17اسفند 1360ه.ش آیت الله عبدالرحیم ربانی رحلت کرد. آیت الله عبدالرحیم ربانی شیرازی سال 1301هجری شمسی در دارالفضیله شیراز دیده به جهان گشود.
کد خبر: ۹۰۴۸۰
دوره نوجوانی و جوانی را با تحصیل سپری کرد. آیت الله ربانی از همان دوره جوانی ،ضمن تحصیل به کار و کاسبی نیز مشغول شد. وی مغازه ای تهیه کرد و در آن اجناسی انباشت.
رعایت انصاف با مشتری در مغازه آیت الله ربانی موج می زد، به همین دلیل مغازه اش همواره پر از خریدار بود. آیت الله ربانی به دلیل داشتن روح ستیز با ستم ، به «حزب برادران » پیوست.
این حزب را آیت الله سیدنورالدین حسینی برای مقابله با تجاوز استعمارگران خارجی و عمال داخلی آنها تاسیس کرده بود و آیت الله ربانی به دلیل شناختی که از بنیانگذار این حزب داشت ، با عضویت در آن ، مبارزات سیاسی خود را آغاز کرد.
در آن زمان که آیت الله ربانی در بازار شیراز به مغازه داری مشغول بود، انگیزه جدی به تحصیل در حوزه علمیه نداشت ، ولی واقعه ای برایش پیش آمد که به سمت حوزه علمیه کشیده شد.
نوشته اند روزی از روزها، در حالی که آیت الله ربانی در مغازه خود مشغول کار بود، یکی از ماموران رضا شاه را دید که وسط بازار مرد روحانی و پیری را به باد کتک گرفته و عمامه اش را از سرش برداشته است. دیدن این صحنه برای آیت الله ربانی گران آمد و روحانیت را قشر بر حق و طرف مقابل باطل دانست.
به همین دلیل تصمیم گرفت وارد حوزه علمیه شود. بدین ترتیب به مدرسه علمیه «آقا باباخان» رفت.
وی پس از مدتی تحصیل در شیراز، به قم هجرت کرد و از محضر بزرگانی چون آیت الله العظمی بروجردی بهره برد. آیت الله ربانی که از شاگردان برجسته آیت الله بروجردی بود، به تالیف کتاب نیز مشغول شد و آثاری به شرح زیر از خود به یادگار نهاد: تصحیح و تعلیق بربحار الانوار، قضائالحقوق فی ترجمه الصدوق ، حرکت طبیعی از دو دیدگاه ، ولایت فقیه ، سلاسل الصوفیه ، شرح حال علما و دانشمندان و... مبارزات سیاسی یکی از مهم ترین عرصه های فعالیت آیت الله ربانی محسوب می شود.
وی با آغاز مبارزات امام خمینی ، ضمن پیوستن به جمع یاران امام خمینی ، با زبردستی به کادرسازی مشغول شد و درصدد برآمد جوانان مستعد را به مبارزه فراخواند. یکی از گروههایی که در این زمان با آیت الله ربانی در تماس بودند و راهنمایی هایی از ایشان اخذ می کردند، گروه انقلابی ابوذر بود.
به همین دلیل بود که پس از دستگیری و اعدام افراد گروه ابوذر، منزل آیت الله ربانی در قم به محاصره ماموران ساواک درآمد.
ماموران با هجوم به خانه آیت الله ربانی ، با خشونت تمام ، ایشان را در برابر اعضای خانواده اش کتک زدند و به شهربانی بردند. وی در شهربانی تحت شکنجه های شدید قرار گرفت.
خود وی در این باره می گوید: مرا ساعت ها شکنجه کردند. شلاق ، باطوم برقی ، سوزاندن با سیگار و... انواع شکنجه هایی بود که روی من امتحان کردند و در حالی که بی هوش شده بودم ، مرا به بیمارستان انتقال دادند. آیت الله ربانی پس از انتقال به تهران ، به 3سال زندان محکوم شد.
وی در زندان نیز دست از مبارزه برنداشت و اقدام جمعی و برنامه ریزی شده ای را برای اقامه نماز سامان داد و برخلاف خواست ماموران زندان یک حرکت جمعی در این باره به وجود آورد.
چون نماز خواندن در زندان با سختی ها و ممنوعیت هایی همراه بود، آیت الله ربانی مورد بازخواست و شکنجه قرار گرفت.
در همین زمان بود که ساواک به منظور شکنجه روحی آیت الله ربانی ، محاسن ایشان را تراشید و او را به سلول انفرادی منتقل کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، آیت الله ربانی در راه حراست از انقلاب ، ماموریت های دشواری پذیرفت.
به همین دلیل ، عازم کردستان و برخی نقاط آشوب زده دیگر شد و تدبیرها و پیشنهادهایی برای مهار بحران ارائه داد. خلاصه این که هر جا مشکلی پیش می آمد، آیت الله ربانی در آن حضور می یافت.
به همین دلیل ، از طرف امام خمینی ماموریت یافت مسائل مناطق عشایری فارس را نیز حل کند. آیت الله ربانی روحی سازش ناپذیر داشت و با هیچ گروهی که علیه انقلاب فعالیت می کرد، مسامحه نمی کرد.
به همین دلیل با رها هدف سوئقصد قرار گرفت. سرانجام در تاریخ 17/12/60 ه.ش در پی یک تصادف مشکوک دیده از جهان فروبست.