خنده‌های وسط مراسم ختم!

آیا تا به حال برایتان پیش آمده که در مجلس ختمی حضور پیدا کنید و در حالی که صاحبان عزا چشم در چشم شما هستند، ناگهان یاد یک لطیفه یا خاطره بامزه بیفتید و خنده‌ای در سراسر وجودتان بپیچد که هیچ جوری هم نتوانید آن را کنترل کنید؟
کد خبر: ۹۲۲۵۳۰

این اتفاق، نمونه کوچکی است از آنچه امروزه در دنیای مجازی و بخصوص در شبکه‌های اجتماعی متصل به تلفن همراه رخ می‌دهد. به محض آن که جهان درگیر حادثه‌ای مثل کودتای اخیر ترکیه می‌شود، ناگهان سیل عظیمی از لطیفه‌های تصویری، کلامی و غیره ... درباره این موضوع به راه می‌افتد. و این یعنی وقتی همه دنیا در بهت و حیرت هستند، ما نمی‌توانیم از تضادها و تناقض‌هایی که در رفتار گذشته و اتفاق‌های فعلی سیاستمداران ترکیه دیده‌ایم، بگذریم، یاد آنها می‌افتیم و خنده‌مان می‌گیرد و به مدد ابزارهای اطلاع‌رسانی مدرن، بقیه را هم در این خنده وسطِ شب ختم، شریک می‌کنیم!

البته خیلی وقت‌ها هست که مصداق شعرِ معروفِ جناب مولانا در مثنوی معنوی که سروده: «خوشتر آن باشد که سر دلبران / گفته آید در حدیث دیگران!» مردم خوش‌ذوق ما، به بهانه این رخدادها، اتفاقِ حادث شده را با رفتارها، وعده‌ها و نقاط ضعف و قوت سیاستمداران وطنی مقایسه می‌کنند و به نتایج جالبی هم می‌رسند! مقایسه‌ای که حتی برخی خط قرمزهای رایج را هم در شوخی با سیاستمداران وطنی، خیلی نرم و ریز رد می‌کند (که البته خیلی زود، همه چیز دوباره برمی‌گردد پشت خط)!

هر بار پس از راه افتادن سونامی این شوخی‌ها در فضای مجازی، کارگردان‌ها، بازیگران و نویسنده‌های کمدی شاغل در سینما و تلویزیون، طنزپردازهای مطبوعاتی و رادیویی، کاریکاتوریست‌ها و در مجموع همه عزیزانی که در هنرهای هفتگانه، دست‌اندرکار خنداندن مردم هستند، ترس برشان می‌دارد که: چطور می‌توان این مردم را (که تا این حد توان کشف طنز و قدرت طنز ساختن دارند) خنداند؟

در پایان می‌توان نتیجه گرفت ما جماعت طناز؛ باید بیشتر تلاش کنیم و سریع‌تر بدویم تا از برآیند نمودار طنز مردمی عقب نمانیم و بتدریج از چرخه کاری و برنامه‌سازی حذف نشویم. یاد آن لطیفه افتادم که یک یوزپلنگ در جنگل دنبال دو تا دوست می‌افتد ... یکی از آنها سعی می‌کند هر لحظه بر سرعت خودش اضافه کند، دوستش نا امیدانه می‌گوید: «چرا الکی تلاش می‌کنی ... تو هرگز نمی‌تونی از دست یوزپلنگ فرار کنی!» و دوست دونده‌اش در آن لحظه حساس و سرنوشت‌ساز، پاسخ داد: «نیازی به فرار نیست ... فقط کافیه از تو جلو بزنم»!

علی زراندوز

جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها