امیر اشرف آریانپور، پژوهشگر و استاد موسیقی از 78 سال زندگی گفت

دلخوشی بزرگی به نام خانواده

اول تیر 1317 به دنیا آمده، عاشق ایران است و روزگاری مثل من و همکارانم روزنامه‌نگاری را هم تجربه کرده است. امیر اشرف آریانپور که او را با تالیف کتاب برجسته «موسیقی ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب جمهوری‌اسلامی» می‌شناسیم، فعالیت‌های پژوهشی ارزشمندی در عرصه موسیقی انجام داده و در عمر پر بارش همواره به تحقیق و پژوهش در این عرصه مشغول بوده است. با او در روز تولدش گفت‌وگوی کوتاهی درباره یک عمر فعالیت در عرصه موسیقی انجام دادیم.
کد خبر: ۹۱۴۹۱۹

استاد امروز تولد شماست و 78 ساله می‌شوید. روز تولد برایتان چه حال و هوایی دارد؟

راستش دیگر حال و هوای خاصی ندارد. من 78 بار این اتفاق را تجربه کرده‌ام و از یک سنی به بعد دیگر عادی و تکراری می‌شود.

یعنی مقابل پنجره می‌نشینید و بیرون را نگاه می‌کنید. هیچ احساسی هم ندارید؟

نه اصلا این‌طور نیست. در همه عمر اتفاق‌ها و دلخوشی‌هایی برای لذت بردن از زندگی وجود دارد. من دارم چمدانم را می‌بندم تا بروم پیش همسر، دختر و نوه‌هایم. آنها ایران زندگی نمی‌کنند. اما تولد دخترم و فرزندانش هم مثل من هفته اول تیرماه است و این برایم دلخوشی بزرگی است که کنار هم جشن تولد بگیریم.

تنهایی برایتان سخت نیست؟

چرا مسلما سخت است. اما دوست ندارم از ایران بروم. چند سال بعد از پیروزی انقلاب بود که اعلام شد در دانشگاه‌های ایران موسیقی تدریس می‌شود. من آن زمان در دانشگاه فرانکفورت آلمان شاغل بودم و شرایط خوبی هم داشتم، اما همین که شنیدم می‌شود در ایران موسیقی تدریس کرد، دیدم نمی‌توانم برنگردم. آدم هر جا باشد، هر چه هم داشته باشد، وطنش را می‌خواهد. با همسر و دخترم تمام گزینه‌ها را بررسی کردم و دیدم برای من وطنم امتیاز بیشتری دارد. این بود که برگشتم و اصلا هم پشیمان نیستم. ایران هم مثل همه جای دنیا خوبی‌ها و بدی‌ها و کمبودهایی دارد، اما به هر حال وطن ماست و شیرین است.

هنوز هم مشغول تدریس هستید؟

بله خوشبختانه.

چقدر به شرایط موسیقی در ایران امیدوارید؟

خیلی زیاد. چرا نباشم. ما امروز حق جوانان را در موسیقی رعایت می‌کنیم. آنها نوع موسیقی خاص خودشان را دارند و آهنگ‌های خوبی می‌سازند. مخاطب خودشان را هم دارند و در حال کار هستند. اگر نارضایتی هم وجود دارد، در سن جوانی طبیعی است. آدم دلش می‌خواهد خیلی چیزها را عوض کند و طبیعی است که تا حدی ناراضی باشد. به هر حال من از جوان‌ها و بخصوص خانم‌ها خیلی راضی هستم.

چرا از خانم‌ها؟

چون در شرایطی پیشرفت می‌کنند که امکانات برایشان خیلی دیرتر از آقایان فراهم می‌شود. همیشه در کلاس‌ها هم به خانم‌ها نمره‌های بیشتری می‌دهم و مطمئن هستم بالاخره راهشان را باز می‌کنند.

در این میان تا چه حد باید به سلیقه مردم اهمیت داد؟

‏واقعیت این است که هنر برای کسانی جز مردم خلق نمی‌شود! اتفاقا شکل‌ها و فرم‌ها پیوسته ‏باید تغییر کند تا ارتباط مردم با هنر مربوط از میان نرود. ‏تابلوهای نقاشی را نقاشان دیگر نمی‌خرند، مردم می‌خرند پس سلایق و لذات آنها در خلق اثر هنری مهم ‏است و نباید فراموششان کرد.

زینب مرتضایی‌فرد

فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها