در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، ماموران پلیس تهران از شامگاه 24 دی سال 92 و درپی کشف جسد مردی میانسال در اتوبان آزادگان، تحقیقات برای کشف راز قتل را آغاز کردند . بررسی هانشان میداد مقتول با ضربههای چاقو کشته شده است.
در ادامه با بررسی تلفن همراه مقتول، یکی از دوستان او شناسایی شد که پس از مشاهده جسد گفت: امید مدتی پیش من کار میکرد اما چند روز قبل تسویهحساب کرد و نزد مرد قهوهخانهداری به نام محمد رفت. قهوهخانه او حوالی مشیریه است.
در ادامه برادر امید به پلیس آگاهی احضار شد که در تحقیقات گفت: مدتی بود از امید بیخبر بودم. با محمد تماس گرفتم که او مدعی شد، برادرم طلبش را از او گرفته و به ایلام بازگشته است، در حالی که او به ایلام باز نگشته بود.
با کشف این سرنخها، محمد بازداشت و در بازجوییهای اولیه منکر قتل شد اما در ادامه به جنایت اعتراف کرد و گفت: امید دو میلیون و 300 هزار تومان به من قرض داده بود و در قهوهخانهام زندگی میکرد. چند روز قبل از قتل، پولش را خواست. به او گفتم الان 500 هزار تومان از طلبت را بگیر و بقیه آن را چند روز دیگر میدهم. اما او قصد داشت به شهرستان بازگردد و طلبش را کامل میخواست. شب حادثه در حال رفتن به سمت میدان میوه و تره بار بودیم که بر سر این موضوع با هم درگیر شدیم. او چاقویی از کیفش بیرون آورد. بشدت ترسیده بودم و برای دفاع از خودم با او درگیر شدم و امید با ضربههای چاقو کشته شد.
متهم در ادامه در شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و به قصاص محکوم شد. دیروز حکم قصاص در شعبه هفتم دیوانعالی کشوربه تائید رسید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: