در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روزنامه جامجم هم به مانند هر رسانه مکتوب دیگری باید بیشتر به مخاطبانش نزدیک شود. باید روزنامهای مستقل باشد و به مسائلی که در رسانه ملی امکان پرداختش نیست بپردازد. روزنامه جامجم در قبال تکثر آرا و صداها مسئول است و باید برای تمام سلایق پاسخ داشته باشد. روزنامه حتی میتواند برخی خلأهای طبیعی رسانه ملی را هم پر کند و پوشش دهد.
نظرتان درباره روزنامه جامجم کنونی چیست چون به لحاظ فرم هم تغییرات زیاد و قابل توجهی در روزنامه به وجود آمده است. این تغییرات را رصد کردهاید؟
بله، اما باید توجه داشت که اصولا رسانههای مکتوب ما با یک افت مخاطب و شمارگان مواجه شدهاند که دلایل مختلفی دارد. یکی از این دلایل، دسترسی آسان به فضای مجازی و شبکههای اجتماعی است. علت دیگر که شاید مهمترین هم باشد عدم پاسخگویی بهنگام و متوازن رسانههای مکتوب به نیازهای مخاطب است. به عبارت دیگر، مخاطب خودش را کمتر در این رسانهها میبیند و در نتیجه تمایلش به آنها کم میشود و ترجیح میدهد نیازهایش را در فضاها و از طریق رسانههای دیگر تامین کند. اینها باعث تاسف است. این افت تیراژ و مخاطب چندان به شکل و فرم رسانه بازنمیگردد بلکه به رویکردها و شکل طرح پرسشها و نحوه پاسخگویی به آنها بازمیگردد. رسانهها خود را از طرح پرسش و پاسخگویی به آن محروم کردهاند. البته تاکید میکنم این گفته من به آن معنا نیست که نباید شکل و فرم روزنامه را به روز و نو کرد. از قضا این اتفاق باید هر چند مدت یکبار اتفاق بیفتد. فرم، شکل و شمایل یک روزنامه نباید تکراری باشد. هر اقدامی در نهایت باید به این نیت انجام شود که مخاطب را از آن رسانه کند. بیتردید رسانه با مخاطب تعریف میشود و بدون آن معنی پیدا نمیکند.
میدانید جامجم روزنامهای عمومی و مردمی است و مخاطبان عام دارد. به نظر شما چنین روزنامهای باید از چه ادبیات و نوشتاری برای ارتباط بیشتر با مخاطبانش استفاده کند؟
تاکید میکنم که رسانه با مخاطبش تعریف میشود. هر رسانه باید جامعه مخاطب خود را مشخص کرده و تعیین کند به کدام لایه از اجتماع امروز ما تعلق دارند. باید دید مخاطب جوان است یا پیر، تحصیلکرده است یا بیسواد، بیکار است یا شاغل و دیگر مشخصات او کاملا شناسایی شود. در روزگاری که با تعدد رسانه روبهرو هستیم و مخاطب با طیف رنگارنگی از جراید مختلف سر و کار دارد و همین قدرت انتخاب برایش به همراه میآورد، مخاطب عام، خودش نوعی مخاطب خاص است. ضمن اینکه باید به یاد داشته باشیم مخاطب عام به معنای بیسواد و کمسواد نیست. خالقان یک رسانه و به طور مشخص روزنامه جامجم باید درک صحیح و متوازنی از مخاطبان خود داشته باشند. نباید مخاطبان عام را دستکم گرفت. در عین حال، نباید سهلنویسی را با سبکنویسی یکی دانست و به اشتباه در یک ردیف پنداشت. روزنامه فراگیری مثل جامجم که مخاطبان فراوانی دارد باید کارش را جدی بگیرد. تولیدکنندگان محتوا در چنین روزنامهای باید خودشان را در مطلبی که میآفرینند ببینند. باید تلاش، خلاقیت و تکاپوی یک نویسنده در مطلبی که تولید کرده، قابل مشاهده باشد. لازم است خبرنگاران و نویسندگان از زاویه جدید و بدیع به مسائل نگاه کنند و بخوبی به موضوعات بپردازند. به هر حال به بسیاری از موضوعات قابل طرح قبلا هم پرداخت شده و نگاه نو، ادبیات جذاب و پرداخت حرفهای است که طرح دوباره آنها را برای مخاطبان جذاب و باورپذیر میکند. کار مطبوعات در شرایط فعلی، تبدیل ذغال به الماس است. به عبارت بهتر، باید با حداقلها بهترینها را تولید کرد.
با توجه به گسترش فضای مجازی و سایبری چه پیشبینی از آینده روزنامهها و جراید مکتوب دارید؟
به گمانم با روند فعلی، اگر رسانههای مکتوب حواسشان را جمع نکنند به تدریج مخاطبان خود را از دست داده و عمرشان به پایان میرسد. مدیریت جامعه هم انتظارات عجیبی از مطبوعات دارد. فضا را برای رسانههای مکتوب حداقلی و محدود کردهاند و کارکردهای حزبی، جناحی و سازمانی برای آنها قائل شدهاند.
با این رویه، رسانههای مکتوب آسیب زیادی میبینند و اوضاع به نفع آنان نیست. باید اجازه داد رسانهها با وجود همین خط قرمزهای موجود هم به سمت نوآوری و نوخواهی حرکت کنند. رسانه نباید تا این حد واهمههای بینام و نشان داشته باشد. هر تیتر و یادداشت و مطلبی ممکن است به کسی یا ارگانی بر بخورد و با انتقاد عدهای مواجه شود، رسانهها که قرار نیست تاوان هر انتقادی را پس بدهند. نشریات ما بیشتر واکنشی هستند تا کنشی و این یک فاجعه است. یک اتفاق باید بیفتد تا روزنامههای ما به آن واکنش نشان دهند. نتیجهاش این میشود که همیشه پشتسر مخاطب راه بروند.
روزنامه فراگیری مثل جامجم که مخاطبان فراوانی دارد باید کارش را جدی بگیرد. تولیدکنندگان محتوا در چنین روزنامهای باید خودشان را در مطلبی که میآفرینند ببینند. تلاش، خلاقیت و تکاپوی یک نویسنده، باید در مطلبی که تولید کرده، قابل مشاهده باشد.
فریدون صدیقی
استاد روزنامهنگاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: