی العموم خودخوانده در پی اعمال فشار علیه کشورها و دولت‌هایی است که با تبلیغات رسانه‌ای خود آنها را به عنوان نقض‌کنندگان حقوق بشر معرفی کرده است، اما همچنان ابتدایی‌ترین حقوق انسانی سیاهپوستان و مسلمانان این کشور براحتی نقض می‌شود. دکتر فواد ایزدی، استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و صاحب‌نظر در مسائل آمریکا در گفت‌وگو با جام‌جم به تشریح عملکرد این ناقضان حقوق بشر پرداخته است.

بعد از گذشت 200 سال از تشکیل آمریکا چگونه همچنان ما شاهد تبعیض‌نژادی و تضییع حقوق سیاهان در این کشور هستیم؟

بحث تبعیض‌نژادی به قبل از تاسیس آمریکا برمی‌گردد. قبل از شکل‌گیری این کشور موجی از انتقال مردم آفریقا به آمریکا را داشتیم که براساس آمار برخی از منابع تخمین‌زده می‌شود که بیش از صد میلیون نفر کشته می‌شوند. مخاطبان این گفت‌وگو برای اطلاع بیشتر از کشتار می‌توانند به کتاب‌های مرجعی که در این زمینه نگاشته شده مراجعه کنند. برخی از این کتاب‌ها آمار جمعیت آفریقا در ادوار مختلف تاریخی نشان می‌دهد، در سال 1650 هم در آفریقا و هم در اروپا جمعیتی نزدیک به 100 میلیون داشت. آمار 200 سال بعد یعنی در سال 1850 نشان می‌دهد که به جمعیت اروپا 150 میلیون اضافه می‌شود، اما در آفریقا در همین سال جمعیت این قاره به جای اضافه شدن، ده میلیون کم می‌شود که حاصل 200 سال استعمار اروپاییان در این قاره است. بخشی از سیاهان در جنگ‌ها کشته شدند و برخی دیگر نیز در حین انتقال به اقیانوس اطلس و آمریکا از بین رفتند و گروهی دیگر نیز به‌عنوان برده در این کشور مورد بهره‌کشی قرار می‌گرفتند. نظام برده‌داری در آمریکا هم وضعیت خاصی نداشت و استفاده از سیاهان صرفا به‌عنوان نیروی کار در مزارع نبود، بلکه بردگان از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود محروم بودند و حتی حق ازدواج نداشتند. گرچه برده‌داران خواهان جمعیت بیشتری از بردگان بودند که یکی از راه‌های ازدیاد آن زاد و ولد بردگان سیاهپوست بود، اما برخی برای رسیدن به چنین هدفی، زنان و مردان سیاه قوی‌بنیه‌ای را انتخاب می‌کردند و امر زاد و ولد بدون تشکیل خانواده بین آنان شکل می‌گرفت. کودکان تازه تولد یافته هم بلافاصله بعد از به دنیا آمدن از پدر و مادر جدا می‌شدند تا بعد از گذران دوران طفولیت به عنوان یکی از نیروهای کار بتوانند از آنان بهره‌کشی کنند. آمریکا از چنین عقبه وحشتناکی در زمینه برده‌داری و تبعیض‌نژادی برخوردار هستند. بعد از جنگ داخلی گرچه به طوررسمی برده‌داری در آمریکا متوقف شد، اما در عمل با تصویب قوانینی مثل جیم کرو میان سیاهپوستان و سفیدپوستان جدایی و تبعیض ایجاد می‌کرد. در واقع همان سیستم آپارتاید که در آفریقای جنوبی وجود داشت در آمریکا هم جاری بود. در دهه 60 تا 65 قوانین جیم کرو برداشته شد، اما لغو آن صرفا روی کاغذ بود و در عمل از سوی سفیدپوستان اجرا می‌شد. این روال همچنان در آمریکا ادامه دارد. این تبعیض‌نژادی حتی در مدارس آمریکا هم ادامه دارد. عمده کودکان سیاهپوست در مدارس دولتی و آن هم از نوع ضعیف آن به تحصیل می‌پردازند و با توجه به این‌که امکانات آموزشی کافی نیست طبیعتا کودکان از رشد و سطح تحصیلات خوبی برخوردار نیستند و از این رو امکان بروز ناهنجاری از برخی سیاهان که از آموزش کافی برخوردار نیستند فراهم می‌شود. شیوه‌های برخورد با این ناهنجاری هم با عملکرد پلیس‌های خشن کاملا مشخص است. بارها شاهد اخباری در زمینه ضرب و شتم سیاهانی بودیم که با کوچک‌ترین خطا با برخورد خشن پلیس مواجه بودند.

بی‌عدالتی در برخورد با سیاهان بیشتر به جامعه آمریکایی برمی‌گردد یا صاحبان قدرت و حاکمیت؟

این رفتار هم در متن جامعه و هم در عرصه حاکمیت وجود دارد. این که می‌گوییم این کنش در متن جامعه وجود دارد لزوما به برخورد تک‌تک افراد سفید‌پوست آمریکایی برنمی‌گردد، اما نگاه غالب همان نگاه نژاد‌پرستانه و تبعیض‌آمیز است. در چنین فضایی است که دونالد ترامپ در حزب جمهوریخواه رشد پیدا می‌کند. او با روش اهانت‌آمیز و بی‌احترامی به ادیانی مثل اسلام و گروه‌های نژادی دیگر در آمریکا توانست در بین برخی از افراد جامعه آمریکا با اقبال مواجه شود. اگر جامعه آمریکایی جامعه معمولی بود ترامپ نباید رشد می‌کرد. جامعه‌ای که چنین رفتاری داشته باشد حاکمیت نیز برآمده از همان جامعه است.

با توجه به رفتار تبعیض آمیزی که جامعه آمریکایی در برخورد با گروه‌های نژادی و دینی در پیش گرفته است چگونه می‌شود که کسی مثل اوباما رشد پیدا می‌کند؟

دلایل مختلفی دارد. اول این‌که اکثر سفیدپوستان به اوباما رای ندادند. در سال 2008 و 2012 که زمان رای‌گیری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بود، تنها اقلیتی از سفیدپوستان به اوباما رای دادند. منتهی باید در نظر داشت که جامعه آمریکایی با ورود گروه‌های نژادی دیگر رنگین‌پوست‌تر می‌شود و تخمین می‌زنند که تا سال 2050 جمعیت سفیدپوست در آمریکا جزو اقلیت‌ها می‌شود. چون رشد جمعیت آنها کم می‌شود و پیش‌بینی این است که جمعیت اسپانیایی‌تبار در آمریکا بیشتر شود. دلیل رای‌آوری اوباما هم گرایش اکثر رنگین‌پوست‌ها به او بود. نکته دیگر این‌که جناح چپ در حزب دموکرات که به اوباما روی آورد در فضای سیاسی احساس فرصت پیدا کرد چون نفرت از سیاست‌های بوش به قدری گسترده شد که خیلی احساس می‌کردند که آمریکا نیاز به یک چهره جدید دارد. البته اوباما در عمل کاری برای سیاهپوستان نکرد و در دوران ریاست جمهوری او نه‌تنها مشکل سیاهپوستان کم نشد، بلکه شاهد افزایش تبعیض‌نژادی در این کشور هستیم. حرکت‌های اعتراضی در سال‌های اخیر در جامعه آمریکایی بیشتر شد و آن هم ناشی از نارضایتی مردم است.

با این وضعیت در صورت ظهور نامزد سیاهپوست دیگری در انتخابات ریاست جمهوری آیا امکان رای آوری او وجود دارد؟

این امکان بشدت ضعیف است چون سیاهپوستان تجربه دوران اوباما و تاثیر نداشتن اقدامات او در برطرف کردن وضعیت نابهنجاری سیاسی و اقتصادی و تبعیض‌نژادی علیه سیاهپوستان را شاهد بودند.

وضعیت مسلمانان سیاهپوست آمریکایی به لحاظ سیاسی چگونه است؟

جمعیت مسلمانان آمریکا ده میلیون نفر تخمین زده می‌شود که نیمی از آنان سیاهپوست هستند. مهاجران و بومیان هم جامعه مسلمان آمریکایی را تشکیل می‌دهند. به لحاظ ساختاری نیمی از مسلمانان آمریکایی دموکرات هستند و به نامزدهای آنان رای می‌دهند و بخشی دیگر هم وضعیت مشخصی به لحاظ سیاسی در ایام انتخابات ندارند. مثلا در سال 2000 نهادهای اسلامی در آمریکا به بوش پسر رای دادند. رای فلوریدا که مسلمانان در آن حضور گسترده‌ای دارند در انتخاب بوش و شکست ال گور نامزد دیگر انتخابات تعیین‌کننده بود. علت گرایش مسلمانان به بوش هم اعتراضی به عملکرد بیل کلینتون، رئیس‌جمهور آمریکا بود. این تردیدهای سیاسی در جامعه مسلمان آمریکایی البته فرصتی است برای ما که بتوانیم از آن استفاده کنیم. ما حتی جماعتی از شیعیان را در آمریکا داریم که موقع انتخابات از مراجع خود برای رای‌دادن استفتا می‌کنند، اما در ایران توجه کافی به این مساله صورت نمی‌گیرد. در تمپا، میامی و فلوریدا ما شاهد حضور جمعیت شیعی هستیم، اما برنامه‌ریزی برای آنان از سوی ایران وجود ندارد. اگر این بود می‌توانستیم در عرصه سیاست خارجی درباره آمریکا تاثیرگذار باشیم.

با توجه به تعدد مراجع درحوزه شیعی و پراکندگی مراکز مذهبی شیعیان در کشورهای مختلف آیا ایران از نفوذ کلام کافی در بین شیعیان آمریکا برخوردار است؟

به لحاظ فقهی شیعیان آمریکا از مراجع ایرانی و غیرایرانی تقلید می‌کنند، اما نفوذ کلام سیاسی شیعه در دنیا با ایران است و به عبارت دیگر ایران را باید مرجع سیاسی جهان تشیع قلمداد کرد.

اساسا دلیل گرایش بخشی از مردم آمریکا بویژه سیاهپوستان به اسلام چیست؟

با وجود این‌که جامعه آمریکایی تبلیغات گسترده ضد‌اسلامی را به‌راه انداخته، اما موج گرایش به اسلام در این کشور رو به گسترش است. نکته اینجاست که در بین ادیان الهی دین اسلام است که به عنوان دینی سیاسی شناخته می‌شود، چون در پی مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی است. ادیان دیگر مثل مسیحیت و یهودیت یا بودیسم چنین ادعایی را ندارند و حتی بخشی از سیاهان که به عنوان برده به آمریکا می‌آمدند به زور به مسیحیت گرایش پیدا کردند. در نتیجه مسلمانان سیاهپوست آمریکا میل به مبارزه دارند و وجه انقلابی اسلام برایشان جالب توجه است. من به خوانندگان جام‌جم توصیه می‌کنم کتاب‌هایی را که در مورد زندگی مالکم ایکس منتشر شده بخوانند. بسیاری از مردم آمریکا با خواندن زندگینامه این شخصیت به اسلام گرایش پیدا کردند. تصویری که او از اسلام انقلابی ارائه می‌دهد بسیار پرجاذبه است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها