گفت‌وگو با کامبیز کاشفی، کارگردان «بارون با بارون فرق داره»

رنگ فانتزی بر واقعیت زندگی

اهالی رسانه معتقدند زمانی که اثری از سوی سازنده، مخاطبان، کارشناسان فن و مرجع سفارش‌دهنده آن مطلوب ارزیابی شود، یعنی یک اثرخوب رسانه‌ای تولید شده است. فیلم تلویزیونی «بارون با بارون فرق داره» نیز از فیلتر این چهار شاخص با موفقیت عبور کرده و نمره قبولی گرفته است.
کد خبر: ۹۰۷۳۰۲

این اثر تا به امروز بیش از 15 مرتبه‌ از شبکه‌های سراسری پخش شده است. با کامبیز کاشفی به عنوان تهیه‌کننده، کارگردان و بازیگر نقش اول این فیلم به گفت‌وگو نشستیم. کاشفی تاکنون در آثاری همچون آوای سبز، سرزمین مادری، صدای پای خدا، مادر صدامو می‌شنوی؟، جاده آسمان، جاسوس بازی، این آخرین سفر، سایه جنایت، بولوتوثتو روشن کن، حس ششم، زندگی در اعماق فنجان قهوه و به دام افتاده در مقام تهیه‌کننده و کارگردان حضور داشته است.

می‌دانستید فیلم تلویزیونی «بارون با بارون فرق داره» بیش از 15 بار از شبکه‌های سراسری پخش شده است؟ از نظر خودتان دلیل این تکرار چیست؟

می‌دانستم تکرار پخش زیادی داشته، اما 15 بار را از شما می‌شنوم و خدا را شکر می‌کنم که حاصل تلاش گروهم دیده شد، اما این که دلایلش را توضیح دهم شاید بوی خودستایی بدهد تنها می‌توانم به تجربه‌ای که در طول سال‌های اندک فیلمسازی ام به آن رسیده‌ام، اشاره کنم که همیشه یک محصول خوب نتیجه جمع شدن یک گروه خوب در کنار هم است که من‌ هم یکی از آنها بودم (در گوشی) پیش خودمان بماند من فیلمساز سختی هستم، معمولا گروه خوبی دارم که تحملم می‌کنند.

«بارون با بارون» چندمین اثر شما در مقام کارگردانی بود؟

فکر می‌کنم دهمین اثر باشد.

آیا قبل از این با مرکز گیلان همکاری داشته‌اید؟

در مقام تهیه‌کننده و کارگردان نه، اما در سال‌های دور و در دوران کودکی، در اولین تجربه‌های بازیگری‌ام در فیلم تلویزیونی «خانه خالی تنهایی» که تولید مرکز گیلان بود نقش اصلی را به عهده داشتم؛ سال 67 یا 68 بود، اگر درست یادم باشد آن زمان فیلم‌های تلویزیونی هنوز با نگاتیو 16 میلی متری کار می‌شد. یادش بخیر.

چگونه طرح و فیلمنامه شکل گرفت و تصویب شد؟

طرح فیلمنامه را آقا و خانم کاشانی در ابتدا در فضای پایتخت نوشته بودند که درونمایه‌اش را دوست داشتم و زمانی که قرار شد برای مرکز گیلان ساخته شود، فیلمنامه در یک بازنویسی زیربنایی به کمک آقای طالب‌آبادی که ایشان هم مثل من گیلانی هستند، به زیست‌بوم گیلان نزدیک شد.

آقا و خانم موسوی کاشانی تاکنون سابقه نگارش فیلمنامه داشتند؟ چگونه با آنان مرتبط شدید؟

پیشینه همکاری به فیلم قبلی یعنی «بلوتوثتو روشن کن» برمی‌گشت، اما دوستیمان با بیژن کاشانی قدمت بیشتری دارد.

درونمایه فیلمنامه موضوع تحول است. با توجه به تکرار زیاد این موضوع در آثار نمایشی دیگر، چه تمهیدی به کار گرفتید تا پرداخت آن متفاوت باشد؟

همین طور است. فیلم‌های زیادی با این درونمایه ساخته شده، خودم هم پیش از این صدای پای خدا را با همین موضوع اما در قالب تراژدی ساخته‌ام که به لحاظ فضا کاملا متفاوت با «بارون ...» بود. خلاصه بگویم سعی کردم سراغ نوعی از روایت فانتزی از واقعیت بروم که پیش از این کمتر کار شده باشد. در فانتزی شما می‌توانید براساس قراردادی که در قالب روایت خود با تماشاگر می‌بندید، تا اندازه‌ای از قید و بندهای منطقی در واقع‌گرایی فاصله بگیرید و روی این که تماشاگر با شما همراه شود، حساب کنید.

نگاه فانتزی و فضای واقعی فیلم بخوبی در هم تنیده شده است، این‌ هارمونی با چه شیوه‌ای صورت گرفت؟

تلاش کردیم در عین ایجاد یک فضای شاد و غیرکلیشه‌ای در روابط آدم‌های داستان از منطق روایی واقعیت نیز غافل نشویم و فانتزی را تا جایی پیش ببریم که به باورپذیری اتفاقات لطمه نزند.

موفق‌ترین وجه فنی فیلم تصویربرداری است که از حرکت‌های روان با قاب‌بندی‌های مناسب و نورپردازی‌های دقیق بهره می‌گیرد. چگونه با حسن اسدی به چنین نگاه مشترکی دست پیدا کردید؟

به نظر من مهم‌ترین وظیفه یک فیلمساز انتخاب درست و مناسب عوامل سازنده است، در مورد فیلمبردار هم هر فیلم آدم خودش را می‌خواهد، با توجه به نوع دکوپاژ ساده و روانی که در ذهن داشتم تصوّر می‌کردم باید با کسی کار کنم که خودش را در قاب‌ها و حرکات دوربین به رخ نکشد تا به روایت صمیمی فیلم که می‌خواستم چندان پیچیده نباشد لطمه نزند، به نظر من حسن اسدی بی‌پیرایگی خوبی در تصاویرش دارد.

آیا فکر نمی‌کنید حجم زیاد موسیقی، صدا و افکت را در فیلم به حاشیه رانده است؟

شاید حق با شما باشد، ولی من موسیقی فیلم را دوست دارم و فکر می‌کنم فرشته‌نژاد به جذابیت فیلم کمک بسیاری کرده است. یادمان نرود موسیقی در فضاسازی کمدی و فانتزی بیش از ژانرهای دیگر به کار می‌آید.

به عهده داشتن تهیه‌کنندگی با کارگردانی و بازیگری نقش اول این فیلم توسط خودتان شرایط تولید را برایتان سخت نمی‌کرد؟

طبیعتا کار دشوارتر می‌شود، اما این دشواری لذت‌بخش است. شاید از آنجا که با اجزای بیشتری از فیلمت آمیخته می‌شوی یگانگی بیشتری با آن پیدا می‌کنی و حضور منسجم‌تری در فضای فیلم داری، البته یادآوری کنم معمولا وقتی چند وظیفه اصلی فیلم را به عهده می‌گیرم، یاران خوبی در کنارم دارم که بار زیادی را از دوشم برمی‌دارند.

چرا این تجربه موفق در تولیدات بعدتان تکرار شد؟

این از لطف شماست که کاستی‌های مرا نادیده می‌گیرید و نگاه مؤیدی به تجربه‌هایم دارید. امیدوارم این‌گونه باشد که شما می‌گویید. تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که فیلمسازی همیشه برایم جدی‌ترین کار دنیاست.

فرشید شکیبا - جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها