در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«مضحکه شبیه قتل»، کاری از حسین کیانی است که برای سومین بار روی صحنه میرود. اولین بار، 12سال قبل بود که کیانی این نمایش را روی صحنه برد. چند ماه قبل، این نمایش برای بار دوم در سالن اصلی تئاتر شهر اجرا شد و حال، چند روزی است که در تماشاخانه باران، روی صحنه میرود. نمایش مضحکه شبیه قتل، برشی از تاریخ معاصر را با طنز روایت میکند. داستان از زمانی آغاز میشود که ناصرالدینشاه توسط میرزا رضای کرمانی، ترور شده و دو نفر از بیوههای سوگلی شاه که به ظاهر در تضاد کامل با هم قرار دارند، میخواهند مجلسی برای شاه شهید در تکیه دولت در مقابل چشم عامه مردم برگزار کنند.
یکی از این زنها با بازی الهام پاوهنژاد، زنی سنتی با لهجه غلیظ روستایی است که میخواهد این مجلس، مجلس تعزیه و شبیهخوانی باشد تا از شرکتکنندگان، مَشک مَشک اشک بگیرد و دیگری با بازی رویا میرعلمی که زنی مدرن و فرنگیمآب و آلامد است و خواهان این است که مجلسگردانان، بینندگان را از خنده رودهبر کنند؛ از این رو مردی را پیدا میکنند که این وظیفه را به عهده بگیرد. مرد با بازی حبیب دهقاننسب، همراه با شاگردش (شهرام حقیقتدوست)، با لطایفالحیلی میپذیرد که کار این دو بیوه را راه بیندازد و عنوان ساختگی و مندرآوردی «معینالبکا والخنده» را بر خود میگذارد و نمایش، به مدد موسیقی زنده صحنه، ملغمهای از شبیهخوانی و مضحکه میشود و مضحکه شبیه قتل شکل میگیرد.
اندازه بازیها
در نمایش حسین کیانی، بیاغراق، بازی باورپذیر شهرام حقیقتدوست، یک سر و گردن بالاتر از دیگر بازیگران است. او که چندی پیش در همین تماشاخانه، در نمایش سعادت لرزان مردمان تیرهروز هم در نقش جوانکی شیرینعقل به نام کله بازی فوقالعادهای داشت، نشان میدهد در صورتی که برای در آوردن یک نقش درست هدایت شود، بهترین انتخاب برای آن نقش خواهد بود؛ خواه این نقش، شخصیتی ترحمبرانگیز در یک درام تلخ و سیاه باشد و خواه، شخصیتی طناز در یک اثر کمیک و شوخی. شهرام حقیقت دوست، به بهترین وجه، از بدنش، بازی متناسبی با نقشش میگیرد و نیازی ندارد که برای همدلی برانگیختن یا خنداندن مخاطب، به شیوه معمول بسیاری از بازیگران امروز تئاتر، اغراقشده بازی کند یا شلوغ بازی دربیاورد. این هم از خوشبختیهای تئاتر است که این بازیگر که میرفت در فیلمها و سریالهای تینایجری سینما و تلویزیون، در نقش جوانهای عصیانگر یا عاشقپیشه چشمرنگی، کلیشه شود، احیا و عاقبت به خیر شود. شاید اگر درخشندگی بازی شهرام حقیقتدوست نبود، بازی بازیگرانی مانند رویا میرعلمی، بیشتر به چشم میآمد. بخصوص که در اجرای طنزآمیز نقشش، برخلاف الهام پاوهنژاد، صرفا از طنز کلامی و لهجه نامتعارفش بهره نمیگیرد و بازی بدن خوبی دارد. در این میانه، حبیب دهقاننسب، اما بازیهای هم اندازهای ندارد. هر قدر تقابلش با شهرام حقیقتدوست، بازیهای جاندار و شیرینی را شکل داده به همان میزان در تقابل با بازیگر نقش حوری (ویدا جوان) که به اعتقاد من بازیگر خنثای نمایش و به تعبیر بهتر نابازیگر نمایش است، ایفاگر نقشی کلیشهای و کسالتبار است که میتوانست بخشی از نمایش نباشد و به نظر، اتفاقی هم نمیافتاد. این موضوع میتواند نشانگر اهمیت تاثیر یک همبازی در شکوفایی یا منجمد کردن بازی بازیگر نقش مقابلش بوده و بررسی این تاثیر میتواند موضوع یک یادداشت مستقل باشد.
تئاتر به مثابه فوتبال
در مجموع باید به حسین کیانی به دلیل انتخابهایش تبریک گفت. به خاطر انتخاب دورهای از تاریخ که برای نمایشی شدن، جذابیت فراوانی دارد. به خاطر انتخاب متنی مبتنی بر کارکرد جادویی شعر و ضرباهنگ قافیه که در انسجام ذهن مخاطب تاثیر بیشتری دارد و به خاطر انتخاب بازیگرانی که به واسطه سالها کار در کنار هم، چشم بسته همدیگر را در پهنه صحنه پیدا میکنند. این ارزش کمی نیست که در عصری که همه چیز با سرعت هر چه بیشتر، میل به متراکمتر شدن و کوتاهی دارد، مخاطب، بیش از دو ساعت برای تماشای یک نمایش بنشیند و خسته نشود. نمایش مضحکه شبیه قتل حسین کیانی، درست مثل یک بازی فوتبال جذاب است که تماشاگر، بیاعتنا به نتیجه بازی، دوست دارد بازی به وقت اضافی بکشد و تمام نشود.
مهرداد نصرتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: