مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
در بیریایی من!
صبح تا شب میکنم شکرِ خدا
بیریاتر از من یکرنگ کیست؟
از چه رو آیینة دق خوانیام؟
کارِ پنهان باعث بیزاریام
با کسی گر گاوبندی میکنم
رانت اگر خوردم،عیان خوردم عمو!
با «فلانی»ها که قلیان میکشم
هی نگو آنجا چه میکردیم؟ هیچ!
من اگر گستاخ، اگر بیحرمتم
از چه رو دادید بر من گیرها؟
هر کسی ما را نصیحت میکند
مینُمایم آنچه هستم بیدروغ
کور بادا دیدة وارونتان!
نیستم ای هموطن،اهل ریا!
ظاهر و باطن مرا بالله یکیست!
گاه خائن، گه منافق خوانیام؟
دشمنِ سرسختِ پنهانکاریام
در کمالِ سربلندی میکنم
اینقدر پشتِ سرِ من بد نگو!
تو نپنداری که پنهان میکشم
یک دو پُک قلیان ز بعد ساندویچ!
از ازل این گونه بوده «فرمت»م!
با شمایم خیلِ بیتدبیرها!
بیگمان خود را فضیحت میکند
کوری چشمِ ریاکارانِ... [بوق]
نرم بادا دندة قانونتان!
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.