در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جسد زن جوانی غرق در خون روی صندلی قرار داشت و سرش روی صندلی بود. سریع موضوع را با بیسیم به مرکز جنگلبانی اطلاع داد. دقایقی بعد هم با حضور بازپرس جنایی و سروان میری تحقیقات برای راز گشایی از قتل زن جوان آغاز شد. پزشک جنایی در حال معاینه جسد بود. در گزارش اولیه خود گفت: دو ساعت از قتل میگذرد. شلیک گلوله از فاصلهای نزدیک به شقیقه سمت چپ علت مرگ بوده است. حالا باید برای مشخص کردن اسلحه، آزمایشهای تخصصی انجام دهم.
کارآگاه به بررسی محل پرداخت. زن جوان لباس رسمی به تن داشت و در کنارش کیفی بود. وی به بررسی کیف پرداخت. داخل آن چند حلقه النگو، سه تراول چک و کارت شناسایی بود. مقتول زن 34 سالهای به نام آذر بود.
علت حضور مقتول در آن محل میتوانست کلید حل معمای این جنایت باشد. به همین دلیل سروان تحقیقات در این شاخه را در دستور کار قرار داد.
افسر کلانتری در حالی که دو مرد را دستبند به دست همراه خود داشت به سمت سروان آمد.
«جناب سروان این دو نفر را در حوالی این منطقه دستگیر کردیم. خودشان میگویند برای موادکشیدن به اینجا آمده اند، اما رفتارشان مشکوک است.»
- خانواده مقتول شناسایی شدهاند؟
بله. در مسیراینجا هستند. فکر کنم تا چند دقیقه دیگر برسند.
- چه کسی جسد را پیدا کرده بود؟
جنگلبان کشیک.
- از او هم باید تحقیق کنم.
افسر کلانتری به احترام پای کوبید و گفت: چشم قربان.
کارآگاه داخل خودرو نشست و تحقیقات از دو مظنون و مرد جنگلبان را آغاز کرد.
جنگلبان در حالی که برگهای در دست داشت؛ داخل خودروی «ون» نشست.
- چطور متوجه جسد شدید؟
جنگلبان نگاهی به برگه انداخت و گفت: ساعت 15 امروز در حال گشتزنی بودم که با خودروی پراید رو به رو شدم و به بررسی آن پرداختم. جسد زن جوان در داخل آن بود. هیچ مورد مشکوکی در اطراف ندیدم و هر آنچه را دیده بودم گفتم.
سروان از او خواست برگه را داخل جیبش بگذارد و ادامه داد: صدای شلیک گلوله هم نشنیدید؟
نه. وقتی من رسیدم از زمان قتل گذشته بود و موقع شلیک در این محل نبودم.
مهران دومین نفری بود که برای تحقیق داخل خودرو نشست.
- در پارک جنگلی چه میکنی؟
من کارتن خوابم و برای مصرف موادمخدر به اینجا آمدم.
- چرا مرتکب قتل شدی؟
من قتلی انجام ندادم. نمیدانم قاتل هم چه کسی است.
- پس چرا با مشاهده ماموران فرار کردی؟
چند ساعت قبل صدای شلیک گلوله شنیدم. فکر کردم باز هم ماموران طرح جمعآوری معتادان را گذاشتهاند. به همین دلیل میخواستم فرار کنم. از کجا میدانستم قتل انجام شده است.
رضا هم مثل مهران کارتن خواب بود. او وقتی مقابل کارآگاه قرار گرفت، گفت: میخواهم حقیقت را بگویم. من قاتل را دیدهام. او مهران است. بالای تپهای در حال مصرف مواد بودم که خودروی پراید را دیدم. ماشین جوش آورده بود و رانندهاش زنی بود. خواستم به راننده کمک کنم، اما مهران را دیدم که به طرف خودرو رفت. او داخل ماشین کنار راننده نشست و چند دقیقه بعد صدای شلیک گلولهای آمد. مهران سراسیمه از ماشین پیاده شد. چند قدم فاصله گرفت و دوباره بازگشت. چیزی را داخل خودرو انداخت و گریخت.
- چه چیزی بود؟
نمیدانم، اما فکر کنم کیف مقتول بود.
صدای شیون و زاری سکوت محدوده وقوع جرم را شکست. معلوم بود خانواده آذر هستند. سروان از مادر آذر تحقیق کرد. زن میانسال که شوکه شده بود، بعد از آرام شدن به سروان گفت: دخترم برای ساخت یک ماکت، نیاز به میوه کاج داشت و برای جمع کردن آن به پارک جنگلی آمده بود. نمیدانم چرا او را کشتند. دخترم خیلی مهربان بود و قاتلش باید
قصاص شود.
سروان پس از بررسی دوباره صحنه جنایت دستور بازداشت قاتل را صادر کرد. عامل جنایت که فکر نمیکرد او به عنوان قاتل معرفی شود، در بازجوییها لب به اعتراف گشود.
پاسخ معمای پلیسی قتل مسافر اتاق 204
سروان میری با اشاره به دو دلیل زیر راز قتل را فاش کرد:
1ـ مقتول بدون عینک قادر به خواندن روزنامه نبود این در حالی است که در زمان جنایت عینک او در کنارش قرار نداشت و خواندن روزنامه صحنه سازی از طرف قاتل بود.
2ـ در اتاق مقتول روزنامه عصر وجود داشته پس او برای تهیه روزنامه باید از اتاقش خارج میشد با این توضیح خدمتکار هتل عامل جنایت بود.
در مسابقه شماره گذشته2983نفر شرکت کرده بودند که 854 نفر پاسخ صحیح دادهاند. از میان پاسخهای صحیح ستاره پورمحمدی از کرمانشاه و فریده سارپوریان از اردبیل به قید قرعه برنده شدهاند.
شما خوانندگان با اشاره به دو دلیل کارآگاه و معرفی قاتل برای کشف راز قتل در مسابقه معمای پلیسی شرکت و پاسخ خود را همراه نام و نام خانوادگی به شماره 300011224 پیامک کنید.
وحید شکری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: