ماجرای شکست نخستین شبکه‌ اجتماعی

Friendster، در حال استراحت است

بارها گفته و شنیده شده «اولین بودن، همه‌ چیز است». همه از ایده‌های ناب حرف می‌زنند، کارآفرینان دنبال ایده‌ها‌ی جدید می‌گردند و استارت‌آپ‌ها تمام تلاش‌شان را می‌کنند که در پیاده‌سازی یک ایده نخستین باشند.
کد خبر: ۹۱۹۹۳۸

برای آنها درست کردن چیزی که قبلا توسط شرکت دیگری تولید شده باشد، به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست، اما ماجرای فرندستر (Friendster) و سرانجام تلخش، این اعتقاد را به چالش می‌کشد. ماجرایی که نشان می‌دهد مهم‌تر از ایده‌ خوب و شروع موفق آن، استقامت و حرکت در مسیر پیشرفت است.

پیشگام اجتماعی

سال 2002 جاناتان اِیبرامز (Jonathan Abrams)، برنامه‌نویس 29 ساله‌ کانادایی، با خودش فکر می‌کرد مسیر شغلی‌اش عملا به جایی نخواهد رسید. او از شغلش در شرکت نت‌اسکیپ (Netscape) اخراج شده بود و استارت‌آپش هم به نام هات‌لینکس (Hotlinks) اوضاع خوبی نداشت. البته دره‌ سیلیکون کلا وضعیت خوبی نداشت و شرکت‌های بسیاری در موج سقوط دات‌کام (dot-com crash) غرق شده بودند. اما همین، موقعیتی می‌شود تا ایبرامز فکر روی ایده‌ای را شروع کند که برای همیشه نحوه‌ ارتباط آنلاین مردم را تغییر می‌دهد.

آن زمان، اغلب کسانی که فعالیت آنلاین داشتند از نام مستعار به جای اسم اصلی‌شان استفاده می‌کردند. ایبرامز ولی در فکر نابود کردن نام‌های مستعار و ساختن سایتی بود که به کاربرانش اجازه دهد با دوستانشان مرتبط شوند و یک شبکه‌ اجتماعی آنلاین بسازند.

این‌گونه بود که شبکه‌ اجتماعی او بر اساس فلسفه‌ «دایره‌ دوستان» سال 2002 متولد می‌شود. یعنی یک سال پیش از مای‌اسپیس (Myspace) و دو سال پیش از فیسبوک (Facebook). ایبرامز نام شبکه را با هوشمندی از ترکیب کلمات «فرند» (Friend) به معنای دوست و «نپستر» (Napster)، سایت جنجالی به‌اشتراک‌گذاری فایل‌های موسیقی می‌سازد: «فرندستر».

«نیمی از دوستانم عاشقش بودند و نیم دیگر فکر می‌کردند این احمقانه‌ترین چیزی است که تا به حال شنیده‌اند!»؛ این خلاصه‌ واکنشی است که خالق فرندستر ابتدا دریافت می‌کند. البته نظر مردم درباره‌ این شبکه‌ جدید به نیمه‌ اول نزدیک‌تر است و در همان چند ماه اول، تعداد کاربران فرندستر به سه میلیون نفر می‌رسد؛ رقمی که برای شبکه‌ای این‌چنینی یک شاهکار محسوب می‌شود. مجلاتی مثل تایم، اینترتینمنت‌ویکلی (Entertainment Weekly) و بسیاری دیگر درباره‌ موفقیت فرندستر می‌نویسند و خالق آن را «ستاره‌ نوظهور 2003» و «پیشگام اجتماعی» معرفی می‌کنند.

اشتباه تاریخی

موفقیت فرندستر دوام زیادی ندارد؛ سال 2003 مصادف است با ورود یک رقیب جدی و قدر به نام مای‌اسپیس (Myspace) و مشکلات بدموقع فنی در فرندستر مثل زمان بارگذاری طولانی. اما همه‌ این مسائل در مقابل اتفاق بزرگی که در این سال برای فرندستر می‌افتد، هیچ به حساب می‌آیند! یکی از شرکت‌های روبه ‌رشد در همان منطقه‌ای که دفتر فرندستر قرار دارد، پیشنهاد خرید آن را می‌دهد. فکر می‌کنید نام این شرکت چه بود؟

شرکتی که بعدها تبدیل به یک غول اینترنتی می‌شود و خودش با ایجاد یک شبکه اجتماعی، اصلی‌ترین رقیب فیسبوک می‌شود. بله، درست است گوگل پیشنهاد می‌دهد فرندستر را به مبلغ 30 میلیون دلار خریداری کند. اینجاست که فرندستر اشتباه مرگباری را مرتکب می‌شود؛ پیشنهاد گوگل رد می‌شود! اشتباهی که به عقیده‌ بسیاری یکی از بزرگ‌ترین اشتباه‌های رخ‌داده در تاریخ دره‌ سیلیکون قلمداد می‌شود.

از همین نقطه‌ است که سرنوشت فرندستر به سمت بدتر تغییر می‌کند. مشکلات فنی، رقبای قبلی (مای‌اسپیس، یاهو 360 و بقیه) و رقیب ترسناک جدیدی به نام فیسبوک همگی دست‌به‌دست هم می‌دهند تا خالق شبکه از سمت مدیرعاملی برکنار شود و مدیرعامل پیشین یاهو جایگزین او شود. در کمتر از یک سال بعد، این مدیرعامل جدید هم جای خود را به مدیرعامل دیگری می‌دهد. او هم پس از یک سال تغییر می‌کند و این زنجیره جابه‌جایی مدیران در سال‌های بعد همین‌طور ادامه می‌یابد!

ترجمه‌ ناامیدی

فرندستر تا سال 2008 روی یک شیب تند سقوط در آمریکا قرار دارد و رتبه‌ سایتش در الکسا از 40 به 800 می‌رسد! اما این پایان ماجرا نیست، زیرا این شبکه در آن سوی دنیا و در شرق آسیا رشد قابل‌ توجهی دارد و بازی‌های آنلاین در فرندستر عامل مهمی است که این شبکه تعداد 115 میلیون کاربر را در کشورهای این منطقه تجربه کند. این امر سبب می‌شود مدیرعامل جدید فرندستر که از مدیران پیشین گوگل است، تصمیم به تمرکز بر آسیا و گسترش در این بازار بگیرد. بر این اساس، سال 2009، فرندستر توسط MOL Global، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های اینترنتی، با رقم 26 میلیون دلار خریداری می‌شود.

اما فرندستر در شرق آسیا هم از سونامی آبی‌رنگ فیسبوک در امان نیست. دو سال بعد در دسامبر 2009، فرندستر به یک سایت بازی‌ اجتماعی تغییر کاربری می‌دهد و شبکه‌ای که زمانی پیشرو شبکه‌های اجتماعی بوده است، از این عرصه کناره‌گیری می‌کند.

البته با وجود این تصمیم، پایگاه داده‌ کاربران هنوز باقی بود و آنها می‌توانستند با اطلاعات قبلی‌شان به شبکه وارد شوند. اما فرندستر دیگر خیال مقابله با فیسبوک در زمینی را که باخت در آن واضح بود، نداشت تا این‌که در 14 ژوئن 2015 (تقریبا یک‌سال پیش)، فرندستر پس از 13 سال بالا و پایین در دریای پرتلاطم شبکه‌های اجتماعی، از اینترنت خداحافظی می‌کند: سایت فرندستر و تمام سرویس‌های آن به مدت نامعلوم تعطیل می‌شود.

«فرندستر مشغول استراحت»، عبارتی است که امروزه در سایت Friendster.com می‌بینید.

درس‌ها

فکر نکنید چون شما پیش از بقیه به یک ایده رسیده‌اید، کسی نمی‌تواند جایگاه‌تان را به لرزه دربیاورد! فیسبوک و فرندستر را در ذهن داشته باشید و روی مسیر تمرکز کنید. در دنیای امروز اگر نتوانید با سرعت و دقت حرکت کنید، معلوم نیست آینده‌ روشنی در انتظار شرکت‌تان باشد.

بدانید ممکن است دامنه‌ تاثیر تصمیمات‌تان بسیار بزرگ‌تر از آنی باشد که فکر می‌کنید. به نظرتان اگر گوگل در سال 2003، یعنی یک سال پیش از راه‌اندازی فیسبوک، صاحب یک شبکه‌ اجتماعی می‌شد، الان دنیای شبکه‌های اجتماعی چقدر متفاوت بود؟

گاهی چاره‌ای جز واگذاری بازی به رقیب ندارید، اما در همین وضعیت هم به حرکت بعدی فکر کنید. شاید با یک استراتژی درست و تصمیمی اساسی، ورق را به نفع خودتان برگردانید یا حداقل از شکست‌تان جلوگیری کنید.

محمود صادقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها