درس خواندن مثل حالا قواعد و قانونی داشت، اما مقرراتی سخت تا دانشآموز قدر علم را بهتر بداند و در پاسداشت آن بیشتر بکوشد. به طور نمونه هر کس که قصد تحصیل داشت، میبایست تشکچه میآورد و جای مناسبی را در مکتب آماده نشستن میکرد. همین که ساعت تعطیل میرسید، هر کس تشکچه خود را برای امان ماندن از دستبرد احتمالی، همراه خود به خانه برمیگرداند.
علاوه بر این، دانشآموز خورجین کوچکی نیز از نوع جاجیم میآورد و کتاب و قلمدان و غذای خود را در آن جای میداد که در اصطلاح مکتب به «هیبه» معروف بود. هیبه را مخصوصا برای استفاده شاگردان مکتبخانه میبافتند و گاهی از نوع زمخت آن نعلبندها و بناها هم برای حمل و نقل وسایل و ابزار کار استفاده میکردند.
در فصل سرما سوخت مکتب را به نوبت یکی از شاگردان تأمین میکرد. گاهی که توافقی نبود هر کس منقل کوچکی پر از آتش همراه میآورد و تا وقت درس از گرمای آن مدد میگرفت. آن روزها بیشتر بخاری دیواری متداول بود و در انتهای محل مکتب در منظر آنان فروغ و روشنایی میداد و مرتبا هیزم یا تپاله آن به وسیله خلیفه یا شاگردان بزرگ جابهجا میشد و همین که آتشی به دست میآمد، آن را میکشیدند و در یک منقل فلزی یا سفالی پیش مکتبدار میگذاشتند.
شاگردان مکتب به تناسب سن و سال و مهارتشان علاوه بر درس، کارهای شخصی و خانوادگی مکتب دار را نیز روبهراه میکردند؛ گندم او را آرد میکردند، هیزمش را میشکستند، برفروبی پشتبامش را انجام میدادند و اگر برای زراعت و برداشت محصول او کمکی لازم بود به یاریاش میشتافتند. علاوه بر اینها هرازگاه در فرصتهای مناسب، برای «میرزا» ولیمه میآوردند تا جبران حقالتدریس او به عمل آید.
دروس تدریس شده در مکتبخانه شامل نصابالصبیان، صرف میر فارسی، شرخ تعریف، عوامل منظومه شرح سیوطی، الفیه، شرح نظام، شرح جامی در نحو و صرف و حاشیه ملا عبدالله، کلیات سعدی، خمسه نظامی و... بود و به موازات آموزش این کتب «سیاق» که نوعی حساب مقادیر اوزان و نقود وقت بود، میآموختند که میتوان نمونههایی از آن را در لغتنامهها و فرهنگنامهها مطالعه کرد.
نامهنگاری و نوشتن اسامی ذکور و اناث جزو برنامه درسی به شمار میرفت. نامهنگاری را هم «کتابت» میگفتند و اگر کسی میزان تحصیل و سیر مراحل درسی فردی را میپرسید، به جای مدت تحصیل جوابی را که میشنید نام کتابی بود که میخواند. مثلا میگفت: جامع عباسی خواندهام یا گلستان میخوانم.
درس خواندن در مکتبخانهها اگرچه سالیان درازی است که منسوخ شده، اما برخی اصول آن همچنان در مدارس و حوزه علمیه استفاده میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم