معمای حل نشده

غیرممکنی که ممکن شد

نه خانم خانه و نه دختر 13 ساله‌اش صدای زنگ ساعت در چهار صبح در اتاق خواب مجاور را نشنیدند. آنها صدای کشیدن ماشه تفنگی را هم نشنیدند. اگر شنیده بودند، شاید یکی از مرموزترین جنایات آمریکا حداقل یک سرنخ یا نشانه‌ای داشت.
کد خبر: ۹۰۷۴۹۵

آقای روی اورسینی در حالی در اتاق خوابش پیدا شد که گلوله‌ای از فاصله نزدیک به پشت‌سر او اصابت کرده بود. صبح روز 12 مارس 1981، سروان تام فارلی یکی از کارآگاهان کارکشته در مورد قتل و جنایت، متوجه شد که حل پرونده غیرممکنی را به‌عهده گرفته است.

اورسینی در حالی در اتاق خوابش به قتل رسید که در پنجره‌ها و در اتاق از داخل قفل شده بود. به همین دلیل احتمال خودکشی بسیار بعید بود.

اورسینی 38 ساله و مهندس سیستم‌های حرارتی، پدر و همسری نمونه بود. او همراه همسرش لی و دخترش تیفانی در حومه لیتل راک در ایالت آرکانزاس آمریکا زندگی می‌کردند. تا جایی که همه می‌دانستند، او دشمنی در دنیا نداشت.

اورسینی روز 11 مارس زودتر از همیشه خوابید زیرا فردای آن روز قرار مهمی با یکی از مشتریانش در خارج از شهر داشت. او ساعت را روی چهار صبح کوک کرد تا از ترافیک صبحگاهی فرار کند.

اورسینی در چنین مواقعی همیشه زود می‌خوابید تا صبح باعث بیدار شدن بقیه اعضای خانواده نشود. لی و تیفانی نیز آن شب در اتاقی جداگانه خوابیدند. پس از گفتن شب بخیر در ساعت 9 شب، به طبقه بالا و اتاق‌خواب اصلی رفت و این آخرین باری بود که اورسینی زنده دیده شد.

صبح روز بعد، خانم اورسینی ساعت هفت صبح بیدار شد. بعد از خوردن صبحانه، تیفانی را به مدرسه رساند. او به خانه بازگشت و کارهای معمول و روزانه‌اش را آغاز کرد. هنگامی‌که کار طبقه پایین تمام شد، به طبقه بالا و اتاق خواب رفت تا آنجا را هم تمیز کند. در بسته بود و این برخلاف رویه همیشگی روی بود. اغلب زمانی که صبح زود خانه را ترک می‌کرد، در اتاق را باز می‌گذاشت و اتاق بسیار به هم ریخته بود.

او دستگیره را تکان داد، اما متوجه شد در از داخل قفل شده است. این در از حدود 14 سال پیش که به این خانه آمده بودند، هرگز قفل نشده بود. آیا او خواب مانده بود؟ آیا مریض شده بود؟ لی چند بار دستگیره در را فشار داد و با صدای بلند فریاد زد: «روی! حالت خوب است؟». هیچ جوابی شنیده نمی‌شد. لی به سرعت از خانه خارج شد و از همسایه‌شان خانم گلیندا بل کمک خواست. هردو نفر توانستند در را باز کنند، اما صدای فریاد لی فضای اتاق را پر کرد. همسرش در حالی که لباس‌های راحتی بر تن داشت، روی تخت افتاده بود.

سروان فارلی و تیم همراهش چند دقیقه پس از تماس خانم بل، به محل جنایت رفتند. آنها به سرعت به این نتیجه رسیدند که اورسینی نیز مثل خیلی از آمریکایی‌ها تفنگ داشته است، اما تفنگ او در کمد کارش و در فاصله چند متری از تختخواب قرار داشت. گلوله مرگبار از یک کلت شلیک شده بود. بنابراین امکان نداشت اورسینی خود را از پشت‌سر با گلوله بزند، تفنگ را داخل کمد گذاشته و به تختخواب بازگردد.

سپس مشکل در و پنجره‌ها بود که همگی از داخل قفل شده بود. ساعت برای چهار صبح کوک شده بود و زنگ هم خورده بود. آیا ضربه مرگبار پیش از این زمان یا پس از آن شلیک شده بود؟ هیچ راهی برای پی بردن به این موضوع وجود نداشت.

نه لی و نه تیفانی صدای شلیک گلوله را نشنیده بودند؛ احتمالا قاتل از صدا خفه‌کن استفاده کرده بود.

فارلی دستور داد تا از تمام نزدیکان و شرکای تجاری اورسینی تحقیق کنند. بررسی و تحقیقات مخفیانه‌ای نیز در مورد لی انجام شد. اما مشخص شد این زوج تمام وقت و زندگی خود را صرف دخترشان کرده بودند. هیچ فردی وجود نداشت که انگیزه‌ای برای چنین جنایتی داشته باشد. سروان فارلی در نهایت گفت: پرونده‌های قتل فراوانی را بررسی کردم، اما هیچ‌کدامشان شبیه این مورد نبود. از هر طرف به ماجرا نگاه می‌کردم، این داستان به کتاب‌ها تعلق داشت و نه زندگی واقعی.

مرگ در اردوگاه

با هزار رویا و فکر زندگی بهتر، کشور را ترک می‌کنند، اما در اردوگاه‌های پناهندگان با مشکلاتی رو به رو می‌شوند که هیچ وقت فکرش را هم نمی‌کردند. تصور می‌کردند که به مهد احترام به حقوق پناهجویان و آزادی گام گذاشته‌اند، غافل از این‌که پای در جایی گذاشته‌اند که هیچ احترامی برای مهاجران قائل نیستند. امید 23 ساله یکی از قربانیان نقض حقوق شهروندی در این کشورهاست که برای نشان دادن اعتراضش اقدام به خودسوزی کرد.

وی همراه با همسرش در اردوگاه نیبوک در جزیره نائورو، در شمال‌ شرقی استرالیا، زندگی می‌کرد و صبح روز چهارشنبه، هشتم اردیبهشت‌ماه، خود را به آتش کشید.

همسر وی می‌گوید که مقام‌های اردوگاه در رساندن او به بیمارستانی در کوئینز‌لند کوتاهی کرده‌اند و یکی از دلایل مرگ وی همین تعلل در رساندن او به بیمارستان بوده است.

روزنامه گاردین استرالیا به نقل از همسر امید نوشته است که بدن سوخته او را به بیمارستان جمهوری نائورو برده‌اند و یک روز بعد او را به بیمارستانی بزرگ‌تر منتقل کرده‌اند.

همسر امید می‌گوید: یک روز وی را در بیمارستانی نگهداشته‌اند که به دلیل نبود امکانات توانایی درمان او را نداشته‌اند. به گفته همسر این پناهجوی جوان، وی در اثر ایست قلبی جان باخته است. پزشکان گروه مدافعان حقوق پناهجویان نیز از مدت زمان طولانی‌ای که صرف رساندن امید به بیمارستان کوئینزلند شده، انتقاد کرده‌اند. با این حال وزیر مهاجرت استرالیا در واکنش به این انتقادها چنین اظهار نظر کرد که در انتقال امید به بیمارستان تعللی صورت نگرفته است. خودسوزی امید مقابل مقام‌های رسمی کمیسر عالی سازمان ملل برای پناهجویان با دوربین موبایل ضبط شده است. در این ویدئو دیده می‌شود که او مایعی روی تن خود می‌ریزد؛ در حالی که تعدادی از حاضران برای خاموش کردن آتش به سوی این فرد می‌رفتند، او می‌کوشید از دست آنان فرار کند، اما سرانجام چند نفر توانستند او را به زمین بیندازند و آتش را خاموش کنند. تنها ساعاتی پس از خودسوزی امید، دولت استرالیا اعلام کرد که کشورش هیچ یک از پناهندگان را به خاک خود راه نخواهد داد.

پیش از امید نیز حمید، از دیگر مهاجران ایرانی، در 24 سالگی در پناهگاهی مشابه به دلیل کمبود امکانات بهداشتی و تعلل در رسیدگی پزشکی بعد از روزها درد و رنج از مسمومیت خونی دچار مرگ مغزی شد و جان باخت.

مادر بی‌رحم دخترش را به خاطر بیماری کشت

مادری که تحمل نگهداری از دختر بیمارش را نداشت، وی را به قتل رساند. بونی لیلتز 56 ساله مادری است که به دختر 28 ساله‌اش کورتنی که بشدت از انجام امور خود عاجز بود و نه می‌توانست کارهای شخصی‌‌اش را انجام دهد و نه صحبت کند، دوز کشنده‌ای دارو داد. به گزارش دیلی‌میل، کورتنی از بیماری سرطان و چند بیماری دیگر رنج می‌برد و مادرش می‌ترسید کسی از دخترش نگهداری نکند و او مجبور شود کورتنی را به آسایشگاه انتقال دهد.او تصمیم گرفت در ابتدا دخترش و سپس خود را بکشد، اما در این تلاش تنها دخترش جانش را از دست داد. بونی لیلتز پس از این‌که در دادگاه حاضر شد از کرده خود پشیمان نبود و لبخندی بر لبانش داشت. در ابتدا او به جرم قتل از نوع درجه یک محکوم شد، اما پس از این‌که وی داستان زندگی و شرایطش را در محضر دادگاه بیان کرد، جرم او به قتل از نوع درجه دو تقلیل یافت و به 3 تا 14 سال زندان محکوم شد.

راز همسرکشی در خودرو

مردی که همسرش را به قتل رسانده بود با بوی تعفنی که در خودرویش پیچیده بود شناسایی شد.جیسون مایکل 27 ساله به جرم قتل جسی باردول 27 ساله دستگیر شد. چند روز قبل پدر جسی به پلیس گزارش کرده‌ بود که دخترش گم شده و قرار بوده برای تبریک روز مادر به خانه آنها برود. اما او نه‌تنها به منزل آنها نرفته بلکه پاسخ تماس‌هایشان را هم نمی‌دهد.

به گزارش دیلی‌میل، این حادثه در ریچاردسون تگزاس اتفاق افتاده است. هنگامی که پلیس برای گرفتن اطلاعات به منزل همسرش می‌رود او ادعا می‌کند جسی صبح زود از خانه خارج شده ‌است. روز بعد که پلیس با حکم تفتیش به منزل همسرش مراجعه می‌کند، جیسون و خودروی شاسی‌بلندش را غرق در گِل می‌یابند. پس از جست‌وجوی خودروی جیسون، پلیس صندق عقب را دریایی از خون می‌یابد. البته بو و بقایای گوشت فاسد شده هم در خودروی او یافت شده‌است. پلیس پس از مشاهده مدارک سریعا جیسون را به جرم قتل دستگیر کرد، ولی هنوز جنازه مقتول یافت نشده ‌است.

حسین خلیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها