آسیب شناسی ارکان انقلاب ایران/11
در برابر سلاح تفرقه
دشمنان برای محقق ساختن این استراتژی از تاکتیک ها و روشهای مختلفی استفاده می کنند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
کد خبر: ۸۹۴۴۴
21-اختلاف افکنی: یکی از شیوه های کهن و تاریخی دشمنان اسلام در نابودی ، انحراف و کند کردن مبارزات و نهضتهای آزادیبخش ، بهره گیری از سلاح تفرقه است که امروز نیز با مطالعات کارشناسی و روان شناسی دقیق و با روشها و ابزارهای گوناگون از این سلاح برای شکست انقلاب ها بهره می جویند.
حضرت علی علیه السلام ضمن این که قدرت و یاری خداوند را در همراهی با جماعت و یکپارچگی معرفی می کند. با قاطعیت درباره عناصر تفرقه افکن می فرماید: آگاه باشید هر کس مردم را به تفرقه و جدایی دعوت کند او را بکشید، هر چند زیر عمامه من باشد.1
امام خمینی ره مهمترین عامل پیروزی انقلاب اسلامی را وحدت و وفاق ملی کلیه اقشار و گروهها می داند و معتقد است که عنایات خاص الهی در پرتو این وحدت شامل حال امت اسلامی می گردد.
ایشان تفرقه و اختلاف را به عنوان یک سم مهلک برای انقلاب و نظام اسلامی دانسته و می فرماید: حفظ اسلام در ایران به وحدت شماهاست ، وحدت روحانی و مردم ، مردم و روحانی ، ارتش و ژاندارمری و قوای مسلح با دولت ، همه اینها با هم ، وقتی دست به هم دادیم و همه شدیم «ید واحدت عط من سواهم» همان طوری که فرمودند اینها دست واحد هستند بر سوایشان.2
اگر دست واحد شدیم برای «من سواء» هیچ کس نمی تواند به ما ضرری بزند. آن روز به ما ضرر می خورد که خلل در وحدت ما پیدا بشود، هیچکس نمی تواند در این کشور کودتا کند، با وضع فعلی هیچکس نمی تواند.
آن روزی که اختلاف پیدا شد بینتان ، آن روز بدانید که آن شیاطینی که نشستند آنجا و نگاه می کنند، آن شیاطین یک کودتاچی درست می کنند، می تراشند، اختلافات این کار را درست می کنند.3
پا نوشت ها:
1-الا و من دعا الی هذا الشعار فاقتلوه ولوکان تحت صعامی هذه » (نهج البلاغه ، خطبه 127، دشتی ، ص،240)
2-عن الرسول الله (ص) ان المسلمین ید واحده علی من سواهم و لایخرج من جماعه مسلمین الا مفارق و معاند لهم و تظلور علیهم اعدائهم فقد اباع الله و رسوله دمه و امل احل قتله همانا مسلمانان یکدست و متحد بر دیگران هستند و از جماعت مسلمانان جدا نمی شود مگر کسی که قصد تفرقه و دشمنی داشته باشد و کسی که دشمنان مسلمانان را پشتیبانی کند خداوند و رسولش خون او را مباح و قتل او را حلال دانسته اند. (بحارالانوار، ج 28، ص 1 .4، حدیث3)
3-صحیفه امام ، ج 17، صص 383و384.