احزاب ، بودجه می خواهند یا نه؛

وابستگی احزاب به بودجه های اختصاص یافته از سوی دولتها به منظور گسترش فعالیت های سیاسی ، مثبت تلقی می شود یا منفی؛
کد خبر: ۸۹۵۰۳

پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست و به بررسی مبسوطی نیاز دارد. اما در این نوشته ، تنها به ابعاد مختصری از آن پرداخته می شود با این نیت که انگیزه و زمینه ای برای بررسی های بیشتر باشد. یکی از ابزارهای توسعه سیاسی ، تعدد احزاب و گروههاست . این تعدد موجب گسترش سلیقه ها و ایده ها و در نهایت تصمیم سازی برای مدیران جامعه می شود. به این لحاظ ، احزاب باید مستقل از حاکمیت عمل کنند تا بتوانند منتقدان خوبی برای دولت یا مجلس باشند. اگر نظام حکومتی کاملا حزبی باشد و قدرت در اختیار حزب اکثریت باشد ، گروههای خارج از حاکمیت ، نقش نظارتی موثری را ایفا می کنند. از آنجا که موضوع تشکیل احزاب ، رسیدن به قدرت است ، همواره تعامل میان اقلیت و اکثریت ، نوعی تز و آنتی تز پدید می آورد که سنتز آن می تواند تصحیح رفتارهای حاکمان باشد. فرض کنیم در این سیستم که دولت در اختیار حزب اکثریت قرار دارد (یا ائتلافی از احزاب ، توانسته اند قوه مجریه را تشکیل دهند) دولت بخواهد به همه احزاب ، از جمله گروههای کوچکتر که در اقلیت هستند ، کمک مالی بدهد. به نظر می رسد در چنین فرضی ، دولت در واقع دارد زیر پای خود را خالی می کند و عملا به تقویت رقیب می پردازد. این پدیده ، با اصل تحزب که رقابت با حریف در راس آن قرار دارد، منطبق نیست . حال فرض را بر این بگذاریم که حزب اکثریت (در اینجا دولت) با کمکهای مالی خود بخواهد موضع رقیب را به نفع خود تغییر دهد. طبیعی است که این اقدام نیز با تعریف رقابت سیاسی کمترین همخوانی ندارد. آنچه در بالا به آن اشاره شد ، معطوف به حکومت هایی است که دولت کاملا حزبی دارند. چنین تعریفی ، در حال حاضر با ساختار سیاسی کشور ما همخوانی ندارد. بنابراین کمکهای دولت به احزاب ، مشکل فوق را ایجاد نمی کند. با این حال ، احتمال آفت دیگری را نباید از نظر دور داشت و آن ، ایجاد و تشکیل احزاب دولت ساخته است که متاسفانه در دوران دو دولت سازندگی و اصلاحات سایه سنگین این حزبها را بر فضای جامعه تجربه کرده ایم . احزاب دولتی و قوه مجریه در واقع نقش نان به هم قرض دادن را بازی می کنند. از یک سو دولت به منظور بالا بردن شانس بقاء حزب می سازد و آن را تقویت می کند و از جانب دیگر ، احزاب دولت ساخته به منظور حفظ خود و راهیابی به قدرت ، دولت را حمایت می نمایند. این دور خطرناک نه تنها فسادآفرین است ، که فضای رقابتی جامعه را بشدت مورد تهدید قرار می دهد. در مقابل ، گفته می شود چنانچه احزاب دارای بودجه مشخصی نباشند ، ممکن است برای ادامه حیات خود نیازمند هزینه هایی شوند که تامین آن برایشان ممکن نیست و احتمال می رود به اصحاب ثروت و از آن بدتر بیگانگان متمایل شوند. این احتمال ، کاملا عقلایی است حتی اگر دستگاه اطلاعاتی کشور گرایش به بیگانگان را کنترل و جلوی این مفسده را بگیرد ، گرایش به سمت سرمایه داران ، قابل جلوگیری نیست . در عین حال باید روشن شود که آیا واقعا دولت توان اختصاص رقمهای کلان مورد نیاز احزاب را دارد؛ قطعا چنین نیست و گروههای سیاسی برای تامین هزینه های خود باید منابع دیگری را جستجو کنند. به این ترتیب احزاب بزرگ با رقمهای کوچک هیچ مشکلی را از سر راه خود برنمی دارند اما نمی توان آثار مثبت چنین کمکی را برای گروههای سیاسی کوچکتر منتفی دانست . به نظر می رسد اگر قرار است چنین بودجه ای اختصاص یابد ، گزیری جز این نیست که نهادهای مدنی ، مسوول عملیاتی کردن آن باشند و دست دولت کاملا در این زمینه قطع شود. آنچه به آن اشاره شد ، می تواند محمل گفتگوهای بیشتری در این زمینه باشد. تداوم چنین گفتمانی می تواند در تصمیم گیرندگان محترم مجلس شورای اسلامی در جریان بررسی لایحه بودجه 1385 تاثیر بگذارد.

محمد مهاجری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها