در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نکتهای که قابل ملاحظه است این که رفتن ما به المپیک 2008 حاصل برنامهریزی خوب بوده است. آسیا تفاوت خیلی عظیمی با آمریکا و اروپا دارد و تفاوت هم این است که در اروپا تیمهای صاحب سبک خیلی زیادی هستند و فاصلهشان کم است. اما در آسیا چنین شرایطی نیست و دو ـ سه تیم مدعی هستند.
بعد از 2008 چه برنامههایی داشتیم؟ نقاط قوت و ضعف چه بوده است که نتوانستیم شرایطمان را حفظ کنیم و ارتقا دهیم که نتیجه آن به سقوط منجر نشود. نمیتوانیم لیگ ضعیفی داشته باشیم و منتظر تیم ملی قوی باشیم. نمیتوانیم باشگاههای خوب و پایگاههای قهرمانی ساختار یافته نداشته باشیم و به فکر تیم ملی قوی باشیم. نمیتوان مربی به روز و بازیکن پیشرفت کرده نداشته باشیم و تیم ملی را روی سکو ببینیم. همینطور در بقیه مسائل. برنامههای ما اشکالات بزرگی دارد و نباید این اشکالات را در چیزهای سطحی و زودگذر خلاصه کنیم.
نمیخواهم به فلسفه کاری« درک بائرمن» ورود کنم، اما نمیدانم یک نفر برای چهار سال یعنی چه؟ برنامههایی که دارد باید ارائه شود تا بدانیم هدفمان چیست. او گفته است تیم جوانی را به انتخابی المپیک بردیم که برای دوره بعد آماده شود، اما خیلی از این نفرات دوره بعد نمیتوانند بازی کنند و سن شان بالا میرود. نمیدانیم واقعا چه زمانی این تجربهها به بار خواهد نشست. بسکتبال به نگاه جدی نیاز دارد. خیلی از مسائل را میشود عنوان کرد، اما ممکن است دلسوزی را با مساله دیگری اشتباه بگیرند. ما باید تعریف درستی از مساله جوانگرایی داشته باشیم و در همه زمینهها بدرستی برنامهریزی کرده و نباید با واژهها بازی کنیم.
فرزاد کوهیان
کارشناس بسکتبال
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: