در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در تاریخ کشور خودمان هم در برهههای مختلف زمانی همچون حمله مغولان یا سالهای مشروطه اتفاقاتی از این دست در شهرهایی همچون تبریز رخ داده، اما مردمش حاضر به تسلیم نشدهاند و حالا انگار تاریخ باز هم در حال تکرار است.
حال با توجه به نامگذاری امسال به نام «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» و شرایط چند ساله گذشته، این پرسش مهم وجود دارد که نقش تلویزیون در توسعه فرهنگ مقاومت چیست؟ این که برنامههای نمایشی تلویزیون چگونه میتواند به این برنامهها کمک کند؟
اقتصاد مقاومتی همان طور که از نامش پیداست بر مبنای تکیه بر دستاوردهای داخلی و استفاده از ظرفیتهای آن شکل میگیرد و خصوصا در زمانهای بحرانی همچون تحریم بشدت میتواند به حفظ استقلال و عزت یک کشور منتهی شود.این نوع خاص و البته سخت از سبک زندگی نه فقط در مورد اقتصاد که در حوزههای دیگر هم قابل بررسی و اجراست که در اینجا فرهنگ و بخصوص تلویزیون مورد نظر ماست.
این شبها از شبکه اول سیما سریالی به نام «در دوردستها» به کارگردانی جواد ارشاد در حال پخش است که موضوع اصلی آن استاندارد و حفظ کیفیت کالاست.این سریال بهانهای است تا بدانیم ارتباط بین استاندارد و اقتصاد مقاومتی چیست؟ همانطور که از تار و پود قصه این سریال هم پیداست توجه به خودکفایی داخلی از نهاد خانواده شروع میشود و به سطح یک کارخانه میرسد. بدون شک تولید یک کالا یا حتی خدمات فرهنگی با کیفیت خوب یا همان استاندارد اصلیترین رکن خودکفایی داخلی و توجه مصرفکننده است. به عبارتی شهروند ایرانی وقتی با یک مدل ایرانی از صنعت یا فرهنگ روبهرو شود، هرگز به سمت بازارهای خارجی کشیده نخواهد شد. این گرایش داخلی صرفا با یک تبلیغ یا برنامه تلویزیونی اتفاق نخواهد افتاد و سالها تلاش و برنامهریزی میطلبد.
تلویزیون بزرگترین فضای رسانهای و فرهنگی کشور است که به لحاظ تعداد و امکان جذب مخاطب قابل مقایسه با فضای دیگری نیست. این نقش و امکان درخصوص پدیدهای همچون اقتصاد مقاومتی از دو جنبه مهم قابل بررسی است. نخست برنامهسازی بومی و دوم امکان آموزش این فرهنگ به صورت همگانی.
برنامهسازی بومی
تلویزیون به لحاظ تعداد شبکه و تعداد ساعتهای پخش، یک ظرفیت عظیم رسانهای برای اشتغال و فعالیت نیروهای متخصص ایرانی است. اگر به خبرهای گاه و بیگاه رسانهای درخصوص مهاجرت برخی از این نیروها به تلویزیونهای خارج از کشور توجه کنیم، متوجه میشویم این رسانههای بیگانه در تاکتیک جدید با عبور از برنامهسازی صرف، هدفگذاری خود را روی جذب نیروهای داخلی گذاشتهاند. این روش نشان میدهد اشتغال جوانان و نیروهای متخصص داخلی در داخل کشور تا چه اندازه بااهمیت است و میتواند به حفظ الگوی اقتصاد مقاومتی کمک کند. این فعالیت البته نه
به عنوان کارمند و نیروی ستادی بلکه به عنوان برنامهساز در حوزههای مختلف میتواند اتفاق بیفتد.
حوزه فرهنگ در سالهای گذشته یکی از هدفگذاریهای جدی غولهای رسانهای جهان است که سعی میکنند با تسلط فرهنگی و رسانهای بر کشورهای کوچکتر و مستقل آنها را به زانو
در بیاورند و علاوه بر ترویج سبک زندگی مورد نظر خود فرصت شغلی برای جوانان خود فراهم کنند، بنابراین مقاومت در این حوزه تنها و تنها با برنامهسازی بومی اتفاق میافتد. با توجه به مرزهای گسترده کشورمان و همسایگی با کشورهایی که بسیار به لحاظ فرهنگی با ما نزدیک هستند میتوان حتی به صادرات این برنامهها و محصولات هم توجه جدی داشت. به عنوان مثال برنامههایی به زبان ترکی، عربی یا حتی فارسی میتواند در شبکههای استانی و ماهوارهای مخاطب کشورهای آذربایجان، ترکیه، لبنان و سوریه و عراق و حتی افغانستان و پاکستان را جذب کند. البته توجه کنیم جنس این جذب مخاطب با روشهای امپراتوریهای رسانهای متفاوت است
. اشتغال درست و سالم هر یک نفر در فرهنگ ایران مساوی با اخراج یک کالای مخرب از کشور است که به مرور باعث خودکفایی صددرصد ملی خواهد شد. یک تحقیق جالب در ایام نوروز نشان میداد شبکههای ماهوارهای و حتی بیبیسی فارسی در ایام نوروز و با توجه به اقبال مخاطبان به سریالهایی همچون پایتخت و کلاه قرمزی برنامههای خود را قطع و سعی میکنند ادامه سریالهای چند صد قسمتی و ضعیف خود را پس از این تعطیلات از سر بگیرند.
نکته بعد اینکه یک سریال یا تلهفیلم خصوصا در شهرستانها صرفا به عوامل تولیدی منتهی نمیشود و به صورت مستقیم و غیرمستقیم باعث اشتغال افراد زیادی میشود که در صورت کاهش تولید به هر دلیل ضربهای جدی به پیکره تلویزیون و اقتصاد کشور خواهد بود. بنابراین توسعه برنامهسازی بومی در تلویزیون از مصداقهای رعایت فرهنگ اقتصاد مقاومتی است.
آموزش فرهنگ اقتصاد مقاومتی
سریال دوردستها یکی از حرکتهای جدی تلویزیون در حوزه فرهنگ خودکفایی ملی و البته رعایت این نکته کلیدی است که زمانی میتوانیم به اقناع صد درصد مخاطب میلیونی تلویزیون و بازار صنعت برسیم که کالای خوب و محصول مناسب عرضه کنیم. این محصول میتواند یک سریال تلویزیونی باشد یا یک قوطی رب گوجهفرنگی یا حتی اتومبیل، اما آنچه مهم است حفظ کیفیت این محصولات است که باعث میشود فرهنگ استفاده از کالای ایرانی ترویج و جلوی واردات بیرویه گرفته شود.این واردات خصوصا در حوزه برنامههای تلویزیونی بسیار خطرناک و آسیب آن چندوجهی است که در بالا به تفصیل گفته شد. اقتصاد مقاومتی با زیرشاخه مهمی همچون فرهنگ و آموزش توسعه مییابد و مسلما این مهم در درجه اول به عهده تلویزیون و رادیوست که میتوانند به دو شکل نمایشی و غیر آن اتفاق بیفتد.
یک نگاه کلی به تاریخ معاصر ایران خصوصا دو مقطع ملی شدن صنعت نفت توسط دکتر مصدق و پروژه هستهای کنونی و تحریمها علیه ایران، نشان میدهد مهمترین ابزار فشار کشورهای طرف مقابل تحریم خرید نفت و حتی فشار به کشورهای کوچکتر برای انزوای ایران بوده است. این نکته نشان میدهد تا زمانی که ما از شر این تکمحصولی بودن رها نشویم داستان ادامه خواهد داشت و مسلما این رهایی با توسعه صنایع و حتی کارگاههای کوچک برای تامین نیازهای داخلی اتفاق خواهد افتاد و دقیقا همین جاست که تلویزیون و رادیو به عنوان اصلیترین امکانات رسانهای میتوانند نقش خود را برای ترویج فرهنگ خودکفایی ملی انجام دهند.
به عنوان مثال کمپین ایجاد شده در نوروز امسال برای کاهش سفر به کشورهای همسایه و توسعه گردشگری داخلی طبق آمارها باعث کاهش 10 درصدی این سفرها شده که به نظر در تجربه اول مناسب است و در صورت ایجاد کمپینهای مشابه برای حمایت از تولید داخلی و پخش از تلویزیون میتواند به مرور وارد فرهنگ عامه مردم شود. البته باید توجه داشته باشیم که ورود یک رفتار و کنش به عادتهای روزانه عامه مردم سالها زمان میبرد و با روشهای هیجانی و سطحی به نتیجه نخواهد رسید، بنابراین بدون ناامیدی یا توقع نابهجا، باید با صبر فرهنگ مقاومت و اقتصاد مولد و درونزا را در تلویزیون ترویج کرد.
بیانصافی است اگر به این نکته اشاره نشود که هنرمند ایرانی همواره در تلاش بوده این سبک زندگی را ترویج کند و همواره نگاهی انتقادی به وابستگی داشته و خواهد داشت. به یاد بیاوریم تمام تلاش مردم ایران در دهه 50 و وقوع انقلاب اسلامی به دلیل همین تلاشها برای قطع دست بیگانگان از ایران است. ایرانی که سرشار از استعداد و منابع طبیعی است و باید قدر آن را دانست.
همیشه وقتی صحبت از مقاومت و خودکفایی میشود یک تصویر در ذهن نگارنده نقش میبندد. تعدادی جوان با لباس خاکی و لبخندی بر لب که قوطی کنسرو یا کمپوت در دست دارند و پشت یک خاکریز به دوربین نگاه میکنند. جوانهایی که با کمترین امکانات و با دست خالی ایستادند و شرف را معنا کردند. آن خاکریز و کنسرو و کمپوتها یک نماد است. نماد و معنی روی پای خود بودن و خم نشدن و حالا هم زمان خوبی است برای ایستادن.
بهرنگ ملک محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: