به گزارش جامجم، رسیدگی به این پرونده از 29 اردیبهشت امسال و در پی شکایت مردی افغان در کلانتری 170 کهریزک آغاز شد. این مرد در شکایتش گفت: برادرم به نام ناصر 37 ساله پیمانکار ساختمانی است. او روز 28 اردیبهشت برای گرفتن طلب خود با یک دستگاه خودروی پرشیای سفید از خانه خارج شد. ساعت 4 بامداد روز بعد از طریق تماس بیمارستان متوجه شدیم برادرم به علت سوختگی شدید به بیمارستان منتقل شده است. زمانی که به بیمارستان رسیدیم، صاحب یک باجه روزنامهفروشی گفت که برادرم پیش از انتقال به بیمارستان به او اطلاع داده که یک زن و شوهر جوان افغان او را آتش زدند.
در ادامه با شناسایی مرد دکهدار در جاده قدیم قم، ماموران به تحقیق از او پرداختند که مدعی شد؛ مرد افغان قبل از انتقال به بیمارستان گفت، زن مردی در باقرآباد او را سوزاندهاند. در بررسی محل، خودروی سوخته ناصر هم پیدا شد. درحالی که تحقیقات ادامه داشت، از بیمارستان خبر رسید ناصر بر اثر شدت سوختگی جان باخته است.
کارآگاهان با مراجعه به منطقه باقرآباد و تحقیقات گسترده میدانی و پلیسی، سرانجام موفق به شناسایی یک زن و شوهر جوان افغان به نامهای عزیز 29 ساله و سمیه 23 ساله شدند که به صورت ناگهانی با ترک خانهشان ناپدید شده بودند.
سرانجام متهمان دهم خرداد پس از مراجعه شبانه به خانهشان دستگیر شدند. سمیه در بازجوییها با اعتراف به قتل گفت: چندی پیش و از طریق تعدادی از دوستان و بستگان خود با مقتول که از لحاظ مالی و اقتصادی وضعیت مناسبی داشت،آشنا شدم تا از وی برای تهیه جهیزیه کمک بگیرم. ناصر مبلغ 20 میلیون تومان به ما کمک کرد و توانستیم قسمتی از وسایل مورد نیازم را بخریم. مدتی بعد از این ماجرا، ناگهان وی به من پیشنهاد ازدواج داد و بر این موضوع نیز پافشاری میکرد، درحالی که من همسرم را دوست داشتم و قصد ازدواج با فرد دیگری را نداشتم. زمانی که اصرار و پافشاری او برای ازدواج ادامه یافت، بناچار موضوع را با همسرم در میان گذاشتم، شاید بتوانیم مبلغ 20 میلیون تومان را تهیه کنیم و به او بازگردانیم تا از زندگیمان خارج شود. همسرم از من خواست با ناصر قرار بگذارم. وقتی به محل قرار رسیدیم، شوهرم ناصر را با بنزین به آتش کشید.
عزیز نیز عنوان کرد: پس از آتش زدن مقتول و ماشینش، مدتی از محل سکونتمان متواری و در کرج و ورامین مخفی شدیم. سرانجام تصمیم گرفتیم به افغانستان بازگردیم. شب به خانه بازگشتیم تا پول و مدارکمان را برداریم که دستگیر شدیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم