ترکیه هم اکنون سیاستی را در پیش گرفته که به جای تقویت و نفوذ این کشور موجبات افزایش انزوای خود را فراهم کرده، سیاست این کشور در قبال سوریه یا دوستی با رژیم صهیونیستی تقریبا روابطش با اکثر کشورهای همسایه را سرد و مورد انتقاد قرار داده است. هرچند اردوغان قدرت در ترکیه را قبضه کرده و درصدد است با استفاده از این فرصت برای ارتقای جایگاه بینالمللی خود از سیاستهای منطقهای بهرهمند شود، اما با تغییر شرایط، ظاهرا نتوانسته محاسبه دقیقی از منطقه داشته باشد. جواد جهانگیرزاده، عضو سابق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و تحلیلگر مسائل سیاسی معتقد است که روشهای این رئیسجمهور، او را در چندوجهی بزرگی گرفتار کرده است که باعث شده رفقای دیروز وی نسبت به سیاستهای ناکارآمدش انتقادهای جدی داشته باشند.جهانگیرزاده در گفتوگو با جامجم دراین زمینه به سوالاتمان پاسخ داد که میخوانید.
اردوغان در سالهای قبل تلاش میکرد تا با ژستهای ضداسرائیلی، خود را در بین مردم مسلمان جهان محبوب کند، اما اخیرا با نزدیکی به تلآویو، سیاست دیگری اتخاذ کرده شما این پارادوکس را در سیاست خارجی ترکیه چگونه ارزیابی میکنید؟
آقای اردوغان دچار درگیریهای متعدد است، یک بخش آن به ساختار درونی حکومت و درون ملت، و بخش دیگر به ریشههای تاریخی و بخش دیگر به درگیریها در سطح همسایگان، وبرخی درسطح فرا منطقهای وموضوعات بینالمللی برمیگردد. با توجه به این توضیح اردوغان در یک چندوجهی بزرگ گرفتار شده و طبیعی است؛ تغییرات اخیر در سطوح دولت و نخستوزیری و کنار گذاشتن هاکان فیدان رئیس دستگاه امنیت ترکیه یا تنازعات با عبدالله گل یا درگیریها با فتحالله گولن، نشان از وجود رقبای جدی درمقابل اردوغان دارد و نشان میدهد که در میان رفقای صمیمی دیروز که باعث روی کار آمدن او و حزبشان شدند، درگیری جدی وجود دارد. اگر این مسائل را به اتفاقات اخیر بینالمللی، وجود همسایگان و ابعاد منطقهای و بینالمللی و سطوح تاریکی که گفته شد، پیوند دهیم، مشخص میشود که روزهای خوبی را آقای اردوغان نمیگذراند و این رفت و آمدها و بازگشتهای سریع از مواضع تند گذشته چه در مقابل رژیم صهیونیستی یا در قبال سوریه یا برخورد با روسیه نشان از فراز و نشیبها در جهتگیریهای آقای اردوغان دارد. ماجرای رژیم صهیونیستی نیز خارج از این داستان نیست، هرچند اردوغان در اجلاس داووس با صدای بلند علیه صهیونیستها موضعگیری کرد و بحث کشتی مرمره ترکیه که مورد تهاجم نیروهای رژیم اسرائیلی قرار گرفت را مطرح کرد تا بتواند رهبریت منطقهای را در مبارزه با این کشور جعلی به عهده بگیرد، اما دیدیم که این موضعگیری به یکباره فروریخت و به برقراری ارتباط با اسرائیلیها تبدیل شد تا بتواند منافع خود را در منطقه تامین کند. بر این مبنا میتوان نتیجه گرفت که به دلیل آرزوهای بلند آقای اردوغان چنین سیاستی پیش گرفته شد تا نام او درتاریخ با بزرگی یاد شود و درعین حال بتواند با احیای مجدد امپراتوری بزرگ عثمانی، نه در قالب کشورگشایی، بلکه با ایجاد قدرت منطقهای، جایگاهی برای خود ایجاد کند.
برخی تحلیلگران معتقدند که ترکیه میخواهد در چارچوب مثلث «ترکیه ـ عربستان ـ اسرائیل» علیه جبهه مقاومت در منطقه موضع بگیرد آیا چنین اتحادی شدنی است و نتیجهای خواهد داشت؟
از چهار سال پیش آقای اردوغان پی در پی اعلام کرد که حکومت آقای بشار اسد، باید از بین برود و برای این اتفاق روز و ماه هم تعیین میکرد، اما دیدیم که هیچکدام از این درخواستها محقق نشد.بر این اساس عملا مثلثی که نام بردید شکل گرفت و این جبهه از مدتها کارکرد ضداسلامی وضد امنیتی خود را درمنطقه آغاز کرد و تجاوز آشکار آنها در موضوع سوریه و دستاندازیهای نهان و پنهان آنان در عراق شاهد این موضوع است. هماکنون امنیت منطقه کلاف سردرگمی شده که چنین اتحادهایی، از حالت پنهان و مخفی به صورت کاملا آشکار درآمده و نمیتواند اثرات عمیقی بر منطقه بگذارد. اساس امنیت منطقه دچار دگرگونیهای فوقالعاده و ناامنیهای خارج از منطق شده، به طوری که دامنه آن به سمت اروپا و آمریکا روانه شده و کشورهایی که خود موجبات ناامنی در منطقه را فراهم میکردند، هماکنون ابزار اصلی خود، برای کنترل گروهها و جریانات تندرو را از دست دادند و دیگر امکان ندارد که بتوانند نقش موثر و عمیقی در سطح بینالملل داشته باشند. جهان متوجه این ماجراست و مشاهده کرد که با حمایتهای اساسی ترکیه و پولهای عربستان و قطر و کنترلها و راهنماییهای دستگاه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی جریان داعش به اینجا رسید و الان چنین جریانی ماری شده که بازگشته و دست صاحبان خود را میگزد، دنیا میبیند که استانبول و شهرهای دیگر ترکیه متاثر از چه ماجراهایی هستند و مردم ترکیه هم شاهد هستند که چنین اتحادهایی آنها را درگیر چه حملات و محاسباتی کرده است. ترکیه از یک طرف درگیر حملات حساب شده داعش و از طرف دیگر درگیر از دست دادن جوانان کشور در مقابله با پ.ک.ک است و این فشارهای جدی بر اردوغان و تیم او مشخص میکند که حیات این دولت نمیتواند تا انتها دوام داشته باشد.
ترکیه در سوریه سیاستی نزدیک به اعراب، بویژه از بُعد حمایت از تروریستها داشته، آیا میتوان گفت که این راهبرد اکنون علیه ترکیه به کار میرود و ناامنیهای کنونی در این کشور محصول خطای محاسباتی در سوریه نیست؟
حتما چنین است و تردیدی نیست، معتقدم که حملات صورت گرفته در ترکیه تنها ناشی از گسترش ناامنیها در سوریه و عراق نیست، بلکه این کشور به لحاظ ساختاری دچار تضادهایی از درون شده، به طوری که سالهاست میان حکومت مرکزی این کشور با کردها اختلاف نظرات عمیق وجود دارد و در فرآیند زمانی شکل این اختلافها دچار تغییرات و فراز و نشیبهایی هم شده است و الان به مقاطع تند خود، همراه با درگیریهای داخلی و منازعات سیاسی، در کنار بمبگذاریهای پیدرپی رسیده است. عذرخواهی پرهزینه اردوغان از روسها، از سوی دیگر ایجاد ارتباط با رژیم صهیونیستی همه چالشهای بزرگی بجز داعش است که این روزها برای اردوغان ایجاد شده است. اتفاقات سوریه و اقدامات برای از بین رفتن آرامش که با حمایت از جریانات مخالف حکومت سوری آغاز شده هر چند باعث شد ساختارهای حکومت سوریه تضعیف شود؛ اما نظام این کشور را تغییر نداد و هماکنون آمریکا با طرح ماندن بشار اسد در قدرت، این فرضیه را اثبات میکند که الزاما هر چیزی که از بیرون طراحی میشود از درون کشورها عملیاتی نخواهد شد، لذا نویدهای پی در پی اقای اردوغان به مردم ترکیه و سوریه برای سقوط حکومت اسد پرسش جدی را برای مردم ایجاد کرده است. ترکها در طول دهههای گذشته از اقتصاد به سیاست رسیدند و این امکان وجود دارد که به دلیل سیاستهای نادرست اتخاذ شده به اقتصاد داخلی و خارجی آنان ضربه زده شود که این اقدام میتواند موجبات نارضایتی مردم را فراهم کند، چون سیاست برای عموم طبقات ترکیه امر مطلوبی نبوده و آثار روشن و مناسبی به همراه ندارد. ترکها مایلند در همه جای دنیا اقتصادهای کوچک و بزرگ خود را توسعه دهند، ولی الان با سوءتفاهمهای ایجاد شده، این سوال برای مردم ترکیه مطرح است که دولت با آنها چه کرده که بازارهای مهم اقتصادی مثل سوریه، عراق و روسیه یا همسایگان را از دست دادند! لذا ترکیه فعلا پیروز میدان نیست و احتمال دارد که سطح ناکامیهای این کشور در آینده اگر بیشتر نشود، کمتر هم نخواهد شد.
نظر شما در مورد سیاست ترکیه در قبال کردها چیست؟ آیا ترکیه قادر است مشکلات خود با این را اقوام کاهش دهد یا اینکه راهبرد کشور نتیجه معکوس خواهد داشت؟
بحث کردها، تابع اتخاذ یک سیاست مشترک از سوی کشورهای موثر منطقه است که دارای جمعیت اقوام کرد و تابعی از شرایط بینالمللی هستند. یک زمان انگلیسیها، فرانسویان و آمریکاییها و الان برخی کشورهای عربی، در این موضع حساس هستند و به نظر میرسد با افزایش حجم ارتباطات و تاریخ پر فراز و نشیب در منطقه، موضوع کردهای موجود در ترکیه با شیوه و رویه آقای اردوغان حل شدنی نیست.
با توجه به تحولات منطقه چشمانداز روابط ایران و ترکیه را چگونه ارزیابی میکنید، در این زمینه دستگاه دیپپلماسی ایران باید چه موضعی در قبال آنکارا اتخاذ کند؟
با وجود فراز و نشیبهایی که در گذشته وجود داشت هردو کشور سعی کردند، روابط خود را بهطور جدی سرپا نگه دارند و رفت و آمدهای سیاسی، مرز مشترک و وجود بازارهای جذاب، فرهنگ و تاریخ طولانی، روابط و دین مشترک را باعث دلگرمی خود بدانند. البته اتخاذ برخی سیاستهای منطقهای میتواند به حجم روابط آسیب جدی بزند، اما هماکنون باید گفت که ایران و ترکیه زمینه همکاری فوقالعاده دارند و هر دو کشور بحث ایجاد شهرک صنعتی مشترک، رساندن رابطه اقتصادی به 30 میلیارد دلار را مد نظر دارند که نشان از ظرفیت و امکان گسترش روابط بسیار جدی دارد. با وجود تفاوت دیدگاههای منطقهای و حتی بینالمللی، هر دو کشور هیچگاه مایل نبودند که روابط خود را تحت تاثیر قرار دهند و باید بپذیریم در کنار تفاوتهای جدی در برخی دیدگاههای منطقهای، عقلای هر دو کشور مایلند که روابط افزایش یابد. البته دخالتهای آشکار و نهان اسرائیل و ترکیه، میتواند به سطح ارتباطات آسیب بزند که این اقدام برای منطقه و برای دو کشور مناسب نیست.
فاطمه امیری / روزنامه نگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم