jamejamnashriyat
کد خبر: ۹۲۲۵۲۳   ۲۷ تير ۱۳۹۵  |  ۰۰:۰۱

4 مرد و زن قربانی اعتیاد،آزار و اذیت و سوءظن شدند

4 جنایت در کمتر از 17 ساعت

چهار مرد و زن در کمتر از 17 ساعت در جنایت‌های جداگانه وبا انگیزه‌های متفاوت در پایتخت به قتل رسیدند.

به گزارش جام‌جم، نخستین جنایت عصرجمعه در یکی از باغ‌های منطقه کن رخ داد. با گزارش درگیری خونین میان دو گروه از قاچاقچیان موادفروش در حوالی کن، ماموران با حضور در باغ متروکه با پیکر غرق در خون دو قاچاقچی روبه‌رو شدند. این دو نفر به مرکز درمانی انتقال یافتند. ماموران با تحقیق از افراد حاضر در باغ متوجه شدند دو مرد زخمی همراه تعدادی قاچاقچی در آنجا حضور داشتند که یکباره با هم درگیر شده‌اند.

در بازرسی از محل درگیری نیز مقداری موادمخدر کشف شد. در حالی که پلیس در جست‌وجوی ضاربان فراری بود، به ماموران اطلاع رسید دو مرد زخمی براثر شدت خونریزی فوت کرده‌اند. با گزارش مرگ این دو نفر به قاضی ایلخانی، کشیک قتل دادسرای امور جنایی تهران، اجساد قربانیان به پزشکی قانونی منتقل شد . کار آگاهان جنایی با هماهنگی قضایی به تحقیقات ادامه دادندو توانستند هویت دو قربانی این جنایت را شناسایی کنند. با مشخص شدن هویت مقتولان، روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله جدیدی شد. ماموران با تحقیق از دوستان مقتول وکشف سرنخ هایی،هویت قاتلان فراری را به دست آوردند.

قتل مرد کارتن خواب

16 ساعت بعد از این دو جنایت بود که زنگ تلفن کشیک قتل تهران به صدا در آمد و ماموران کلانتری 153 شهرک ولیعصر، بازپرس مرادی را در جریان قتل مرد معتاد و کارتن‌خوابی در مغازه متروکه‌ای در خیابان بهاران جنب یک جایگاه سوخت قرار دادند. کارآگاهان جنایی همراه بازپرس کشیک ویژه قتل دادسرا و تیم بررسی صحنه جرم در آنجا حاضر شدندو مشاهده کردند مرد معتاد و کارتن خوابی 37ساله براثر اصابت ضربه‌های چاقو به بدنش از پای در آمده است.

تحقیقات اولیه نشان می‌داد این مرد در جریان درگیری با دو معتاد دیگر کشته شده است. با این اطلاعات عاملان این جنایت تعقیب و ساعاتی بعد در همان حوالی دستگیر شدند. این دو متهم به قتل با انتقال به پلیس آگاهی دربازجویی اولیه مدعی شدند که چون مقتول قصد آزار و اذیت آنها راداشته، او را با ضربه‌های چاقو در مغازه متروکه به قتل رسانده‌اند.

متهمان دربازداشت به سر می‌بردندو تحقیقات از آن دو در پلیس آگاهی ادامه دارد .

نوعروس قربانی سوء ظن

سومین جنایت پایتخت یک ساعت بعد از رازگشایی از قتل مرد معتاد از طریق ماموران کلانتری 119 مهرآباد تهران به بازپرس مرادی، کشیک ویژه قتل دادسرای امور جنایی گزارش شد.

ماموران به بازپرس جنایی گفتندکه پسر 23 ساله‌ای به کلانتری قلهک مراجعه و اعلام کرده تازه عروس خود را در خانه اجاره‌ای در خیابان دامپزشکی به قتل رسانده و به‌دلیل عذاب وجدان قصد تسلیم شدن دارد. ماموران به خانه اجاره‌ای اعزام وبا جسد زن 16 ساله -که ساعاتی از مرگ او می‌گذشت- رو به رو شدند. با گزارش این ماجرا به بازپرس جنایی او همراه تیمی از کار آگاهان جنایی و بررسی صحنه جرم درآنجا حاضر شدند.

بررسی‌‌های اولیه نشان می‌داد زن 16 ساله براثر اصابت ضربه‌هایی به سرش، از پای درآمده است.

متهم در همان مرحله اولیه به قتل همسرش اعتراف کرد و برای ادامه تحقیقات به اداره دهم پلیس آگاهی تهران منتقل شد. مرد همسرکش درباره انگیزه‌اش گفت: خانواده‌ام در شهرستان زندگی می‌کنند و من در تهران کار می‌کنم. چهار ماه پیش با همسرم که 16ساله و ساکن یکی از محله‌های غرب تهران بود، آشنا شده و بعد از مدتی با هم عقد کردیم. مدتی بود همسرم در گروه‌های تلگرامی و لاین عضو شده و با افراد غریبه ارتباط داشت که همین موضوع باعث شد به او شک کنم. چند بار موضوع را با خانواده‌اش درمیان گذاشتم اما همسرم رفتارش را اصلاح نکرد. از او خواستم از این گروه‌ها خارج شود که قبول نکرد. وی اضافه کرد: جمعه شب بعد از آن‌که از مراسم ختم مادربزرگ همسرم به خانه بازگشتیم، بدون هیچ اختلافی با هم شام خوردیم. نیمه‌شب، زمانی که همسرم قصد داشت بخوابد، آجری رااز کنار دیوار برداشتم و با آن سه چهار ضربه به سرش زدم. خیلی ترسیده بودم، می‌خواستم از همسایه‌ها کمک بگیرم که نشد و همسرم فوت کرد. یک ساعتی بالای جسد او نشسته بودم و گریه می‌کردم. نمی‌دانم چطور شد آن شب تصمیم به قتل وی گرفتم. بعد از چند ساعت که در خیابان‌ها سرگردان بودم، نتوانستم از این عذاب وجدان خلاص شوم و سرانجام به کلانتری رفته و خود را تسلیم کردم.

تحقیقات پلیس جنایی از متهم ادامه دارد.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نقطه طلایی

نقطه طلایی

یک) عکس را خیلی وقت است گذاشته‌ام. جایی که همیشه جلوی چشمم باشد. پشت عکس، بابا با خودکار آبی و خط شکسته نستعلیق نوشته: «باغ اکبرآقا- نوروز۱۳۶۵ - با محمدمهدی جان».

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

حملات و ترورهای مرگبار در سراسر افغانستان به امری روزمره بدل شده‌است. هر کسی هم می‌تواند هدف باشد.

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
یک عصر متفاوت

در مرحله نیمه‌نهایی عصرجدید چه اتفاقاتی افتاد؟ به همراه جزئیاتی از چگونگی برگزاری مرحله پایانی

یک عصر متفاوت

پیشخوان

بیشتر