آمریکا درصدد دور نگهداشتن خود از تنشها در خاورمیانه، عراق، یمن، سوریه و... است. دلیل آن را توضیح دهید و این که چه اتفاقی در سیاست مداخلهجویانه آمریکا افتاده است؟
زمانی که شما درباره آمریکا صحبت میکنید، البته میدانید که شاخصهای دیگر زیادی در سیاست خارجی آمریکا دخیل و تاثیرگذار است. اگر شما درباره سیاست خارجی باراک اوباما صحبت میکنید به نظر میرسد که وی ترجیح داده در خاورمیانه دخالت نکند یا دخالتش را به حداقل برساند. با وجود این، آمریکا هنوز در جهت توازن قوا نیروهای خود را در آبهای اطراف منطقه مستقر کرده است. نمونه بارز آن استقرار نیروهای واکنش سریع است که پس از انقلاب اسلامی ایران در خلیج فارس مستقر شدند.
اما اگر شما درباره پنتاگون صحبت میکنید هنوز در این نهاد نظامی یک علاقه روشن نسبت به حفظ پایگاههایش در منطقه وجود دارد. به همین دلیل است که آمریکا نتوانست اقداماتی تنبیهی علیه سرکوب آزادیخواهان در بحرین انجام دهد، زیرا این کشور میزبان ناوگان پنجم آمریکاست. در عین حال چنین اقدامی میتوانست عربستان را از اتحاد با آمریکا دور کند، اما اگر شما درباره جمهوریخواهان کنگره یا به طور کلی حزب جمهوریخواه صحبت کنید آنها بشدت مخالف و منتقد سیاستهای کنار کشیدن از منطقه خاورمیانه و حتی اوراسیا هستند. آنها مبلغ این گفتمان سیاسی هستند که اوباما میخواهد نفوذ آمریکا در منطقه را کم کند و این برای امنیت کشور خطرناک است. به باور آنها این مساله موجب خرسندی رادیکالها در منطقه خواهد شد . منظور آنها از رادیکالها القاعده، داعش و ... است. با وجود این از جهت دیگر تمایل قوی و شدیدی بین لایههای پایین تر حزب جمهوریخواه وجود دارد که دخالتها در خاورمیانه بویژه در جهان اسلام کمتر شود . این مساله زمانی مشخص شد که بسیاری از جمهوریخواهان مخالفت خود را در سوریه و اقدام نظامی علیه بشار اسد اعلام کردند. در کل، سیاستهای آمریکا در منطقه تحت تاثیر عوامل و منافع بسیاری زیادی قرار دارد.
برخی اندیشمندان بر این باورند که خاورمیانه اهمیت خود را در سیاست خارجی دولت اوباما از دست داده، این نظر تا چه حدی درست است؟
فکر میکنم آمریکا خود انرژی تولید میکند وهمین امر وابستگی این کشور به خاورمیانه را کم کرده است. این فاکتور مهمی است و در سیاستهای تهاجمی ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه در شرق اروپا و سیاستهای چین در دریای چین جنوبی چالشهای مهمی را برای سیاست اوباما به وجود آورده است. در کل فکر میکنم ماجراجویی آمریکا در سال 2003 و حمله به عراق برای این کشور گران تمام شد و تاثیر زیادی در رویکرد فعلی دولت آمریکا در قبال منطقه داشته است. شما اکنون در اظهارات ترامپ به وضوح میبیند. منطقه الان بسیار به هم ریخته و مملو از تنفر نسبت به اقدامات جنونآمیز است. به بیان دیگر این حس وجود دارد که آمریکا برای بهبود اوضاع در منطقه هیچ کاری نمیتواند بکند و این تاثیری جدی بر سیاست آمریکا در منطقه داشته است.
سیاست خاورمیانهای آمریکا پس از انتخابات ریاست جمهوری را چگونه ارزیابی میکنید؟
هنوز خیلی زود است به این پرسش پاسخ داده شود، زیرا ما از نتایج انتخابات اطلاعی نداریم، اما اگر هیلاری کلینتون برنده این انتخابات شود، پیش بینی میکنم که آمریکا به توافق هستهای با ایران پایبند خواهد بود، اما بیش از اوباما به متحدان منطقهای از جمله عربستان و اسرائیل تمایل پیدا خواهد کرد. درباره گفتوگوهای رو در رو با تهران احتمالا محتاط و محافظه کار خواهد بود، اما به آن حدی که منافع دیگر متحدان آمریکا ازجمله اروپا و هند را در نزدیکی به ایران به خطر بیندازد پیش نخواهد رفت، اما در صورت پیروزی دونالد ترامپ، راستش کسی فکر نمیکند وی ایدهای عمیق درباره منطقه یا هر چیز دیگری جز خودش داشته باشد. ترامپ مشاوران نزدیکش را هم از میان کسانی انتخاب خواهد کرد که مثل خودش هیچ شناختی از منطقه خاورمیانه و سیاست خارجی نداشته باشند. از این رو نومحافظهکاران از انتخاب وی خوشحال نخواهند شد. هرچند این واقعیت دارد که شلدون ادلسون [یهودی] کازینو دار معروف آمریکایی از او حمایت کرده است؛ کسی که به نظر میرسد تنها حامی مالی ترامپ باشد و از نزدیکان بنیامین نتانیاهو و از اعضای لابیهای اسرائیل به شمار میرود. او چندی پیش تصمیم گرفت مبالغ زیادی به ترامپ کمک مالی کند. وی حتی ممکن است در تغییر نگرش ترامپ موثر باشد. البته این بستگی به آن دارد که دموکراتها قادر به کسب اکثریت سنا باشند یا خیر. پیروزی هیلاری کلینتون میتواند سیاستی را که اوباما اکنون در پیش گرفته است بیشتر به سمت راست متمایل کند. (البته این به معنای رد سیاست اوباما نخواهد بود). در این سیاست اکراه کمتری به دخالت نظامی در خاورمیانه خواهد بود وبه عنوان مثال میتواند مجوز ایجاد منطقه پرواز ممنوع در بخشهای معینی از سوریه را در بر داشته باشد.