در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این چند خط خمیرمایه بسیاری از فیلمنامههای ساخته شده در سالهای اخیر است. سریال «برادر» بهدلیل همان زبان نو مخاطبان خود را یافته و به یکی از برنامههای پربیننده و سرگرمکننده رمضان امسال تبدیل شده است. در کنار این قصه آشنا احتمالا یکی از دلایلی که مخاطبان را برای تماشای سریال دلگرم میکرد، حضور گروه سازنده سریال پر مخاطب «کیمیا» در این مجموعه است. گویی دستاندرکاران در انتخاب فیلمنامه و بازیگران به دنبال خطر کردن نبوده و ترجیح دادهاند راه پیش رو را به رسم گذشته و با گروهی آشنا طی کنند. اگر چه بیشتر بازیگران نقش اصلی سریال «برادر» پیش از این در «کیمیا» حضور داشتند اما اتفاق مثبتی که امید میرود ادامه یابد این است که نقشهای دیگر به بازیگرانی سپرده شده که مدتهاست در قاب تلویزیون دیده نشدهاند.
کلیشهای اما خوشساخت
درونمایه اصلی «برادر» اقتصادی است که در پیوند با مسائل خانوادگی، در بستر بازار قدیمی تهران و در دل یک خانواده مذهبی روایت میشود. دستاویز اصلی فیلمنامه برای بیان دیدگاه اقتصادی خود بحث تولید و همچنین قاچاق کالایی اساسی همچون برنج است که در سفره خانوادههای ایرانی از اهمیت غیرقابل انکاری برخوردار است. «برادر» با تمام کلیشههای آزاردهندهاش، در نمایش نوعی خاص و آرمانی از روابط خانواده ایرانی، جوانمردی و ارزشهای مهمی از این دست توانسته است در اجرا خوش ساخت از کار دربیاید. در واقع محصول نهایی با سر و شکلی قابل قبول در معرض دید بینندگان قرار گرفته است. این موضوع از زبان تازه، بازی خوب بازیگران و رگههایی از نوآوری در دل قصهای کهنه نشات میگیرد که بواقع برگهای برنده سریال هستند.
آنچه از آرش قادری نویسنده مجموعه تلویزیونی «برادر» در یکی از مصاحبه هایش نقل شده، این است که ایده فیلمنامه به حدود پنج سال قبل بازمیگردد. احتمالا دلیل اصلی این رنگ و بوی کهنه که گاه در طول تماشای سریال احساس میشود هم همین باشد. زیرا در این مدت سریالهای زیادی با سوژه کسب و کار حلال و خانواده ایرانی پخش شدهاند که امروز خاطره آنها در اذهان، تازگی و بکر بودن فیلمنامه «برادر» را دچار خدشه میکند. برای نمونه القابی نظیر عزیز و آقاجون برای نامیدن پدر و مادر یا ابراز محبتهای اغراق شده در میان اعضای خانواده معمولا از دم دستیترین المانهایی است که فیلمنامه نویسان برای هویتِ ایرانی بخشیدن به یک خانواده سالم و موفق از آن بهره میبرند.
شخصیتهای آشنای «برادر»
شخصیتها حتی قبل از معرفی کاملشان در دل فیلمنامه برای مخاطب آشنا و قابل پیش بینی هستند. قطعا مخاطب باتجربه تلویزیون میداند که بهرام کلایی و دخترش از چه قماشی هستند، چون بارها شاهد روایت انتقام، کینه و نفرت در آثار گوناگون بوده است. اما آنجا که شخصیتهای تازه در کار دیده میشوند کورسوی امیدی عیان میشود که تماشاچی را امیدوار کرده و به دنبال کردن اثر ترغیب میکند. یکی از این شخصیتها که در متن و اجرا بخوبی از کاردرآمده، نقش شهاب با بازی کاوه خداشناس است که با نمایش بُعدی نو از این کاراکتر بیننده را غافلگیر میکند. تقابل خیر و شر، سست عنصری و ایمان در شخصیتی که در ابتدای اثر مثبت به نظر میرسد همان چیزی است که به این نقش جذابیت میبخشد.
حسن پورشیرازی، سهیلا رضوی و حسین یاری بازیهای خوبی ارائه میکنند و در کنار آنها پوریا پورسرخ که پیش از این با ایفای نقشی متفاوت و بحث برانگیز در سریال «کیمیا» توانسته بود پختگی خود را به نمایش بگذارد، در این مجموعه نیز توانسته است در ادامه مسیر اخیرش کم نقص عمل کند.
شخصیت حاج کاظم پهلوان با این که به مدد توانمندی حسن پورشیرازی در اجرا قابل قبول و دیدنی است؛ در متن به رسم بیشتر بازاریهای خیر و با همان مختصات همیشگی نوشته شده است.
کسی که سایه خیرش عدهای را مدیون خود کرده است و عده دیگری را دشمن. جذابیت شخصیتپردازی او تنها آنجایی رخ مینماید که کاظم پهلوان گاه قانونمند ظاهر میشود و گاه قیصروار عمل میکند. خصلتی که بهگونهای نمایشی در شخصیت پسر بزرگتر او نیز دیده میشود.
گلاره عباسی که کمی پیش در دو نقش منفی اما متفاوت در «کیمیا» و «شهرزاد» درخشیده بود در این نقش خوش ننشسته و همین است که بازی او در برخی سکانسها اغراق شده جلوه میکند. اگر توجیه این شیوه از بازی القای دورویی کاراکتر است، باید گفت که از همان اوایل سریال دروغگویی شخصیت نازی برای مخاطب آشکار میشود و اصرار و تعمد بازیگر برای نمایش رفتارهایی به قصد فهماندن دروغهای او به مخاطب بیمورد به نظر میرسد. شاید دیر پیوستن بازیگر به گروه و فرصت حداقلی برای شناخت نقش را بتوان از دلایل انتخاب این شکل از بازی از سوی او و کارگردان دانست.
نوشین مجلسی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: