jamejamnashriyat
کد خبر: ۸۹۵۶۴۶   ۲۶ فروردين ۱۳۹۵  |  ۰۰:۰۱

دختر جوانی که متهم است در هنگام درگیری با نامزدش وی را با ضربه چاقو از پای درآورده، دیروز در جریان تحقیقات قضایی در حالی که بشدت می‌گریست، از خانواده مقتول خواست وی را ببخشند .

به گزارش جام جم، دختر جوان که شهرزاد نام دارد، بامداد سه‌شنبه در جریان درگیری با نامزدش وی را با ضربه‌های چاقو در خانه خود در غرب تهران به قتل رساند و با دستور بازپرس ایلخانی در صحنه جنایت بازداشت شد. او با انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بازجویی شد و اعتراف کرد که نامزدش زمانی که برای مصرف شیشه به خانه او آمده بود، با هم درگیر شدند و این جنایت رقم خورد. شهرزاد روز چهارشنبه در حالی که بشدت می‌گریست و از این جنایت پشیمان بود، برای تحقیقات وارد شعبه هشتم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران شد. او در جریان تحقیقات قضایی اعتراف کرد که نمی‌خواسته مرتکب این جنایت شود و ناخواسته نامزدش را کشته است .

دختر جوان دیروز در حاشیه جلسه بازجویی در گفت‌وگو با خبرنگاران به تشریح جنایت پرداخت.

از آشنایی‌ات با مقتول بگو؟

متهم: من از طریق خواهرشهرام با او آشنا شدم. او به خاطر اعتیاد به شیشه از همسرش جدا شده بود. من و خانواده‌اش خیلی تلاش کردیم اعتیادش را ترک کند که نشد. بنابراین از ازدواج با وی منصرف شدم. اما او مدام به خانه‌ام می‌آمد و به رفت و آمدش اعتراض می‌کردم که بی‌توجه بود .

جنایت چگونه رقم خورد؟

متهم: او به خانه‌ام آمد و با هم شام خوردیم. نیمه‌شب او دوباره به خانه بازگشت تا شیشه مصرف کند که با هم درگیر شدیم. نامزدم چاقویی را که در جاکفشی گذاشته بود، برداشت و به سمت من آمد. با هم درگیر شدیم. می‌خواستم چاقو را بگیرم و از خانه بیرونش کنم که ناخواسته چاقو به گلویش اصابت کرد. امدادگران اورژانس آمدند اما تلاش آنها بی‌فایده بود و نامزدم فوت کرد. لباس‌های خون‌آلود را داخل حمام و چاقو را هم کنار پنجره اتاق خواب گذاشتم .

چرا از صحنه جنایت فرار نکردی؟

من ناخواسته مرتکب قتل شده بودم. نمی‌توانستم فرار کنم. اگر فرار می‌کردم عذاب‌وجدان لحظه‌ای رهایم نمی‌کرد.

پیش از این ازدواج کرده بودی؟

متهم: بله. من مربی بدنسازی بودم و در یک غذاخوری نیز به عنوان حسابدارکار می‌کردم. هفت سال زندگی مشترک با مردی داشتم. اما او بر اثر بیماری قلبی فوت کرد و تنها شدم. شرایط به گونه‌ای بود که ترجیح دادم تنها زندگی کنم. پس از دوستی با خواهر مقتول، با خانواده‌اش و شهرام آشنا شدم. بسیار پشیمانم. عاجزانه و ملتمسانه از خانواده‌اش می‌خواهم مرا ببخشند. من هم داغ مقتول را دارم. خانواده‌ام اگر بشنوند به اتهام قتل بازداشت شده‌ام، شالوده زندگی‌شان ازهم می‌پاشد.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
مرثیه‌ای برای «عمو‌ قاسم»

مرثیه‌ای برای «عمو‌ قاسم»

یک) هرآنچه از تو بیادم می‌آید آلوده به غم است. تو یک جاعل بودی، یک کلاهبردار حرفه‌ای. دردهای کمرشکن را در مشتهایت پنهان می‌کردی و ناگهان چون شعبده‌بازی چیره دست سرودی خجسته از کلاه جادویی کلمات بیرون می‌کشیدی.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر