مشاهدات «ژان ‌شاردن» از روحیات و خلقیات ایرانیان

ایرانی‌ها از‌خشونت و بی‌رحمی بیزارند

ژان شاردن در سال ۱۶۴۳ میلادی، در شهر پاریس متولد شد و در همان محل به تحصیل پرداخت. پدرش جواهرساز بود و او از کودکی آشنایی با سنگ‌های قیمتی و فن جواهرسازی را آموخت. در ۲۲ سالگی نخستین سفر خود را آغاز کرد که در این سفر شش ساله ایران بیش از دیگر کشورها توجه او را به خود جلب کرد.
کد خبر: ۸۹۳۲۲۵

در سفر دومش (۱۷ آگوست ۱۶۷۱ م) که خانم بازرگانی به نام لسکو او را همراهی می‌کرد، و سرانجام در تابستان ۱۶۷۳ م. به اصفهان رسیدند و تا سال ۱۶۷۷ م. در این شهر اقامت کردند. سپس به هندوستان رفته و پس از دو سال آنجا را به مقصد اروپا ترک کرد. این سفر آخرین سفر او به ایران بود. او لقب «تاجرشاه» را از شاه عباس دوم دریافت کرده بود.

در ایران هرجا که آب باشد آبادانی هم هست و در منطقه‌های کم باران، هر جا که بروید صحبت از آن است که چاه بکنند و به آب برسند، اما اشکال در این است که جمعیت در همه جا کم است و کسانی که باید چاه بکنند و به آب برسند تعدادشان کم و همین باعث شده که قسمت بزرگی از کشور بی‌حاصل و بایر بماند.

سرزمین‌های زیر سلطه عثمانی نیز بی‌‌حاصل و بایر مانده و غالبا خالی از سکنه است. کسانی که در این محدوده تحقیق کرده‌اند، معتقدند ساکنان این سرزمین‌های پهناور که ناچارند زیر سلطه حکومت این امپراتوری مستبد زندگی کنند از تبارها و تیره‌های گوناگون هستند که ناچار شده‌اند حکومت بیگانه را بپذیرند و یوغ حکومت مستبدان را به گردن بگیرند و به همین علت گروه بی‌شماری از آنها از سرزمین مادری خود مهاجرت می‌کنند و به سرزمین‌های دیگر پناه می‌برند و در سرزمین اصلی آنها جمعیت هر سال کمتر می‌شود و برای کشت و زرع و آباد کردن این منطقه نیروی کافی وجود ندارد.

مردم آرام و بردبار

همچنین در ایران باران بسیار کم می‌بارد، بخصوص در فصل تابستان بعضی از روزها حتی یک لکه ابر در آسمان نمی‌بینید و در این روزها آسمان آبی و بسیار شفاف است و هوا چنان خشک است که اگر یک ورق کاغذ را شب هنگام در حیاط خانه بگذارید، فردا صبح می‌بینید که همچنان خشک است و اثری از رطوبت در آن ورق کاغذ نمی‌بینید و به همین گونه برگ‌های درختان و گیاهان نیز خشک می‌مانند و کمترین رطوبتی را جذب نمی‌کنند. شما شفافیت آبی آسمان ایران را در آسمان اروپا نمی‌بینید. در اروپا آسمان همیشه گرفته است و ابری و در ایران، این آبی آسمانی شفاف چنان عمق و ظرافتی دارد که در تمام طبیعت پخش می‌شود و در جسم و روح آدمی اثر می‌گذارد.

هوا در اینجا بسیار خوب و سالم است و جز در کرانه‌های دریا، در سراسر این خاک پهناور هوا خشک است و تندرستی می‌بخشد و این هوای پایدار به مردم روحی آرام و بسیار بردبار بخشیده است. ضمن این که در ایران بیماری طاعون را که در اروپا بیداد می‌کند، نمی‌بینید و دردهای شدید سنگ کلیه و سنگ مثانه و بیماری‌هایی نظیر درد سیاتیک و سردرد و نقرس را کمتر می‌یابید.

آسمان راهنما

ایران، با خطر صاعقه و زلزله چندان درگیر نیست. کمتر غرش رعد را می‌شنوید و درخشش صاعقه را می‌بینید. زیرا هوا خشک است و فقط در آغاز بهار گاهی تگرگ می‌بارد و چون هوا گرم است و محصولات زراعی زود به بار می‌نشینند، رگبارها و تگرگ‌های فصل بهار به کشتزارها لطمه می‌زند و کشاورزان زیان‌های بسیار می‌بینند، اما ماموران دولتی با اکراه می‌پذیرند که از مالیات کشاورزان آسیب دیده اندکی بکاهند. همچنین رنگین‌کمان را در آسمان کمتر می‌بینید، زیرا بخار آب در فضا کمتر است.

در فصل تابستان گاهی شهاب‌های آسمانی را می‌بینید که به ستارگانی می‌مانند که فرو می‌افتند و خاموش می‌شوند و در عین حال خط سفیدی از خود به جا می‌گذارند که به هاله ماه شباهت دارد و این روشنایی آسمان به اندازه‌ای است که شب‌ها به یاری نور ستارگان می‌توان در تاریکی راه خود را یافت.

رفتار شرافتمندانه ایرانی‌ها با مذاهب دیگر

ایران از کوهستانی‌ترین کشورهای دنیاست و بیشتر این کوهستان‌ها صخره‌هایی هستند از سنگ، بسیار خشک و بی‌آب‌و‌‌علف. گاهی در میان دو کوه دره‌هایی می‌بینید که کم و بیش حاصلخیزاند و خوش منظره، اما زمین در این دره‌ها سفت و سخت و سنگی است یا از خاک رس که نفوذناپذیر است و باید به موقع آبیاری شود چون در فصل تابستان تقریبا باران نمی‌بارد و در زمستان هم آفتاب پنج شش ساعت در روز می‌تابد و رطوبت را از بین می‌برد و با این حساب در زمستان زمین باید آبیاری شود. کمبود جمعیت نیز به آبادانی و پیشرفت کشور لطمه می‌زند و به عقیده من بیست برابر جمعیت فعلی می‌توانند به آسودگی در این کشور پهناور زندگی کنند.

مردم عادی ایران با کسانی که دین و مذهب دیگری دارند، رفتاری بسیار شرافتمندانه و انسانی دارند و به دیگران حق می‌دهند که دین و آیین خود را حفظ کنند، اما اگر یکی از مسلمانان دین و آیین خود را رها کند و مذهب دیگری را بپذیرد او را ملحد می‌نامند که از هر ناسزایی بدتر است. با این وصف با او نیز کاری ندارند و آزارش نمی‌دهند و جالب آن است که معتقدند که نماز و دعای پیروان مذهب‌های دیگر هم مقبول و موثر است و در هنگام بیماری و گرفتاری از معتقدان مذاهب دیگر هم می‌خواهند برای آنها دعا کنند و من این قضیه را بسیار دیده ام و این طرز برخورد انسانی و شرافتمندانه با بیگانگان و پیروان مذهب‌های دیگر به خلقیات خاص ایرانیان بستگی دارد که از هر نوع خشونت و بی‌رحمی بیزارند.

ولخرجی عادت ایرانیان قدیم

ایرانیان ولخرج‌ترین مردم دنیا هستند و آن طور که من دیده‌ام به فکر فردای خویش نیستند و اگر مال و ثروتی به دستشان برسد، شتاب‌زده آن را خرج می‌کنند. اگر پادشاه مبلغی معادل پنجاه یا صد هزار لیره به آنها پاداش بدهد یا مبلغ هنگفتی از جایی به دست آنها برسد، تا آن را تمام نکنند خیالشان آسوده نمی‌شود و زندگی شاهانه‌ای برای خود درست می‌کنند و در این فکر نیستند که با این ولخرجی‌ها و گشاده‌دستی‌های بی‌حساب بعد از دو سه ماه مال و ثروت بادآورده تمام می‌شود و ناچار خواهند شد اثاث گرانبهای خود را بفروشند و خدمتکاران را از دست بدهند و من از این نمونه‌ها در ایران بسیار دیده‌ام.

همچنین آنها نه به گردش می‌روند و نه به سفر و سیاحت و هر وقت ما را در حال گردش و پیاده‌روی که مرسوم ماست می‌بینند با تعجب می‌نگرند و گمان می‌کنند که این کار ما بی‌معنی و بی‌فایده است و از ما می‌پرسند که چرا در سرما و گرما پیاده می‌رویم و ظاهرا هرجا که هوا معتدل و بیشتر گرم است، مردم آرام‌ترند و کمتر مضطرب و بی‌قرار می‌شوند و جنب و جوش ما اروپاییان را ندارند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها